با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز


 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

امروزه یکی از مشکلات جامعه مذهبی ما کمبود مداحانی است که از همه ی جهات (کلام، رفتار، منش، پوشش، سبک، محتوا، ولایت و ... ) مورد تأیید اهل بیت علیهم السلام باشند .هدف از تاسیس این وبلاگ انتقال مطالب مفید در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری به مداحان و علاقه مندان مکتب حسینی است .

این وب جایی برای تمامی دوستداران اهل بیت علیهم السلام است و در شب میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت و امام صادق علیهما السلام و در کنار بارگاه شریف و ملکوتی امام رضا علیه السلام راه اندازی گردیده است . بر خود لازم می دانم از تمامی استادان بزرگوارم در ابتدای کار دعوت به همکاری نمایم .


یا امام رضا؛ خودتان فرمودید: هر کس در راه دین خدا قدمی بردارد برایش دعا می کنید . امیدوارم کار ما مشمول دعایتان بگردد . 

آقاجان؛

من ندانم کيستم اما شما را دوست دارم
هر که هـستم خاندان مصطفي را دوست دارم

مرغ روحم چون کبوتر پر زند سوي مديـنه
هم خراسان هم نجف هم کربلا را دوست دارم 

کمتر از آنم که باشـم بنده ي شاه ولايـت
گر چه خــــــــود آلوده ام اهل ولا را دوست دارم

دوستـــي از دوستان دوستان اهل بيتـم
هر که هستــم شيعيان مرتضي را دوست دارم

گر نکير و منکرم پرسند آوردي چه با خــود
در جواب هر دو گــــــويم من رضا را دوست دارم  

 

جهت ترویج فرهنگ صحیح مداحی، هرگونه کپی برداری

از مطالب این وب کاملا آزاد است


لطفا انتقادات، پیشنهادات و نظرات خود را در همین جا قید بفرمایید.

 


 

غیر از غلامی تـو به دردی نمی خورم....

بیـرون کنی بـه فاطمـه بیکـار میشوم....

 

برای دسترسی بهتر به اشعار در کانال تلگرامی نوکران ارباب عضو شوید

telegram :     @mahdivahid
 



موضوعات مرتبط: * پای درس اساتید
[ 21 / 11 / 1396 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

لینک اشعار

[ 6 / 3 / 1396 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار مدح و مناجات و ولادت حضرت زینب سلام الله علیها


محمد جواد پرچمی

کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است
آیۀ ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است

رتبۀ ممسوسۀ فی ذات در تسخیر اوست
جلوه مستغرق رب، دستچین اش زینب است

کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو
کربلا تا شام ، ام المومنین اش زینب است

واقعا زن نیست این ، پروردگار مردهاست
انقلاب کربلا مرد آفرین اش زینب است

خیمه های کربلا ام البنات اش زینب است
کشته های نینوا ام البنین اش زینب است

فاطمه زینب حسن زینب بیمبر زینب است
حیدر كرار لحن آتشین اش زینب است

مستجیر بیرق عباس گرچه شد حسین
پرچم صاحب لوا حبل المتین اش زینب است

آنكه بین ازدحام چشم های خیره سر
رو گرفت از دشمنان با آستینش زینب است

گرچه در بزم عبیدالله او پایین نشست
صبح محشر بانوی بالانشین اش زینب است


****************************

رضا تاجیک

ماه یكتایى و بی همتا به دنیا آمدی
هم ردیف نور اعطینا به دنیا آمدی
مثل حیدر عالی اعلی به دنیا آمدی
تو شبیه حضرت زهرا به دنیا آمدی

روز میلاد تو در تقویم روز باور است
روز عشق و روز تکریم مقام خواهر است

آمدی و می رسد بانگ مبارک بادها
بی معلم می شوی فرزانه ی استادها
ای علمدار حقیقت  بانی فریادها
ای دلیل کاف و ها و یا و عین و صادها

هرچه دارد کربلا در اختیار جبر توست
پرچم شاه شهیدان هم به سوی قبر توست

آمدی تا که بگویی قصه ی پرواز را
تا کجاها برده ای این شور انسان ساز را
ای رسول عشق می بینم ز تو اعجاز را
زنده کردی نهضت هفتاد دو سرباز را

 شام در زیر قدمهای تو در تاب و تب است
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

آمدی تا انتهای جاده ی عشق و جنون
هم ردیفت بعد زهرا کس نبوده تاکنون
گامهایت در مسیر آیه ی والسابقون
خواهر صبر و کرم ای دختر والراکعون

آمدی در دفتر دلدادگان یكتا شوی
آمدی اسطوره ی میدان عاشورا شوی

ای درخت استوار ، ای اسوه ی شب زنده دار
شد ردیف شرح تو در هر قصیده (اقتدار)
با حضورت شاه مردان حرز میخواهد چکار
(آمدی مستانه تر صف می گشاید ذوالفقار)

دختر شیری و یک جلوه ز الله الصمد
مادری کردی برایش حضرت بنت اسد

حاصل پیوستن دریا به دریا زینب است
چشمهایی که ندید الا جمیلا زینب است
نقش بازوبند ساقی حرم یا زینب است
لافتی الاعلی لا عشق الا زینب است

باز هم رو سوی بانوی وفا آورده ام
شصت و نه دفعه به لب نام تو را آورده ام

واژه ی ایثار را باید به پای تو نوشت
در مقام صبر هم باید برای تو نوشت
شاه را مشتاق و بی تاب دعای تو نوشت
بعد او کرببلا را کربلای تو نوشت

جان فدای شاعری که اینچنین زیبا سرود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

خیرها از تو رسیده دست ما خیر کثیر
عشق دارد در کنار تو مراعات نظیر
حضرت ام الحیا اخت الحسن بنت الامیر
ای اسیری که اسارت شد به دست تو اسیر

از میان محملت نور خدا تابیده است
دشمنت یک لحظه هم آه تو را نشنیده است

عقل را بازی گرفتی عشق حیرانت شده
مرتضی هم محو در تفسیر قرآنت شده
هر که دیده جلوه هایت را مسلمانت شده
هر که نامت را شنیده بعد گریانت شده

چند وقتی هست پای تو جنون دلباخته
مرز بین حق و باطل را حریمت ساخته

کاش قابل بودم و از یاورانت می شدم
با نشان زینبیون بی نشانت می شدم
با دو جرعه عشق از لب تشنگانت می شدم
از شهیدان دفاع از آستانت می شدم

ما همان سیل خروشانیم در راه بلا
کلنا اصحابک لبیک بنت المرتضی



****************************

محسن ناصحی

مدح هرکس که مقرر شده بر لب باشد
حق بده بر لب ما صحبت زینب باشد

نیست شایسته ی هر کس که برد نامش را
نام او در خور لبهای مودب باشد

چه نیاز است به موضوع همینکه در شعر
دختر حیدر کرار مخاطب باشد

هرکسی مذهب و آیینی و دینی دارد
زینبی هرکه شود صاحب مذهب باشد

تیغ حیدر به زبان دارد اگر دم بزند
شام گیرم که پر از خیبر و مرحب باشد

قرب ، همسویی  عشق است و جنون در مقصود
هرکه با اوست از افراد مقرب باشد

او نشان داد که عزت ز مذلت دور است
به اسیری برود باز محجب باشد...


****************************

محمود ژولیده

نازم قدم نایبة الزهرا را
ماه حرم انسیة الحورا را
میلاد شریکة الحسین آمده است
تعظیم، امام بعد عاشورا را

***

سرمایۀ آل مصطفایی، زینب
آرامش جان مرتضایی، زینب
هم کوثرِ زهرایی و هم عشق حسین
تو یک تنه لشگر خدایی، زینب

***

ما ریزه خورِ قدیم زینب هستیم
جزو سپه عظیم زینب هستیم
شیعه است مدافع حرم،با جانش
ما جان به کف حریم زینب هستیم

***

ای شیعه به اقتدار زینب صلوات
هر روز به روزگار زینب صلوات
با اوست که دل در انتظار مهدیست
بفرست به افتخار زینب صلوات


****************************

علی فردوسی

هرگز کسی شبیه تو خواهر نبود و نیست
در آسمان عاطفه اختر نبود و نیست

دار و ندار تو همه وقف حسین بود
مانند تو به پای برادر نبود و نیست

حتی تو از عصاره ی جانت گذشته ای
در کربلا، شبیه تو مادر نبود و نیست

آیینه ی شکسته ی صحرای کربلا!
مانند ماجرای تو دیگر نبود و نیست

بر شانه ی صبور تو بار رسالت است
مانند تو کسی که پیمبر نبود و نیست

در ذیل خطبه های فصیح تو گفته اند:
اصلاً کسی شبیه تو "حیدر" نبود و نیست

شیوایی کلام تو را هیچ کس نداشت
از ذوالفقار نطق تو خوشتر نبود و نیست

زینب شدی که زینت شیر خدا شوی
یعنی کسی شبیه تو زیور نبود و نیست


****************************

محمود ژولیده

اوصاف ذوالجلال دمادم مشخص است
توحید ناب در همه عالم مشخص است
بیت النبی که مرکز اسماء کبریاست
یک یک در آن عشیرۀ خاتم مشخص است
از بعد پنج تن، به خداوندیِ خدا
تفسیر گوی سورۀ مریم مشخص است
در حرفِ صادِ سوره، ببین صبرِ زینبی
سرتاسرِ مصیبت اعظم مشخص است
از یک نگاهِ سِرّیِ خواهر، برادری
تا روز حشر، خیمه و پرچم مشخص است
تا چشم، کار میکند از خانۀ علی
تا نینوا صفوف منظم مشخص است

مژده بده، عقیلۀ آل علی رسید
آئینۀ جمال و جلال علی رسید

حمد و ثنای نور که آسان نمیشود
وصف خدای عشق، بدینسان نمیشود
آن خانه ای که«یُذکَرَ فیهَا اسمُهُ»در اوست
شرحش به شعر و نظم و به دیوان نمیشود
آنکس که در کتاب خدا مدح میشود
مدحش به غیر آیۀ قرآن نمیشود
آن تربیت شده، سرِ دامان فاطمه
جز با زبان فاطمه اذعان نمیشود
گنجینۀ نهان معارف شد آشکار
ورنه عیان، معارفِ پنهان نمیشود
سلطان عشق، گفت که این خواهر من است
هر دختری که خواهر سلطان نمیشود

دلهای بی قرار به سامان رسیده اند
تا زینب و حسین ز رضوان رسیده اند

اینجا نگاه آینه هم، حرف میزند
گفتارِ عاشقانه چه کم، حرف میزند
وقتی شوند عاشق و معشوق روبرو
بوسه، بجای نوحه و دَم حرف میزند
دیدار اول است،ولی مثل آخر است
گویا کسی ز قامت خم حرف میزند
عمق نگاه پاک پیمبر به زینبش
از شعلۀ خیام حرم حرف میزند
فرمود: احترام به این طفل واجب است
دارد نبی ز غصه و غم حرف میزند
آرامش حسین بهم ریخت ناگهان
چشمان خیسِ فاطمه هم حرف میزند

قنداقه چونکه دست بدستِ حسین شد
زینب عجیب، واله و مست حسین شد

کودک، کنار سیبِ بهشتی نفس کشید
یک بوی سیب آمد و آهی سپس کشید
این بوی سیب تا تهِ گودال هم رسید
وقتی تنِ برادرش از خار و خس کشید
نیزه شکسته های تنش را کنار زد
بیرون، تنِ نهان شده را از قفس کشید
رگها بریده بود و گلویش دریده بود
لب را بر آن گلوی عطش دیده بس کشید
پس دست بُرد زیرِ بدن، رو به آسمان
شکرِ خدا نمود و ز دیدار دَس کشید
اوباشِ کوفه بر سرِ بانو که ریختند
نعره ز ناقه آمد و بانگ جرس کشید

با ناقه های تازه نفس، بی جهاز رفت
از کربلا به کوفه و شام و حجاز رفت

امروز تلِّ زینبیه، قبله گاهِ ماست
یعنی حریم حضرت زینب پناه ماست
آری، حرم چو در خطر افتد،به او قسم
اول، حریم زینبیه قتلگاه ماست
ما راهیان کوی حسینیم و بیدرنگ
هر بقعه ای که در خطر افتاد، راه ماست
آل سعود، مثل زباله ست زیر پا
هیئت، زمان حمله به دشمن، سپاه ماست
ما تخت و تاج پادشهان زیر و رو کنیم
شاه نجف، همیشۀ تاریخ شاه ماست
ما اقتدا به پرچم عباس میکنیم
پیوسته در نگاه ولایت نگاه ماست

روزی که بر سلالۀ زهرا فدا شویم
با قهرمان کرب و بلا آشنا شویم




موضوعات مرتبط: حضرت زینب(س) - ولادت،مدح
[ 14 / 11 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار مدح و مناجات و ولادت حضرت زینب سلام الله علیها


میلاد حسنی

ای قبله گاه حور و ملک گاهواره ات
می‌جنبد آسمان و زمین با اشاره ات

ای درّ آبدار یدالله تا ابد
برپاست در دیار نجف یادواره ات

این بیت را به فاطمه تقدیم می‌کنم
بانو مبارک است نزول دوباره ات

زینب تو کیستی که به دیوان شاعران
پیدا نمی‌شود مثل و استعاره ات

خاتون کنیزهای شما برگزیده اند
شد همسر خلیل خداوند ساره ات

حق می‌دهم اگر که بیفتد کلاه عرش
با زل زدن به شان رفیع مناره ات

دریای بی‌کران بخدا چشم آفتاب
یک بار هم ندیده به خوابش کناره ات

دین خطبه‌ای برای بقا خواست، باز نیست
در کار خیر حاجت هیچ استخاره ات

****************************


مجید لشکری

کیست که بر لوح قلم می‌زند؟
حول خداوند قدم می‌زند؟

کیست که در وزن نگنجیده است؟
کوه وِقار است و نرنجیده است؟

کیست که مختار کند جبر را؟
کیست که بی‌تاب کند صبر را؟

کیست خم آورده به ابروی قهر
لرزه برافکنده به زانوی شهر؟

کیست به عصمت متجلّی شده
شأن ولی را متولّی شده

او که در افلاک نبی کوکب است
زُهره‌ی زهرای علی زینب است

حلم مجسّم‌شده‌ی نشأتین
روح یکی جسم دوتا با حسین

خطبه‌اش از نهج بلاغت پر است
هیبت مولاست که در چادر است

وجه علی تا که اتم می‌شود
خطبه‌ی او تیغ دو دم می‌شود

بدر دوم، بین کلامش نهان
فاطمه در خطبه‌ی شامش نهان

در سخنش لحن امیر آمده است
کوکبه‌ی دهر به زیر آمده است

صبر الهی ست، تفضّل شده است
«أخرجنا الله من الذُّل» شده است

راهبر قافله‌ی ماست این
زین اب و زینت زهراست این

توسن گفتار که چالاک شد
کاخ یزید از دم او خاک شد

زیر و زبر را به هم آورده است
خواهر سقّا علم آورده است

از دل این سِفله‌متکّای فرش
خیمه برافراشته در تاج عرش

می‌رود از خویش به حیرانیَ‌اش
آینه از آینه گردانیَ‌اش

جلوه‌ی این آینه در مشرقین
سر زده از طلعت روی حسین

قسمت زینب که سفر می‌شود
روی حسین آینه‌گر می‌شود

گرچه به غیر از غم و غارت نبود
این سفر از جنس اسارت نبود

گرچه سزاوار به زنجیر نیست
شیر به زنجیر مگر شیر نیست

از حد اوصاف که رد میشود
دخت علی بنت اسد میشود

گو همه مغلوب که او غالب است
جان علیّ بن ابی‌طالب است

جان علی رنج فراوان کشید
چند بغل روضه به دامان کشید

****************************


امیر عظیمی

آب زنید راه را آب حیات آمده
کوثر کوثر نبی، علی صفات آمده
علیمه و فهیمه ی فاطمیات آمده

قمر به سجده رفته چون بدر جمیله می رسد
دیده ی جهل کور شد زآنکه عقیله می رسد

جاه و جلال مصطفی، مُلکَت* و مال فاطمه
چشمه ی نوش مرتضی، آب زلال فاطمه
بزرگ - خواهر حسن، شهپر بال فاطمه

زنی به جز تو عشق را مرد سفر نمی شود
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود

دامن پاک وحی جز وحی گهر نیاورد
نیّره ی نبی به جز شمس وقمر نیاورد
مادر دهر می سزد دگر پسر نیاورد

چه دختری که با دو صد شیر پسر برابر است
نبین که زینب است او، که خود علی دیگر است

چه زینبی که عرش را سریر خویش می کند
چه زینبی که صبر را اسیر خویش می کند
چه زینبی حسین را امیر خویش می کند

حسین زنده در دلِ جوش و خروشِ زینب است
علم زمین نمی خورد، علم به دوش زینب است

حب علی است در دلش خلیل اگر خلیل شد
مریم اگر عفیفه شد، به فاطمه دخیل شد
بزرگ شد هر که در این بیت شرف ذلیل شد

در این سرا هزارها فضه جلیله می شود
ولی میان این حرم یکی"عقیله" می شود

عقل به زانو آمد از درایتی که داشته
لال شده زبان از آن فصاحتی که داشته
خجل شده عبادت از عبادتی که داشته

عجب به بردباری و صبرِ دلِ شکسته اش
نمازها فدای آن نافله ی نشسته اش

تو زینبی، کریمه ای و من شدم گدای تو
شیعه فدای پرچم گنبد باصفای تو
مدافع حرم که شد دور حرم فدای تو

ذکر یل ام بنین به زیر لب گرفت و رفت
تاج شهادت از دمشق و از حلب گرفت و رفت

آه که در مدینه یک مدافع حرم نبود
دری که باب وحی شد چه شد که محترم نبود
فشار در، ضرب لگد، سزای مادرم نبود

 آتش ودود از در خانه زبانه زد ولی
به غیر صبر این میان نداشت چاره ای علی

*فرهنگ فارسی معین: (مُلککَت) پادشاهی ، سلطنت

****************************

 
مهدی رحیمی

به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب
به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب

من از نامش که زینت برعلی گشته ست فهمیدم
زمانی زینت الله اکبر می شود زینب

زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بیتی
که درآن مادرش زهرا و دختر می شود زینب

سه تا آیه سه دفعه مادری پیش سه تا حجت
به علم جَفْر، اینجا شرح کوثر می شود زینب

حباب دور مصباح الهدی چون می شود عباس
به کشتی نجاتِ خلق، لنگر می‌ شود زینب

خودش یک لشکر است از کربلا تا شام،در وقتش؛
دل آور، جنگ آور، آب آور می شود زینب

به این نکته توجه کن اگر که در وفاداری؛
برادر می شود عباس، خواهر می شود زینب

پس از حیدر اگر بابا، پس از زهرا اگر مادر
پس از عباس هم قطعا برادر می شود زینب

همانگونه که از اول به یادش مانده از کوچه
دم آخر میان خیمه مادر می شود زینب

دوتا روح است دریک جسم وقت بوسه از حنجر
که یک آن فاطمه یک آن دیگر می شود زینب


****************************


عارفه دهقانى

دریاست اگرچه داغ ، نامطلوب است
کوه است اگرچه در دلش آشوب است
زینب که صبوری از پدر یاد گرفت،
استادِ بزرگِ حضرتِ ایوب است!

****************************

حسن لطفی

راهِ دل جُز به بی کران نخورَد
جز به کویِ"حسین جان" نخورَد
سر فرازی نصیبِ سر نشود
تا که بر خاکِ آستان نخورد
رفت لیلی،به محملش ای‌کاش
گردی از شوقِ کاروان نخورد
حِسِ پرواز را نمیفهمی
بال وقتی به آسمان نخورد
هست اینجا بهشت و ما هستیم
تا به آن آفتِ خزان نخورد
دلِ تو قرص ما قسم خوردیم
در دلت آب هم تکان نخورد

ما قسم خورده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب

 دل سرا پرده‌ی محبت اوست
دلِ عاشق تمامِ قیمتِ اوست
نجف از او مدینه هم حتیٰ
کربلا هست اگر ، زِ غیرتِ اوست
چادرش را بگو تکان بدهد
هست محشر اگر ، قیامتِ اوست
این حسین است یا که آینه اش
این علی هست یا که قامتِ اوست
هر که سر داد در رهش فهمید
گردنش زیرِ بارِ منت اوست
خواست تا بارِ ما سبک گردد
کارِ ما نه فقط عنایتِ اوست

همه پرورده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب

می نویسم بر آسمانِ حرم
خوشبحالِ مدافعانِ حرم
آه یادش بخیر می شُد کاش
بشنوم باز هم اذانِ حرم
خوشبحالِ کسی که در این راه
جا نمانَد زِ کاروان حرم
ما که باشیم؟رویِ گنبد هست
پرچمِ سرخِ پاسبانِ حرم
تو که هستی؟فقط از آنِ حسین
من که هستم؟فقط از آنِ حرم
دلِ ما تنگِ زینبیه شده
دلِ ما تنگ شد به جانِ حرم

جگر آورده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب

او حسن او حسین با هم شد
تا که زهرا چنین مجسم شد
از بقیع رفتنش به ما فهماند
که نگینِ امام ها هم شد
سایبانش برادرش شد تا
عصمتش پیشِ ما مُسَلَم شد
در نزولش قیامِ عباس است
در جلوسَش تمامِ مریم شد
زیرِ تابوتِ سینه چاکش باز
شانه یِ شهر های ما خَم شد
یک نفر وصل شد به اقیانوس
یک نفر از میانِ ما کم شد

رگ اگر داده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب

****************************

سید رضا موید

زینب که دل و جان دلیری دارد
در یاری دین سهم کثیری دارد
چون احمد و زهرا و علی و حسنین
نیروی شکست ناپذیری دارد

***

زیبایی گلشن علی زینب بود
پرورده ی دامن علی زینب بود
برخصم شکست داده و خود نشکست
آئینه ی نشکن علی زینب بود

****************************

محمود ژولیده

قل هو الله احد را کی توان توصیف کرد
شرح الله الصمد را کی توان تعریف کرد
نازم آن یکساله دختر را که از دامان وحی
تا عروجش ((یا احد)) را بر خودش تکلیف کرد
عقل را تسخیر دل کرد و عقیله نام یافت
جهل را با تیغ تدبیرش عجب توقیف کرد
تا دل ما را مشرّف کرد بر اوصاف حق
عشق را در سینۀ ما صاحبِ تشریف کرد
خواهر ابن الکریم است و چو دلدار کریم
از کرم در نامۀ اعمال ما تخفیف کرد
نهضت قلب صبورش ساخت دین را ماندگار
تا کتاب عشق را با صبر خود تألیف کرد
با امامش همسفر شد در ره عهد و وفا
امت اسلام را بر اصلاح از تحریف کرد
می نویسم این غزل را چون خدایش می خرد
هر که حتی یک ورق درباره اش تصنیف کرد

مِهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حبّ او حب الحسین و مادر کرب و بلاست

دختر خورشید را باید ز آل او شناخت
کوثر توحید را وصف خصال او شناخت
آن مُسبِّح را که سبحانش ستایش می کند
از همین تسبیح باید شرح حال او شناخت
کیست زینب ، ماه بانویی که تمثال علی است
کعبه را باید به ذات بی مثال او شناخت
دختر زهرا کجا و عقل بی ادراک ما
از عقیله ذرّه ای شاید کمال او شناخت
خیری از دنیا ندیده زینب اما  می شود
عالَمِ ایجاد را دربست مال او شناخت
قلّۀ صبر و تحمل را به واقع می توان
در مصائب از شکوه و از جلال او شناخت
مادرش دارد مدال افتخار از عصمتش
دخترش را نیز باید زین مدال او شناخت
آنکه دل را از چهل منزل چهل قرن ، آب کرد
باید او را از همین کوتَه جمال او شناخت

مِهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حب او حب الحسین است و مادر کرببلاست

 (ما رایت الا جمیلا) چون نمایان می شود
با نگاه زینبی عالم گلستان می شود
هر کسی که ساخت سبک زندگی را زینبی
زن اگر باشد یقیناً مرد میدان می شود
شکر نعمت قدر دانی از مقام زینب است
نعمت حق بی ولای اوست کفران می شود
پیرو زینب تصرّف در طبیعت می کند
هرکه گردد عبد او آری سلیمان می شود
خلقِ زینب بود ، حق فرمود(زینا السماء)
روزیِ اهل جهان با اوست یکسان می شود
می دهد دلها شهادت بر تو ای دخت علی
فطرت ما روز و شب با تو مسلمان می شود
چون شود قاری قرآنِ خدا رأس الحسین
کار زینب بی گمان تفسیر قرآن می شود
تا بگیرد انتقامش را ز دشمن منتقم
بعد از آن عالم به کام اهل ایمان می شود

مهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حب او حب الحسین و مادر کرببلاست

چون خداوند جهان امر امامت می کند
زینب کبری در این عالم قیامت می کند
از دل گودال تا ویرانه بین دو امام
دختر زهرای اطهر هم امامت می کند
دختر پیغمبر است و همچنان پیغمبرست
با هزاران معجزه کشفِ کرامت می کند
زینب آن بانو که با دستان بسته سر بلند
چون علی تا حشر بر عالم زعامت می کند
منشاء دستور (قالو ربنا الله) است او
با همین یک آیه عمری استقامت می کند
در شب هفتاد و دو داغ شهید کربلا
با نماز نافله اِستاده قامت می کند
بین مقتل کنج زندان گوشۀ ویرانسرا
در ره دین خدا قصد اقامت می کند
آنچنان سر سخت می جنگد کلامش با یزید
کز خطابش دشمن اظهار ندامت می کند

مهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حب او حب الحسین است مادر کرببلاست



موضوعات مرتبط: حضرت زینب(س) - ولادت،مدح
[ 14 / 11 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

تقدیم به شهدای آتش نشان


مهدی جهاندار

درختان در آتش، خیابان در آتش
خبر ترسناک است: میدان در آتش

خبر تلخ و سنگین، خبر سرد و غمگین
قدیمی ترین برج تهران در آتش

عجب روزگاری است، انسان هراسان
عجب روزگاری است، انسان در آتش

عجب روزگاری، عجب شام تاری
مسلمان در آوار و سلمان در آتش

چه رسم بدی، کاسبان در تماشا
دلیران و آتش نشانان در آتش

کسی از شهیدان سراغی بگیرد
همانانکه رفتند خندان در آتش

سیاووش و پروانه، ققنوس و ساقی
از این دست مستان فراوان در آتش

چه شد عشق بازی، چه شد تک نوازی
خرابات ویران، نیستان در آتش

چه طوفان بی رحم و سوزان و سختی
الهی بسوزد زمستان در آتش

خدایا برای تو کاری ندارد
گلستان به پا کن، گلستان در آتش

****************************


زهرا آراسته نیا

یکبار دیگر روضه، آتش، دود، دیوار
عشق از تبار آتش است و آه، غمبار

پاشیده رنگی داغ بر سرمای تهران
مرگ سیاوش های ما در زیر آوار

****************************

عالیه مهرابی

قرار این بود در تقویم آتش بی نشان باشی
بسوزی آنچنان در خویش تا آتش نشان باشی

مدال زخم روی سینه بگذاری و بعد از این
برای خاطرات شهر ما یک قهرمان باشی

به فردوسی بگو که این خیابان، خان چندم بود
که باید تو سیاوش گونه مرد هفت خان باشی???

تنت را ذره ذره آب کرد آتش ولی انگار
قرارت بود از اول که شمعی جان فشان باشی!

قرار این بود که امسال وقتی سال میچرخد
عزادار خودت باشند و عید دیگران باشی

عجب نان حلالی داشتی در سفره که حتی
خدا میخواست بعد رفتنت هم پهلوان باشی!!

****************************


سید مهدی میری لواسانی

 خبر کوتاه بود و ناگهان بود
دوباره صحبت از داغی گران بود
میان هجمی از آوار و  آتش
 شهادت قسمت  آتش_نشان بود

***

به جان از  داغ هجر، آتش نشانم
غبار غم گرفته‌ آسمانم
رفیقان یک به یک رفتند از این شهر
خداحافظ رفیق مهربانم

***

تو از جنس رسولان بودی ای دوست
نماد عشق و ایمان بودی ای دوست
گلستان ساختی با عشق از آتش
تو ابراهیم دوران بودی ای دوست

***

تو رفتی بر دل اما ماند داغت
دل هر سنگ را گریاند داغت
تو که عمری ز دل آتش نشاندی
دل یک شهر را سوزاند داغت

***

نگیرد رنگ شب فانوس عاشق
بریدن نیست در قاموس عاشق
بقای جاودان بود این سرانجام
که بر آتش زد آن ققنوس ِ عاشق

****************************

علی حبیبی

یک مرد نبرد، اگر که همرزمش را
در آتش و خون رها نماید سخت است
امروز دوباره بغض مردی بشکست:
"لشگر" برود، "دسته" بیاید، سخت است

****************************


ولی الله کلامی زنجانی


به دل آتش نشانان غم نشاندند
ز دیده اشکمان بر رخ فشاندند
پیِ اِمحاء آتش رفته بودند
ولی خود در حصار شعله ماندند

****************************


محمد مهدى عبدالهى

انگشت حیرت را به لب ها مى فشاریم
دلواپس اخبار دور از انتظاریم

اشك غریبى مى چكد از گونه هامان
با یك جهان اندوه و حسرت بى قراریم

بُغضى نهفته در دل هر شعله پخش است
شاید گریز روضه اى دیرینه داریم

آتش زبانه مى كشد در موج ماتم
بر غربت ایل شقایق غمگساریم

آتش نشانه رفته امشب آسمان را
گل هاى پرپر را به باران مى سپاریم

هم ناله با حجم غم "آتش نشان ها"
بر صخره هاى بى كسى سر مى گذاریم

رنگ شهادت رنگ سرخ پرچم ماست
از امتحان عاشقى باكى نداریم

با كاروان سرخ امدادى دوباره
چشم انتظار مقدم صبح بهاریم


****************************

محمد مبشری


شجاعت تار و پود جانشان بود
شجاعت میوه ی ایمانشان بود
شهادت آرزوشان بود و دیدیم
مدال عشق پشتیبانشان بود

****************************


ولی الله کلامی زنجانی

به دل آتش نشانان غم نشاندند
ز دیده اشکمان بر رخ فشاندند
پیِ اِمحاء آتش رفته بودند
ولی خود در حصار شعله ماندند

***

بپرس از عاشقی که بی نشان است
شتابان می رود دامن کشان است
قسم خورده که نشناسد سر از پای
دلِ آتش نشان آتش فشان است

***

ز هر مرغی پری آتش گرفته
نه شهری، کشوری آتش گرفته
رسد فریاد یا زهرا به گوشم
گمان دارم دری آتش گرفته

***

شرر دیدم بلا را یاد کردم
بلای کربلا را یاد کردم
دمِ غارت ز چادرهای سوزان
فرار بچه ها را یاد کردم

***

غم از دل گرچه یارا برده امروز
ولی مردانگی گل کرده امروز
بلای ناگهانی خلق ما را
نوید یکدلی آورده امروز

***

پیام رهبرم الهام بخش است
مصیبت دیده را آرام بخش است
فداکاریّ و ایثار و شهادت
به ملک وحدت استحکام بخش است

***

مرو ظلمت ببین نور جلی را
تجلّای ولایت را ولی را
مصیبت گرچه سنگین است،  اما
مبر از یاد ذکرِ یا علی را

****************************

پروانه نجاتی

تهران دل شکسته ز داغ گران بگو
از مردهای عاشق آتش نشان بگو

از آتش مسامحه‌ای که زبانه زد...
...تا شرح پاکبازی و تقدیم جان بگو

حالا که آسمان دلت تار و ابری است
برخیز و در منارۀ ماتم اذان بگو

تو پایتخت کشور مردان عاشقی
از سینه‌های سوختۀ بی نشان بگو

آوار بغض کار تو را سخت کرده است
طاقت بیار از آن همه تاب و توان بگو

امروز گریه کن ولی از روزهای بعد
از زندگی برای دل آشفتگان بگو

****************************

سید محمد میرهاشمی

دیروز در جبهه تن یک قهرمان سوخت
از بمب های  شیمیایی یک جوان سوخت
امروز در تهران - پلاسکو - یک بسیجی
در شعله ها اینبار یک آتش نشان سوخت

****************************

محمد رضا طالبی

از بم گرفته تا به استامبول ، هی بار  روی بار می ریزد
روی سر این شهر غمدیده، دارد هنوز آوار می ریزد

معمار پیر برج متروکه، حتی خودش اول نمی دانست
دارد فقط جای ملات سرد، خون لای هر دیوار می ریزد

باران خاک و چوب پوسیده ست ، این که سر این شهر می بارد
جایش گل آلاله می روید، این برج هر مقدار می ریزد

این اولین بار ست ای مردم؟، این آخرین بار ست مسوولین؟!
هر بار وعده داده اید اما، این برج ها هر بار می ریزد

تنها که سنگ و خشت و آهن نیست، دنیایی از تاریکی و غربت
دارد سر آتش نشانانِ ، دل رحم و بی آزار می ریزد

حتی کلاغ روسیاه شهر ، جای خبر دادن به مسوولین
دارد روی این شعله ی غفلت، هی آب با منقار می ریزد

قلب بزرگ قهرمان زیرِ ، آوار هم حتی تپش دارد
پاییز دارد برگهایش را، بر دوش چشمه سار می ریزد

****************************

ناصر شهریاری

اگر چه مادران را پیر کردند
شجاعت را به خون تفسیر کردند
شهادتنامه از بالا گرفتند
و با خون مرگ را تحقیر کردند

****************************

حسنا محمدزاده

چه میشد که پروانه در دام آتش نباشد؟
پر بسته با هیمه ها در کشاکش نباشد
قرار است اگر قلب دنیا بسوزد ، بسوزد
ولی شعله اش این همه داغ و سرکش نباشد

****************************

میلاد عرفان پور

خبر، حیرانی بی حاصل ماست
خبر بی رحم آمد ، قاتل ماست
از آن مردان که در آتـش شکفتند
خبرها داغ ، چون داغ دل ماست

****************************

نعیمه امامی

می سوزد از فراق شما باغبان هنوز
در سوگ داغ بیست گل ارغوان هنوز

سنگین شده است بغض و نفس ها به سینه ها
آتش زبانه می زند از عشقتان هنوز

آوار درد ریخته بر سینه هایمان
از چشم شهر می چکد اشک روان هنوز

مادر سوال می کند از یوسفش ... بگو ...
دارد امید دیدن سروی جوان هنوز

در لا به لای آن همه آوار و زخم و درد
خاکستری بجاست از آن قهرمان هنوز ؟

چشم انتظار آمدنت بود دخترک...
شاید نشسته کنجی از این بی کران هنوز

با لحظه لحظه سوختنت شعله می کشد
سر تا سر وجود وطن بی امان هنوز

اینگونه پر کشیدنت اصلا عجیب نیست
دلداده ای به غربت یاسی کمان هنوز

می خواستی مدافع زینب شوی ...؟ شدی...
هستی مدافع حرم عمه جان هنوز

داری دفاع می کنی از مردمان شهر
با بالهای سوخته ات بی گمان هنوز

جسمت اسیر آتش و آوار و زخم هاست
روحت رها و مست سوی کهکشان هنوز

پرواز کن که حق تو بغض قفس نبود
پرواز کن که منتظر است آسمان هنوز

****************************


کمیل کاشانی

می سوزم از داغی که زد آتش به جان ها
داغی فراتر از بیان ها و گمان ها

جز گریه کاری بر نمی آید ز دستم
بر مرگ جان سوز و غم «آتش نشان» ها

دل را زدند آنجا به دریا نه ، به آتش
باید نوشت از این حماسه داستان ها

آنقدر سنگین  و توان فرساست این داغ
کز عهده ی آن بر نمی آید زبان ها

مرهم گذار زخم ، جز صبر و رضا نیست
تقدیر ، بی پرواست در این امتحان ها

جاوید می ماند کنار عشق و ایثار
در دفتر تاریخ ، نام قهرمان ها

****************************

محسن طاهری

باز ایران شد عزادار غمى
دل شكست از سوز داغ و ماتمى

در میان هرم آتش سوختند
جامۀ نیلى به تن ها دوختند

در ره خدمت به خلق بى پناه
زیر آوارند ده ها بى گناه

چشم بر راه پدر فرزندها
روى آتش مى جهد اسپندها

مادرى خاك عزا برسر كند
دیده از خون دل خود تر كند

گرچه آتش هر كجا دارد اثر
لیك از زهرا بپرس و میخ در

ناله ها زد خانه ام آتش گرفت
محسن دردانه ام آتش گرفت

اى پدر حق رسالت شد ادا
تازیانه سوخت بازوى مرا

در دفاع از ولایت سوختم
راه عشق و عاشقى آموختم

****************************


محسن پالیزدار

آتش افتاده به جانم بارها و بارها
آتش عشق و فراق و ماتم و آزارها

آتش از بدو تولد حرفهایش داغ بود
وای از آن شعله ای کافتد به نیزه زارها

می دهد آتش، نشان عشق ،تنها شاهدم
سینه های سوخته در زیر این آوارها

سوخت و ویران شدو یکسان شده باسطح شهر
سرسلامت باد این معماری بازارها

مدعیان حقوق شهروندی خفته اند
عاقبت هامان بخیر ازدست این سربارها

مردم شهرم همه دلداده و غم پرورند
کوچه کوچه سوگوار از داغ این سردارها

فاطمیه میرسد شهرم مهیا شد، عجب...
... آتشی افتاده برجان در و دیوارها

****************************

مرتضی مظاهری

بر دوششان غیر از سبکباری ندارند
کاری جز ایثار و فداکاری  ندارند
آتشنشانانی  که در آتش فتادند
با آتش دوزخ سر و کاری ندارند

****************************

مرتضی حیدری آل کثیر

برجی در آتش سوخت ...عکسش رانشان داد
عکسی که وقت ثبت آن یک مرد، جان داد

برجی که برخاموشی ایمان فروریخت
نیلوفری مرداب تهران راتکان  داد

آه ای غزل! وقت تماشا کردنت نیست
باید که زیر دست فریاد امتحان داد

بیزارم از پستی که از اهل سیاست
شوق عمل کردن گرفت اما زبان داد

بی نردبان سرگرم اطفای حریق است
مردی که عزمش را شهادت نردبان داد

آتش نشان مفهوم ایثارخودش را
این بار زیر برجی از آتش،نشان داد

چندین ستاره  زیر آوارند باید
یوسف ترین ها را به دست آسمان داد

****************************

محسن غلامحسینی

در قاب ها جاری شده تصویر آتش
سوزانده دل را عکس با تاثیر آتش

جانی برای حفظ جانهای دگر شد
باسوز و ساز خویشتن درگیر آتش

در خود گرفتن ذوب کردن قلب ها را
جز این نمی باشد دگر تفسیر آتش

از خانه ها رفتند و دیگر برنگشتند
مردان رویاهای با تعبیر آتش

این واژه کوتاه و قلم ها نارسایند
در سرنوشت شعله و تغییر آتش

در فطرتش روشنگر اما با خطرها
جز این چه می باشد دگر تقدیر آتش

افسوس می گردد بهانه بدتر از عذر
تقصیر هایی که شده تقصیر آتش

مانند شمعی آب شد قلبش به سینه
آتش نشانی محو در تکثیر آتش

مادر ،  پدر ، یا همسری با یادگارش
از داغ با صبری کند تدبیر آتش

****************************

محسن عربخالقی

گل جای خود دارد ای کاش آهن در آتش نماند
من دوست دارم  که حتی دشمن در آتش نماند
راه گریزی ندارم ، می سوزم و می نویسم
صد مرد آتش بگیرد ، یک زن در آتش نماند




موضوعات مرتبط: شهدای آتش نشانشهدای آتش نشان
[ 14 / 11 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

سرود ولادحضرت زینب (سلام الله علیها) بهمراه سبک اجرا

ولادت حضرت زینب کبری (س)

سرود

(به سبک اومد از راه)

 

زینب اومد

بانویی که قبله گاه عالمینه

دختر ارشد فاتح حنینه

صاحب بهشت بین الحرمینه

هستی حسینه

جبرئیل امین ، اومده تا زمین ، حامل این پیامه

طبق امر خدا ، دختر فاطمه ، واجب الاحترامه

زینب یعنی اولیا مخدره

اومد اونکه خاتون محشره

خون رگهاش از خون حیدره

زینب زینب ، اخت الحسین مدد

******

نام زینب

هر قدم اذن دخول کربلا شد

سائل این خونه حاجتش روا شد

هر کسی به عشق بی بی مبتلا شد

بنده ی خدا شد

نیمه شب تو نماز ، جلوه ی صورتش ، مهربون مثل ماهه

عیدی امشبِ ، ما همه کربلا ، پایین پای شاهه

مثل دریا روح لطافته

ابر چشماش غرق محبته

اسم زینب باب زیارته

زینب زینب ، اخت الحسین مدد

******

نام زینب

زینت نام امیر المومنینه

خادمش شیر و یل ام البنینه

دست پنهان خدا روی زمینه

که حبل المتینه

عصمت هر نگاش ، هیبت خطبه هاش ، چون یل هاشمیه

نوکرا میدونن ، دست این خانمه ، روزی فاطمیه

هر کی میشه مدافع حرم

سیراب از سرچشمه ی کرم

من هم آخر ناز تو می خرم

زینب زینب ، اخت الحسین مدد

 

دریافت سبک



********************************************

 

ولادت حضرت زینب کبری (س)

سرود

 

شبای بی سحر سر اومد

بازم دوباره کوثر اومد

مژده که زینب اومد از راه

از تنهایی حسین در اومد

زینب دلا رو شیدا میکنه

عشق و به معنا ادا میکنه

ذکر یا زینب غوغا میکنه

یازینب کبری یازینب

******

به به از این وقوع جذاب

وصال شمس و روی مهتاب

چشمای زینب اولین بار

وا شد به چشم ناز ارباب

دلدادگی رو طریق اومده

رکاب عشق و عقیق اومده

برای ارباب رفیق اومده

یازینب کبری یازینب

******

زینب تو عاشقی نمونه است

الگوی عشق تو هر زمونه است

خلاصه یک کلام تو دنیا

زینب مثه حسین یه دونه است

علی سرشت و زهرا مداره

پروردگاره شرم و وقاره

بیاد به وقتش یه ذوالفقاره

یازینب کبری یازینب

 

دریافت سبک



موضوعات مرتبط: حضرت زینب(س)
[ 14 / 11 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

سرودهای ولادت پیامبر رحمت(صلی الله علیه وآله) بهمراه سبک اجرا

ولادت رسول اکرم (ص)

سرود

 

اومد صاحب همه دلای نجیب و شیدا

اومد ظاهر و باطن همه خوبیای دنیا

اومد آروم و قرار خونه ی علی و زهرا

مدد رسول الله

گنبد خضرای شما همیشه رویامه

عشق تموم بچه هات تموم دنیامه

عمریه که حسینتون (آقامه)2

مدد رسول الله (4) ، یا اباالزهرا

******

شده روزای نزول بارون امید و رحمت

میاد صدای پاهای رسول سخا و رافت

دلم میخونه میون روزا و شبای وحدت

مدد رسول الله

پر از صفا و شادیه عالم سراسر

جوونه زد توی دلم عشق پیمبر

دوباره ذکر لبمه (ِیاحیدر)2

 علی ولی الله (4) ، یا اسدالله

 

دریافت سبك


***************************************

ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

زمزمه

 

مدیحه خوانیم با یک دل شاد ، بهر میلاد دو باب المراد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد

******

شد کام دلها ، پر شهد و عسل ، که حلاوتش ، باشد بی مثل

رسول خدا ، آمد به دنیا ، در هفدهم ِ ، ربیع الاول

خدا به عالم هدیه از لطف و عطا داد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد

******

روشن از دو نور ، دلهای عاشق ، خنده بر لب ِ ، یاس و شقایق

باشد هم جشن ِ ، رسول ِ اکرم ، وَ هم میلاد ِ ، امام ِ صادق

دلهای پیروان شده مدینه آباد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد

******

جانها فدای ِ ، دو جان و جانان ، دو سوره ی نور ، دو شمس تابان

دو کوه رحمت ، دو بحر غفران ، دو آیینه ی ، طلعت ِ یزدان

دو دلبر خدایی با حُسن ِ خداداد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد

 




***************************************


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

شدم ثناخوان ِ پیمبر اعظم

جانم به قربان ِ پیمبر اعظم

رسول خدا ، یا مولا ، فدای تو هستم

منم سائل و ، بر راهت ، ببین که نشستم

تو از همه سر آمدی ، گل جمال سرمدی

ترانه ی جان و دلم ، شده آقا خوش آمدی

مولا یا ابا الزهرا

******

شده ز میلادت ترنم هر دل

نوای جاء الحق وَ زهق الباطل

بُوَد یا نبی ، تا به ابد ، به جنگ ِ با ظلمت

پیام تو بر امت تو همدلی و وحدت

شده اعتقاد ما ، در این عصر پر بلا

وهابیت بی حیا ، بُود دشمن خدا

مولا یا ابا الزهرا

******

دل همه یاران شد با شعف همراه

به یُمن ِ میلاد ِ صادق ِ آل ُ الله

چو آیینه ای ، بر حُسن ِ جمال سرمد اوست

عزیز دل ، زهرا و ، علی و احمد اوست

عیان ز روی من بُود ، عنایت عیان او

که از دعای مادرش ، شدم مدیحه خوان او

مولا حضرت صادق

 

دریافت سبك




***************************************


ولادت پیامبر اکرم(ص)

سرود


به جاهلای مکه بگید ، (که نور اومد)2

 دوباره موسای عاشقا ، (زطور اومد)2

رحمت عالم رسیده       رسول خاتم رسیده

طلوع کرده آیینه ی الله

وقت شکوفا شدنِ     بهار زیبا شدنِ

که شده میلاد رسول الله

دل شیعه،خیلی شاده   خرابه ی دل من آباده

خنده روی ، لب گلها     حضرت طه اومده دنیا

خنده روی ، لب گلها

یارسول الله ، یاحبیب الله

این دل،سرگشته ام    شده جلد هوای مدینه

می تپه ، ازتو سینه     از شوق سرای مدینه

یارسول الله 2 ، یا اباالزهرا

******
ایوون کسری خورده ترک (ازهیبتت)2

هرچی بته افتاده به رو (از قدرتت)2

زمزم اشکام روونه       زده تو قلبم جوونه

گل بهار عاشقی تو

آرزوی من همینه        بشه نصیبم مدینه

بیام یه روزی سرمزار تو

یا رحمتُ ، للعالمین      صفای سینه ی عاشقایی

درد منو ، بده شفا            تو طبیب دل عاشقایی

درد منو ، بده شفا

هستی دلها ، یا رسول الله

دستم و ، آقا بگیر          زائر رو سیاه حسینم

رد نکن ، این نوکرو    عاشق بی پناه حسینم

یارسول الله 2 ، یا اباالزهرا


دریافت سبک




***************************************


ولادت پیامبر اکرم(ص)

سرود

 

امشب رسیده رهبری که معنی دینه

باید برای عرض ادب بریم مدینه 2

تویی همه ی دین من     آرامش و تسکین من

ای مظهر آیین من     اباالزهرا 3

شراب چشات کوثره     شور عاشقیت محشره

دل تو جای حیدره     اباالزهرا 3

******

با اومدن تو دلامون به شور و شینه

ساقیِ می امشب ما جد حسینه 2

آروم وقرار دلم     نشاط بهار دلم

طبیب و نگار دلم     اباالزهرا 3

یارم حبیب سرمده     توی دلبرا ارشده

لقب زیباش احمده     اباالزهرا 3

 

دریافت سبک




***************************************


 ولادت پیامبر اکرم(ص)

سرود

 

دل به هوای دیدنت     می زنه پر از توی سینه

مرکز فرماندهی             دلای ما امشب مدینه

هر کی ندیده علی رو      تو صورت احمد ببینه

یا رسول الله 2

مادر اسلام همسرت   عالم فدای دخترت

فخر تو اینه که شده        حیدر علی اکبرت 2

یا رحمه للعالمین

******

یارسول الله عاشقی        کنار تو زیباست همیشه

این دل درمونده ی من     کبوتر خضراست همیشه

خلقت ما تا به ابد         طفیلی زهراست همیشه

یا رسول الله 2

دلبرمن دلنوازه      یه رهبر شیعه سازه

اما بدونید تو عالم   فقط به زهرا می نازه 2

یا رحمه للعالمین

******

حب علی فخر منه          علویا مدیون تواند

لیلی عالم شدی و     لیلی ها مجنون تواند

اومدی و خیل ملک    همگی غزل خون تواند

یا رسول الله 2

ابروی تو حق الیقین   افلاکی و بالا نشین

ذکر لب عشاق تو            یارحمه للعالمین 2

یارحمه للعالمین

 

دریافت سبک




***************************************


  ولادت پیامبر اکرم (ص)

سرود


میکنم لباس نو تنم امشب

سری به میخونه میزنم امشب

به یمن مقدم حضرت خاتم

رکورد مستی رو میشکنم امشب

مست و مجنونم ، ترانه میخونم

شور عشق نبی کرده دگرگونم2

میخونن امشب دلای آگاه

هر دم و بازدم یارسول الله

******

آسمون ولوله است عجب شبیه

ذکر یا مصطفی رو هر لبیه

ساقی میخونه شد رسول الله

دلا امشب تو مسجد النبیه

اومده ماهه ، هر چی دل آگاهه

زنگ درب بهشت یا رسول اللهه2

میخونن امشب دلای آگاه

هر دم و بازدم یا رسول الله

******

میزنم تو گوش غصه و غم ها

برای جنونم اومده لیلا

حالا که بازه سفره ی پیمبر

رفته این دل سوی گنبد خضرا

دلا شیداته ، عالم خاطر خواته

عاقبت به خیریم تو دست زهراته2

میخونن امشب دلای آگاه

هر دم و بازدم یارسول الله

دریافت سبک




***************************************


ولادت پیامبر اکرم (ص)

ولادت امام صادق (ع)

شور


مولا رسولَ الله رسولَ الله رسولَ الله

جانم به فدای تو و لطف و کرم تو

مرغ دل ما پر بزند تا حرم تو

ای گنبد خضرای تو عرش دل عالم

مهر تو بود زینت آب و گل آدم

ای از سوی حق بر همه ی خلق پیمبر

ای رحمت حق را تو به حق جلوه و مظهر

یک جلوه ز زیبایی تو لاله ی صحرا

با دشمن خود نیز نمایی تو مدارا

ای مکتب تو راسخ و پاینده همیشه

از نور تو اسلام بود زنده همیشه

از لطف تو سرمایه ی اِکرام فراهم

ای دین تو ناجی همه خلق دو عالم

قرآن خدا بارد از آفاق  لسانت

لعنت به کسی که به شما کرده اهانت

ای آنکه بت از عرصه ی بتخانه شکستی

مظلومترین فرد تو هستی و تو هستی

مظلومی و مظلومیتت دارد ادامه

بنگر به دمشق و به فلسطین و منامه

بنگر ز جفا امّت تو خونجگر هستند

در دشت ستم خونجگر و در به در هستند

کو حمزه که سیلی بزند مُقتدر و سَهل

در پیش همه بر رخ اصحاب ابوجهل

بنما تو دعایی که دگر یار بیاید

بر یاری اسلام ، علمدار بیاید

 

دریافت سبک




***************************************


ولادت پیامبر اکرم (ص)

ولادت امام صادق (ع)

سرود

 

مرغ دل ، روی بام شادی میشینه

عاشقا ، دلاشون پر زده مدینه

عیدِ ، آسمون و هم زمین مبارک

جشن ، رحمة لّلعالمین مبارک

هستی ، تو رسولِ امجد ، مولانا یا احمد

خنده روی لب پیر و جوون

همه ی فرشته ها نغمه خون

بارون عنایت الهی

می باره از ابرای آسمون

یا نبی یا مصطفی یا احمد

 ******

گنبد سبز تو برده این دلارو

نگاهِت میخره قلب عاشقارو

آقا ، به خدا ما جزوِ زائراتیم

آقا ، به خدا نوکر بچه هاتیم

ای تو ، نور حیّ سرمد ، مولانا یا احمد

برا ما ای به فدای نورِ

مهر تابانِ خوش عهدیِ تو

بهترین عیدیِ ماهِ ربیع

خبر ظهور مهدیِ تو

یا نبی یا مصطفی یا احمد

****** 

دم به دم ، دمِ زیبای قلب عاشق

سیدی مددی یا امامِ صادق

شاده ، دلِ ما به یمنِ مقدم تو

چشمام ، مونسِ نسیمِ شبنم تو

هستی ، تو قرآنِ ناطق ، یا امامِ صادق

ای نگار ناب و بی قرینه

آرزوی دل ما همینه

یه روزی با مرگ آل سعود

روز میلادِت بیایم مدینه

گل فاطمه امامِ صادق

 

دریافت سبک




***************************************


ولادت پیامبر اکرم (ص)

ولادت امام صادق (ع)

سرود

 

ماه ربیع الاول و میلاد ختم الانبیا

عیدی میده به عاشقا خدا با دست مرتضی

مهر سپهر سَروری یا احمد

جلوه ی نور داوری یا احمد

تو آخرین پیمبری یا احمد

یا رسولَ الله یا احمد(3)

مولا مولا یا مصطفی

******

بارونِ رحمت می باره از ابرای آسمونا

به یمن میلاد کسی که دل ربوده از خدا

مصحف رحمت اومده به دنیا

شکوه عصمت اومده به دنیا

شمس هدایت اومده به دنیا

یا رسولَ الله یا احمد(3)

مولا مولا یا مصطفی

******

ما که اسیر باده ی یاسمن و شقایقیم

دلداده ی ولایت مولا امامِ صادقیم

ای به همه عالم ولی یا مولا

جلوه ی حیّ ازلی یا مولا

زینت زهرا و علی یا مولا

مولا یا امامِ صادق(3)

یبن الحیدر گل زهرا

*******

باغ بهشته برا ما مجلس مدح آقامون

ایشالا که از کرمِش مدینه ای شه دلامون

سیدی ای نگار هل اتایی

صورت تو مصحف مصطفایی

دل ما رو کن آقا کربلایی

مولا یا امامِ صادق(3)

یبن الحیدر گل زهرا


دریافت سبک




***************************************


ولادت پیامبر اکرم (ص)

ولادت امام صادق (ع)

زمزمه


همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

سَیّدِ بطحا آمد حضرت طاها آمد

مکّه شده نورانی ، ز عرش گل افشانی

دلبر دلها آمد ، حضرت طاها آمد

سرشک شوقم جاری ، به گلشن دلداری

لاله ی حمرا آمد ، حضرت طاها آمد

جلوه ی دادار است او ، احمد مختار است او

بنده ی یکتا آمد ، حضرت طاها آمد

به کهکشان عزت ، به آسمان عصمت

مِهر دل آرا آمد ، حضرت طاها آمد

******

همه ز جا بر خیزید به پای او گل ریزید

مصحف ناطق آمد ، حضرت صادق آمد

گوهر بحر عصمت ، شور و سُرور و بَهجت

به قلب عاشق آمد ، حضرت صادق آمد

حجت حیّ یزدان، به گلشن مشتاقان

یاس و شقایق آمد ، حضرت صادق آمد

راحت روح و جانم ، به درد بی درمانم

طبیب حاذق آمد ، حضرت صادق آمد

قلب حزین شیعه ، دل غمین شیعه

به غصه فائق آمد ، حضرت صادق آمد

 

دریافت سبک




***************************************


ولادت پیامبر اکرم (ص)

ولادت امام صادق (ع)

زمزمه

 

یا رسولَ الله یا رسولَ الله

ای ثنای تو بر لب یزدان

مظهرالله و خسروِ خوبان

ماه ربیع و ماه سرور است

ذکر ملائک کوثر و نور است

نور مجسّم آمده دنیا

رسول اعظم آمده دنیا

مکّه ز نورش گشته مصفّا

آمده دنیا سیّد بطحا

ختم رسولان خواجه ی لولاک

سَیدُ العالم سَرور افلاک

خواهم که باشم ای بی قرینه

میلادت را در شهرِ مدینه

گنبد خضرا قبله ی دلها

مهرت سرشته در آب و گِلها

******

ای گلِ زهرا امامِ صادق

آمده دنیا قرآنِ ناطق

یوسف احمد امامِ صادق

شهر مدینه گشته چراغان

از فروغ این کوکب تابان

این ثمره ی باغ رسول است

فرزند حیدر سبط بتول است

این آینه ی نور ذات رب

باشد خورشید سپهر مذهب

گیرد ز گلشن روح خزانی

شیعه ز نورش شَوَد جهانی

پسر احمد آمد خوش آمد

سبط محمد آمد خوش آمد

 

دریافت سبک



موضوعات مرتبط: پیامبر اکرم(ص)
[ 22 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

سرودهای ولادت پیامبر رحمت(صلی الله علیه وآله) بهمراه سبک اجرا

ولادت رسول اكرم) ص(

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

ﺑﺎﺯ ﺷﺐ ﻋﺸﻖ و ﺟﻨﻮﻧﻪ

ﻣﺮﻍ ﺩﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻬﻮﻧﻪ

ﺗﻮ ﻣﺎﻩ ﺭﺑﻴﻊ اﻻﻭﻝ

ﺳﺮﻭﺩ ﻣﺴﺘﻲ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ

ﺑﺎﻋﺚ ﺧﻠﻘﺖ ﻋﺎﻟﻢ و ﺁﺩﻡ ﺭﺳﻴﺪ

اﻣﻴﺪ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﻬﺎﻱ ﭘﺮ اﺯ ﻏﻢ ﺭﺳﻴﺪ

ﺭﺳﻮﻝ ﻋﺎﻟﻤﻴﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﺗﻢ ﺭﺳﻴﺪ

ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ الله ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﻱ

******

ﺁﺧﺮﻳﻦ ﭘﻴﻤﺒﺮ اﻭﻣﺪ

ﻛﺲ و ﻛﺎﺭ ﺣﻴﺪﺭ اﻭﻣﺪ

ﺷﻔﻴﻊ ﺗﻤﻮﻡ ﻋﺎﻟﻢ

ﺗﻮﻱ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ اﻭﻣﺪ

ﻣﻘﺘﺪاﻱ ﻫﻤﻪ ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ اﻟﻠﻪ ﻣﺪﺩ

ﺑﺎﺑﺎﻱ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ اﻟﻠﻪ ﻣﺪﺩ

ﺭﻭ ﻟﺒﺎ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ اﻟﻠﻪ ﻣﺪﺩ

ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ الله ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﻱ

******

ﻣﺴﺘﻴﻢ اﺯ ﺑﻮﻱ ﺷﻘﺎﻳﻖ

اﮔﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﻻﻳﻖ

ﻣﺎﺩﺭاﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻦ

ﺷﻴﻌﻪ اﻳﻢ ﺷﻴﻌﻪ ی ﺻﺎﺩﻕ

اﻳﺸﺎﻻ ﺷﻴﻌﻪ و ﺳﻨﻲ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻭﺣﺪﺕ

ﻣﻴﺰﻧﻴﻢ ﺭﻳﺸﻪ ی ﺩاﻋﺶ و ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ

ﻣﻴﺴﺎﺯﻳﻢ ﺑﻘﻴﻌﻮ ﻣﻴﺸﻪ ﺷﺒﻴﻪ ﺟﻨﺖ

ﺻﺎﺩﻕ ﺁﻝ ﻋﻠﻲ ﻣﺪﺩ


دریافت سبک


*************************


ولادت رسول اكرم) ص(

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

دوباره بساط ، مستی فراهمه

میخونه ملک با ، شادی و زمزمه

بوی دود اسپند ، پر شد تو آسمون

مبارکه دنیا ، میلاد خاتمه

از تو ، لا به لای ابرا

با صد ، خواهش و تمنا

خورشید ، اومده تماشا

شب جنونه عشقه

شب بارونه عشقه

شب نشونه عشقه عشقه عشقه

******

اومده به دنیا ، بانیه فیض عام

پیمبر رحمت ، خیر علی الدوام

اومده اونیکه ، از یمن مقدمش

فراری شده غم ، دنیا شده به کام

حیرون ، دنیا و مافیها

داره ، میخروشه دریا

ویرون ، شده طاق کسری

شب شادی و شوره

چش حسودا کوره

آسمونا پر نوره نوره نوره

شب جنونه عشقه عشقه عشقه

******

بهاره یا اینکه ، فصل زمستونه

انگاری صدای ، چیک چیکه بارونه

پیچیده صدایی ، از توی آسمون

یکی بالا ابرا ،مولودی میخونه

دنیا ، شد از کینه فارغ

دلها ، همه شده عاشق

ذکر ، روی لبا صادق

شب شوق و امیده

نور ولا تابیده

شب شادی و ، عیده عیده عیده

شب جنونه عشقه عشقه عشقه

******

شیعه ی علی و ، پابند وحدتیم

همگی مطیع ، امر ولایتیم

نداریم از هیچکس ، تو دنیا واهمه

به پای ولایت ، تو اوج عزتیم

هستیم ، همیشه رزمنده

داریم ، ما برگ برنده

حیدر ، مولا و ما بنده

پای علمه حیدر

با ذکر و دمه حیدر

میخونیم همه حیدر حیدر حیدر

 





*************************


ولادت رسول اكرم) ص(

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

ای رحمت دنیا ، ای پدر زهرا

دل پر کشید امشب ، تا گنبد خضرا

یا رسول الله دلم شیداته

یا رسول الله به زیر پاته

یا رسول الله یه خاطرخواته

جبرئیل آسمونو ریسه بندون میکنه

از دلم غصه رو داره بیرون میکنه

عیدی ماهمه توی دست فاطمه س

ماهارو صاحب گنج قارون میکنه

مولا مولا مدد یا اباالزهرا

******

ای دلیل خلقت ، ای طبیب امت

من خاک پای تو

تو صاحب شوکت

یا رسول الله نبی خاتم

یا رسول الله عزیز عالم

یا رسول الله مریدت حاتم

تا که از راه رسیدی دلا شد غرق امید

نور پیشونی تو تا به آسمون رسید

اومده اون کسی که دلم دیوونشه

اون که با یک نگاه همه ماهارو خرید

مولا مولا مدد یا اباالزهرا

******

شادی کنید امشب ، ای دلای عاشق

نغمه ی لبها شد ، یا حضرت صادق

یابن علی یابن زهرا مولا

دلبر باقر امید فردا

قطره منم من توهستی دریا

امشبو تا بقیع میکشونم دلمو

پای لطف شما همیشه سائلمو

فکر و ذکرم شده یه زیارت بخدا

با نگاهت بیا حل کن این مشکلمو

مولا مولا مدد حضرت صادق

 

دریافت سبک





*************************


ولادت رسول اكرم) ص(

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

آسمونو ببین چراغونی شده

تو شهر مکه جشن و مهمونی شده

هرکی به تو دلداده از شوق نیگات

کارش ترانه و غزلخونی شده

دلبری و بی همتا ، مددی ابالزهرا

ای همه هستی فدات

دلم شده فرش رات

جا داره قربونی بشه

هزار تا یوسف بپات

عشق دلم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا

آب و گلم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا

******

صاحب خلق عظیم و بی مثلی

تو اوج زیباییه شعر و غزلی

شیرینتر از اسم تو نیست تو عالمین

اسمتو بردم و لبام شد عسلی

اومدی شده دنیا ، با قدم تو زیبا

ایون کسری شکست

تموم بت ها شکست

اومدی و نرخ همه

خوبای دنیا شکست

ماه شبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا

ورد لبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا

******

روشنیه عالمه روی ماه تو

رنگ شبه ز گیسوی سیاه تو

فرشته های خداهم روزی شونو

میگیرن از کرامت نگاه تو

دیگه مثه تو دنیا ، نداره ابالزهرا

مدح تو مثله رازه

عشقت روح نمازه

من چی بگم وقتی خدا

داره به تو می نازه

ماه شبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا

ورد لبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا

******

دلای شیدا همه درتاب و تبه

خورشید و ماه باهم دمیدن عجبه

ذکر یااحمد و یاصادق تاسحر

قشنگترین ترانه های امشبه

یکی نبی اعظم ، یکی امیر عالم

امین وحی خدا

بارهبر شیعه ها

قرآن و عترت تا ابد

نمی شن از هم جدا

خوش اومدی عزیز الله عزیزالله عزیزالله

یا صادق ای گل زهرا گل زهرا گل زهرا

 

دریافت سبک




*************************


ولادت رسول اكرم) ص(

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود


دل من لحظه به لحظه پر تاب و تبه

شب بخشش گناهم یقینا امشبه

به پای قدم های این دو تا نو رسیده

میریزن فرشته ها گل ذکر یامحمد نوای رو لبه

 بتخونه از یمن وجودش میشه ویرون

از پشت ابر تیره اومد مه تابون

میزنه سوسو میون آسمون دنیامون

عطر و بوی گلای شقایق

شد پراکنده تو این دقایق

 روی لب همه گل میکنه ذکر صادق

یامولا مدد

******

نسیم باد صبا باز توی عالم وزید

هر کسی عاشق یاره این و حتما شنید

میرسه هم پدر و هم پسر فاطمه

شب تار غم سحر شد مبارک باشه بر همه ایام عید

جبرییل از عالم بالا غزل خونه

شبنم شادی میچکه باز روی گونه

روی گداها دوباره بازه دره میخونه

این شبا من اگه بیقرارم

سر تا پا مست و مجنون یارم

سرم و رو پای نوکر مولا میزارم

یامولا مدد

******

یه ندایی میرسه از سوی عرش برین

رسیده شبای رحمت واسه اهل زمین

رو لب زهرا تبسم میشینه دوباره

داره اسپند میکنه دود فاطمه کنار امیرالمومنین

آسمونا غرق ترنم دلا مجنون

پرتو نور دو ستاره شده تابون

عرش خدا تو شب ولادت میشه گلبارون

رو زمین داره بارون می باره

آسمون با یه دنیا ستاره

به پای قدم نو رسیده گل میکاره

یامولا مدد

 

دریافت سبک





*************************


ولادت رسول اكرم) ص(

زمزمه

(به سبك السلام ای خاتم پیغمبران)

 

آمده نور هدایت ، بر همه داده سعادت

مظهر لطف و عنایت ، جان ما بادا فدایت

تو باب کوثری ، ز گل ها برتری

خدا داده تو را ، به عالم سروری

مدد یا مصطفی

******

نور احمد منجلی شد ، روز میلاد نبی شد

فاطمه بادا مبارک ، شادمان قلب علی شد

دلم پر می زند ، مدینه سوی تو

ندارد گلشنی ، صفای کوی تو

مدد یا مصطفی

******

مظهر خُلقِ عظیمی ، تو کریمی تو امینی

ای پیام آور وحدت  ، رحمت للعالمینی

به عالم قبله گه ، دو ابروی تو شد

معطر مکه از ، گل روی تو شد

مدد یا مصطفی

******

در فراقت یوسف زهرا ، دل و جان بی قرار است

یاد و نام تو به دل ها ، جاودان و ماندگار است

الا ای مهدیا ، تویی مشگل گشا

یگانه منجی و ، طبیب درد ما

اباصالح بیا

 

دریافت سبک





************************* 

ولادت رسول اكرم) ص(

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

نغمه سر دادند عرشیان ، گشته گل باران آسمان

آمده ختمی مرتبت ، ذات حق گردیده عیان

دارد با خود برکت و صلابتی

در سیمایش جلوه ی نجابتی

در چشمانش قدرت اجابتی

دارد با خود مشعل هدایتی

در دستانش رحمت و عنایتی

در عشق باشد لیلی حکایتی

صلو علیه و آلهی نبی

******

یا محمد یا مصطفی ، ای طلوع مهر و وفا

بردن نامت می دهد ، قلب و روح ما را صفا

میلاد تو شام تیره را سحر

ای مایه ی فخر و عزت بشر

رخت جهل را کردی از زمین به در

بر ریشه ی کفر و ظلم تویی تبر

لحنت شیرین تر بود ز هر شکر

بهر امت مهربان تر از پدر

صلو علیه و آلهی نبی

******

عبد مجنون و عاشقم ، تا ابد شاکر خالقم

که محب آل علی ، شیعه ی راه صادقم

قال صادق راه و رسم بندگی

خوشبختیمون تو مسیر زندگی

به لطفتون داره آقا بستگی

در سایه ی رحمت شما گدام

زیارت قبر خاکیتو میخوام

میفرستم سمت شما آقا سلام

صلو علیه و آلهی نبی

 




*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

سرود

 

از صفای تو دارم حال مستی ، با صفا

میزنم می از جام نابت مصطفی

می‌باره بازم بارونی

می‌گیرند دلها سامونی

جبرئیل تو عرش خدا

در پی سور مهمونی

سفره چینت میکائیل ، گل میاره اسرافیل

قربونیشم با خلیل

رسول الله

ملائکه صف به صف ، میگند با شور و شعف

تو گوهری ما صدف

رسول الله

(خوش آمدی یا نبی)3 یا مصطفی

******

ان الله وعدکم وعد الحق میگم

اومدی از راه طاق طاغوت ریخت به هم

خسروان را تو خسروی

قیصران را تو قیصری

ای تو محبوب عالمین

برای ما پیغمبری

پیغمبری مهربان ، پیغمبری همچو جان

قاصر بود این زبان

در مدحتان

پیغمبری چو پدر ، پیغمبری چو پدر

شب غمم شد سحر

با نور آن

(خوش آمدی یا نبی)3 یا مصطفی

 





************************* 


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

)به سبک کیه که شده جلوه(

 

می‌شینه دوباره رو لبای عاشقا

(مدد یا مصطفی)2

می‌گیره دلامون دوباره بوی خدا

(مدد یا مصطفی)2

پا می‌زاره به دنیا نبیِ خدا

میشه با مقدمش جشن و شادی به پا

چکیده شبنم ، فراری شد غم ، رسیده خاتم

مدد یا مولا (3) یا رسول الله

*******

کیه که یه عالم به نگاهش عاشقه

(امام صادقه)2

کیه که وجودش ریشهِ حقایقه

(امام صادقه)2

خوش به حال دلی که شده جعفری

میشه از عشق آقا دلا حیدری

میخونیم روزی ، تو صحنت آقا ، مدد یامولا

مدد یامولا (3) عزیز زهرا

 

دریافت سبک





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

دوباره باز دلم پریشونه ، صدای قطره های بارونه

خدا تو گوشش میگه لالایی ، جبرئیلم گهواره جنبونه

عالم دوباره محشره ، ولادت پیمبره

تو این شبا ذکر نبی ، روی لبای حیدره

دلم مجنونه ، داره میخونه

میمونم تا صبح ، توی می خونه

مدد یا احمد

********

آهای دلای مجنون و عاشق ، به مذهب آل علی لایق

مژده بدید که اومده دنیا ، عزیز دلها حضرت صادق

مرغ دل از توی سینه ، میون صحنت میشینه

ایشاالا یک سال دیگه ، همچی شبی تو مدینه

چه شاده زهرا ، میخونن دل ها

امام صادق ، مدد یا مولا

مدد یا مولا

*********

میخونه باز دلم چه بی پرده ، شیعه حیدر بخدا مرده

اگه جهنمم بریم آقا ، آتیش دوزخ به ماها سرده

دوباره باز شور و شعف ، هوای ایوون نجف

عشق تو آقا دُرّه و ، سینه شیعه هات صدف

علی آقامه ، علی مولامه

نه اینکه مولام ، همه دنیامه

مدد یا مولا

 

دریافت سبك





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

عالم و آدم ، میگیرن همگی دم

صل علی نبینا حضرت خاتم

اومده دلبر ، برا حضرت حیدر

گل بریزید پای قدم های پیمبر

پر نوره هر دو دنیا ، شادن علی و زهرا

ذکر لب اهل زمین ، ذکر لب فرشته ها ، مولا

همه میخونن یه صدا ، اومده دلخوشی ما ، مولا

اومد بابای عالم و بابای ام النجبا ، مولا

مولا مولا مدد یا رسول الله

*******

دلای عاشق ، همه پر از شقایق

رسیده میلاد آقام امام صادق

دل شده پر شور ،عالمی شده مسرور

امشب جهان شیعه شد نورٌ علی نور

دلها به تاب و در تب ،اومد رئیس مکتب

غرق نوا و شادیه آسمون شهر خدا ، امشب

اومد امام صادق و خاتم کل انبیا ، امشب

زهرا میده عیدی به ما یک سفر کرببلا ، امشب

مولا مولا مدد امام صادق

********

شادی هدف شد ، دلا غرق شعف شد

مرغ دلم هوایی شهر نجف شد

از نوکراشم ، غلام بچه هاشم

قربونی هیبت ایوون طلاشم

ماه شبم علی جان ، تاب و تبم علی جان

الهی که ذکر لب ما بشه بی حد و عدد ، حیدر

تا آخرین قطره خونفقط میگیم علی مدد ، حیدر

به عشق آقامون میگیم حتی زیر سنگ لحد ، حیدر

مولا مولا مدد حضرت حیدر

 

دریافت سبك





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

سرود

 

به پا شده جشن ، شادی آل الله

موسم میلاد ، آقا رسول الله

سرور و شادی بر پا شد ، شمس دو عالم پیدا شد

سید بطحا رسید

ز مقدم پاک طاها ، حضرت ختم الانبیا

به قلب ما زد امید

 خوش آمدی خوش آمدی

یا رسول الله خوش آمدی

******

مکه به دامانش ، قرص قمر دارد

از آسمون امشب ، ستاره می بارد

مادر حضرت خندونه ، ز شوق احمد میخونه

الهی مادر فداش

زمزمه ی یارب داره ، شکر خدا بر لب داره

بوسه زند دست و پاش

خوش آمدی خوش آمدی

یا رسول الله خوش آمدی


دریافت سبك





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

سرود

(به سبك اومد خبر از آسمونا)

 

مرغ دل من به آسمونا پر کشیده

اندوه و غم و غصه به گوشه ای خزیده

دل من بسوی مکه دوباره پر میزنه

میره مولد النبی به اون سرا سر میزنه

یا احمد ، یا احمد

******

آقا رسول الله جون و دل شد بیقرارت

قربون چشای تو و اون خال سیاهت

قبله ی راز منی ای همه ی حاصل من

پر پرواز منی عشق تو شد قاتل من

یا احمد ، یا احمد

 

دریافت سبك





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

شور

 

بلغ العلی بکماله ، کشف الدجی بجماله

حَسُنت جمیع خصاله ، صلو علیه و آله

همه هستیَم به ره ِ خدا ، وَ به عشق خاتمُ الانبیا

وَ به لطف آن شه لافتی ، وَ دعای عصمت کبریا

به فدای جلوه ی احمدی ، به فدای نور محمدی

بلغ العلی بکماله

******

تو تمام ِ مظهر ِ یا ربی ، تو شُکوه ِ باور ِ مذهبی

تو فروغ ِ انجم ِ مکتبی ، همه زیر ِ دِین ِ تو یا نبی

ز جهانیان تو سرآمدی ، به فدای نور محمدی

بلغ العلی بکماله

******

مَلَک ِ سما سائل ِ درت ، سائل ِ در و خاک محضرت

به فدای عترت اطهرت ، اهل بیت و سوره ی کوثرت

تو رسول و مصطفیَ الاَمجدی ، به فدای نور محمدی

بلغ العلی بکماله

******

سینه ی تو مَهبط ِ وحی ِ حق ، وَ به اذن تو فلق و شفق

نور ِ حمد و واقعه و عَلَق ، وَ نثار ِ روی تو صد طبق

گل باغ خالق ِ سرمدی ، به فدای نور محمدی

بلغ العلی بکماله

 

دریافت سبك





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

گل ِخنده ، به روی حیدر مبارکه

بر مسلمین عید پیغمبر مبارکه

صلوات ِ خدا بر احمد ، سیّدُنا یا محمد

چون جلوه گر شده ، آن خورشید وفا

آوای کائنات ، شد مدح مصطفی

خوش آمدی ای ، آیت رحمت خدایی

نبیّ اکرم ، سَرور ِ کُلّ ما سوایی

ختم ِ رسولان ، تو محمد تو مصطفایی

ابالقاسم ، یا رسول الله یا محمد

******

شهر مکه از قدومت گلفشان شده

اشک شوق ِ دیده ی خوبان روان شده

ذکر دل اهل یقین ، یا رَحمة لّلعالمین

روح ِ ایمان ِ ما ، نور ِ قرآن ِ ما

کاش قربانی شود ، در راهت جان ما

تمام ِ عُمر نوکری میکنم برایت

برای تو ، وَ به اولاد و بچه هایت

رسولُ الله ، ای همه هستیَم فدایت

ابالقاسم ، یا رسول الله یا محمد

******

ای مظهر ِ جَلَوات ِ حیّ سرمدی

حجت الله ، صادق ِ آل ِ محمدی

آمدی ای شمس دلها ، گل یاس ِ باغ ِ زهرا

ای خورشید ِ عیان ، ای شاه ِ اِنس و جان

از نور ِ روی تو ، شد نورانی جهان

بنفسی انت ، جلوه ی حیّ سرمدی تو

بنفسی انت ، صادق ِ آل احمدی تو

بنفسی انت ، نور چشم محمدی تو

ولیُ الله ، یبن الزهرا یا حجتَ الله

 

دریافت سبك





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

 

سُرور ِ ماه ِ ربیع و ، میلاد حضرت ِ احمد

صلی الله ُ علیک َ، سیدُنا یا محمد

مبارکه ، نور ِ ختمی مرتبت که جلوه گردیده به عالَم

مبارکه ، مقدم ِ آن سَروَری که بر نبییّن گشته خاتم

چراغونی ، شده از فیض ِ قدومش جنت و عرش مُعظّم

قبله ی دلها ، خوش آمدی مولا

یا ابا الزهرا ، خوش آمدی مولا

یا ابا الزهرا ، خوش آمدی مولا

******

سِزَد که در ره ایمان،فدای تو بشود جان

ز لُطف تو همه هستیم،به راه ِ عترت و قرآن

یا مصطفی ، ای تمام ِ آفرینش تا ابد در زیر ِ دِینت

یا مصطفی ، ای شده از جان مدیحه خوان تمام ِ عالمینت

یا مصطفی ، نظری کن جان ِ مولا بر محبین ِ حسینت

از تو میخواهیم ، ای یار ِ بی همتا

هم مدینه هم ، کرببلا آقا

یا ابا الزهرا ، خوش آمدی مولا

******

از سوی آسمون ِ عشق ، سر زده نور حقایق

آمده یوسف زهرا ، امام ِ جعفر ِ صادق

مبارکه ، ششمین نور خدا از نسل و اولاد پیمبر

مبارکه ، خنده ی لاله به صحرا عطر گلهای صنوبر

مبارکه ، جلوه های شور و شادی در دل ِ زهرا و حیدر

نور مهر و ماه ، ای مصحف ناطق

یا ولیَ الله ، یا حضرت ِ صادق

یا ولیَ الله ، یا حضرت ِ صادق

 

دریافت سبك





************************* 


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

زمزمه

 

فرخنده جشن ِ مسلمین بادا مبارک

میلاد ختم المرسلین بادا مبارک

آمد به دنیا ، آن نور ِ سرمد

ذکر دوعالَم ، شد یا محمد

ماه ِ ربیع و ، عید پیمبر

عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر

الله و اکبر الله و اکبر

******

عالَم شده از مقدمش آیینه بندان

از نور ِ رویش آسمانها شد چراغان

آیینه دار ِ، عصِمت خوش آمد

دریای لطف و رحمت خوش آمد

با شور و شادی ، با دیده ی تر

عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر

الله و اکبر الله و اکبر

******

جان ِ جهان آن مصحف ناطق خوش آمد

فرزند زهرا حضرت صادق خوش آمد

ای مذهب از تو پاینده آقا

از علم تو دین شد زنده آقا

از برکت ِ این ، مولود ِ کوثر

عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر

الله و اکبر الله و اکبر

******

این انقلاب و نهضت ِ ما تا به آخر

مدیون بُوَد بر مکتب آل پیمبر

هستیم همیشه ما با شهیدان

در راه عترت در راه ِ قرآن

همراه ِ ملّت ، همراه ِ رهبر

عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر

الله و اکبر الله و اکبر

 

دریافت سبك





************************* 


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

زمزمه

 

مبارک به تمام ِ اهل ِ دین ، میلاد ِ رحمة للعالمین

خوش آمدی یا مصطفی الامجد

سیدی یا حبیبی یا احمد

ماه تمام ما، بر تو سلام ما

یا مولا یا مولا یا احمد

******

ای جانت وادی ِ وحی ِ قرآن ، عالم از مقدمت شد گلباران

ای عشق تو فتاده در دلها

خوش آمدی مولا ابا الزهرا

پیغمبر ِ خدا،یا ختمُ الانبیا

یا مولا یا مولا یا احمد

******

مبارک جلوه ی نور سرمد ، میلاد ِ جعفر بن محمد

مهر ِ کرم ماه ِ وفا آمد

صادق ِ آل مصطفی آمد

ای سَروَر ِ همه ، فرزند فاطمه

یا مولا یا ابا عبدالله

 

دریافت سبك





*************************


ولادت رسول اكرم (ص)

ولادت امام جعفر صادق (ع)

سرود

(به سبك حال و روز دلامون)

 

صاحب گنبد خضرا آمد

پدر حضرت زهرا آمد

زمین و آسمونا زیبا شد

رسول خدا به دنیا آمد

خبر خبر که رسید همه کاره ی خدا

گل میریزن ملائک رو سر مسلمونا

حبیبنا سیدی رحمةً للعالمین

******

نفسم به نفست محتاجه

تویی اون که لایق معراجه

هرکی حرفتو زمین انداخته

از توی مسلمونا اخراجه

مثل علی همیشه مظهر العجائبی

تو محور وحدت همه ی مذاهبی

حبیبنا سیدی رحمةً للعالمین

******

ما که از بچگی عاشق هستیم

به همه ائمه شائق هستیم

دانش دنیا رو داریم چون که

غلام امام صادق هستیم

خوش به حالش هرکسی مذهبش جعفریه

هرکسی این جوریه واقعا حیدریه

آقام آقام آی آقام یابن الزهرا مدد

 




*************************


ولادت حضرت رسول اكرم (ص)

سرود

(به سبك عید غدیره علی امیره)


هر دم و هرگاه ، شب و سحرگاه

گل می کنه روی لبم یا رسول الله

داره می باره بارون ، آسمونا چراغون

شده از شور و شادی ، مدینه آینه بندون

اومده اونکه رحمه اللعالمینه

پادشه اهل سماوات و زمینه

مدد رسول الله

******

مدد یا احمد ، ای گل سرمد

می زنه قلبم براتو به خط ممتد

دارم عشقت به سینه ، همه حرفم همینه

قسمتم کن آقاجون ، یه زیارت مدینه

می کشونه دل من و تا عرش اعلا

قشنگی و صفای اون گنبد خضرا

مدد رسول الله

 

دریافت سبك

 



موضوعات مرتبط: پیامبر اکرم(ص)
[ 21 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار ولادت امام صادق (علیه السلام)


حسن لطفی

ولادت پیامبر)ص) و امام صادق (ع)-ولادت


خبرت هست که آن طاق معلا اُفتاد
ناگهان کُنگره یِ سنگیِ کسریٰ اُفتاد
خبرت هست ستون های یهودا اُفتاد
خبرت هست هُبَل خورد شد عُزیٰ اُفتاد

خبر این است زمین پُر شده از آب حیات
آی بر احمد و بر آل محمد صلوات

یک نفر آمده تا بارِ جهان بردارد
پرده از منظره ی باغ جنان بردارد
تا که از گردۀ ما یوق گران بردارد
از کران تا به کران بانگ اذان بردارد

آخر از سمتِ خدا آنکه نیامد آمد
چهارده تن همه با نام محمد آمد

شب شکست و به زمین بارشِ مهتاب آمد
عشق برقی زد و بر هر دل بی تاب آمد
جبروت و ملکوتیست که در قاب آمد
فالِ حافظ زدم و این غزل ناب آمد

"گل عُزاری زِ گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس"

حق بده دیدن این معجزه حیرت دارد
فقط این ابر به باریدنش عادت دارد
نفسش گرم خدایا چه حرارت دارد
سایه اش نیست و در سایه قیامت دارد

انبیا را بنویسید پیمبر این است
قبله ی روز و شبِ حضرت حیدر این است

کیستی ای نفست پاک تر از پاکی ها
غرقِ تسبیح بزرگی تو افلاکی ها
اشهد ان که حیران تو بی باکی ها
نوری و نور پراکنده بر این خاکی ها

ای نفس های علی ای همه هست زهرا
عالمی دست تو بوسید و تو دست زهرا

تو درخشیدی و انوار حیات آوردی
سیزده رشته غنات از عرفات آوردی
سیزده چشمه ی جوشان نجات آوردی
سیزده مرتبه بانگ صلوات آوردی

آخرین باده ات از این همه خُم می آید
با دعایت عَلَم چهاردهم می آید

ششمین آینه ات آمد و پروانه شدیم
سر زلفیم که با مرحمتش شانه شدیم
مرد این راه نبودیم که مردانه شدیم
شیعه جعفری خادم این خانه شدیم

آسمان را کلماتش سخنش پر کرده
و خداوند بر این جلوه تفاخر کرده

گرچه از عطر تو این دشت شقایق دارد
چقدر دور و برت شهر منافق دارد
چه غریبی که فقط چند تن عاشق دارد
دلِ زهرایی تو صحبت صادق دارد

تو بشیری و به شور ازلی می آیی
سر هر صبح به دیدارِ علی می آیی

باز پیچیده در این شهر پیامت آقا
پشت یک خانه تو هستی و قیامت آقا
عادت صبح تو شد عرض سلامت آقا
و سلام است فقط تکه کلامت آقا

از تو داریم سلامی پر عطر و برکات
باز بر احمد و بر آل محمد صلوات

*************************



علی‌اکبر لطیفیان
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح و ولادت


آن را که به جز قرب خدا هیچ ندارد
هنگام بلا غیر دعا هیچ ندارد
پروانه پرش سوخت و من یاد گرفتم
عاشق شدنم غیر بلا هیچ ندارد
از لکنتم ایراد نگیرید؛ بِلالم
دل مایه‌ی قرب است، صدا هیچ ندارد
باید به مقامات نظر داشت؛ نه اسباب
موسی همه کاره‌ست، عصا هیچ ندارد
از جانب گیسوی نگار است که خوشبوست
از ناحیه‌ی خویش صبا هیچ ندارد
اموال کریمان همه‌اش مال فقیر است
اصلاً چه کسی گفته گدا هیچ ندارد
هرکس که تو را دارد و در سینه ندارد...
مهر علی و فاطمه را... هیچ ندارد

***

بگذار که از فاطمه بهتر بنویسم
او را عوض فاطمه مادر بنویسم
بگذار که اول صلواتی بفرستم
تا نام تو را خوب معطّر بنویسم
تو پا بِگُذاری و منم سر بِگُذارم
تو پا بنویسی و منم سر بنویسم
در فکر بقیعم من اگر میل ندارم
بر گنبد خضرات کبوتر بنویسم
بگذار در این مرحله که جمله فقیرند
جبریل تو را فطرس دیگر بنویسم
تو گاه علی هستی و گه‌گاه محمّد
ماندم که علی یا که پیمبر بنویسم!
یکبار تو را خواندم و دوبار علی را
از ذات تو باید دوبرابر بنویسم

***

سرها همه خاک کف پایت؛ سر ما هم
پرها همه دنبال هوایت؛ پر ما هم
در قرب تو جبریل، پرِ سوخته دارد
زیر قدمت ریخته خاکستر ما هم
عیسی که نفس داشت و موسی که عصا داشت
خوب است ببیند که پیغمبر ما هم...
بر خاتم ما حک شده: «یا حضرت خاتم»
پس معجزه هم میکند انگشتر ما هم
گر آخر این زنده‌به‌گوری قدم توست
پس زنده‌به‌گور قدمت دختر ما هم
به فاطمه گفتی «بأبی أنت و امّی»
صد بار فدایش پدر و مادر ما هم
از لطف تو نام علی و فاطمه حالا
در مأذنه‌ها پر شده، در منبر ما هم

***

راضی شده بودیم به املای محمّد
اما نرسیدیم به معنای محمّد
هرآنچه که دارند رسولان، همه دارند
از معجزه‌ی خاک قدم‌های محمّد
مولاست همان رحمت امروز پیمبر
زهراست همان رحمت فردای محمّد
تفسیر کمالات جلالیِ علی بود
«لا حول و لا قُوّةَ الا»ی محمّد
این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست
خوابید اگر «شیر خدا» جای محمّد
اسلام محمّد به جز اسلام علی نیست
منهای علی یعنی منهای محمّد
در آینه‌ی فاطمه دیده‌ست خودش را
بنشسته محمّد به تماشای محمّد

***

با جعفر صادق به روایات رسیدیم
با لطف روایات به آیات رسیدیم
عبد تو شدیم و سر سجّاده که رفتیم
دیدیم به مجموع عبادات رسیدیم
با واسطه ما پیش خداوند نشستیم
از راه توسّل به مناجات رسیدیم
در اصل تو «اللّه» مجسّم‌شده هستی
به ذات خداوند از این ذات رسیدیم
از ردّ قدم‌های تو تا خانه‌ی زهرا
یک‌دفعه، دو دفعه، نه به کَرّات رسیدیم
از گریه‌ی تو در وسط شعله‌ی خانه
به سوختن مادر سادات رسیدیم
ما خاک‌نشینان حرم، عرش‌نشینیم
از ارض بقیعت به سماوات رسیدیم

*************************

مهدی رحیمی
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح


ملاک چیست؟ نبی؟یا ولی ست؟ یاهردو؟
اگرچه ما به خدا می رسیم با هردو

رئیس مذهب ماورئیس مکتب ما
رسیده‌اند به هم پس از ابتدا هردو

پر از صفات جمالی یکی یکی هریک
پر ازصفات جلالی دوتا دوتا هردو

چه قدر سعی نمودند سمتتان باشند
به وقت سعی همین مروه و صفا هردو

دوتا نبیِّ ولی و دوتا ولیِّ نبی
به حق که ناظر وحی اند در حرا هردو

به غیر خویش و به جز آل خویش،محترمند
فقط به خاطر زهرا برای ما هردو

ز نامهای خدا بیشتر علی گفتند
همینکه ذکر گرفتند بارها هردو

رسیده‌اند به سرمایه ی رضایت حق
فقط به خاطر ذکر رضا رضا هردو

اگرچه هردویشان بوده‌اند زهرایی
هزار شکر ندیدند کوچه را هردو

وَ در ارادت ما و شما همین بس که؛
گریستید به صحرای کربلا هردو

*************************


محمد جواد شیرازی
پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت


شمس رویت همیشه تابنده است
ابرویت ذوالفقارِ برنده است
دلت از مهر و عشق آکنده است
نام احمد تو را برازنده است

یا محمد که هر دو زیبنده است

مست جامت شدم خدا را شکر
صید دامت شدم خدا را شکر
بعد، رامت شدم خدا را شکر
من بنامت شدم خدا را شکر

هر اسیری به تو پناهنده است

خانواده به خانه محتاج است
مو پریشان به شانه محتاج است
مرغ، بر آب و دانه محتاج است
نوکرت بی بهانه محتاج است

دستِ لطفت زِ بس که بخشنده است

زینت دوش تو حسین و حسن
عطر تو برده عطر و بوی وطن
شاهد حرف من اویسِ قرن
بتکان باز هم عبا، دلِ من...

... بر همین عطر دلنشین بند است

خطبه های فصیح تو دریاست
خنده های ملیح تو غوغاست
سینه ی ما... ضریح تو اینجاست
رحمتی و شبیه تو زهراست

نامتان هم مرا خوشایند است

چشم تو کرده بر دلم اثبات
من کجا خواندن از شما... هیهات
پس نوشتم به جای این ابیات
بر محمد و آل او صلوات

این دعا ضامنِ فرستنده است

راه سخت است، راهِ حل داری
میل برچیدن هُبَل داری
صحبت از رب لم یزل داری
فاطمه را که در بغل داری

دشمن ابترت سرافکنده است

سوره خواندی و از ولی خواندی
هر کجا بی معطلی خواندی
سنگ هم خوردی و ولی خواندی
آیه آیه "علی علی" خواندی

شاهد حرف من خداوند است

بستر تو که جای هرکس نیست
منبر تو که جای کرکس نیست
پس خلافت برای ناکس نیست
لایق مسند شما پس نیست...

...غیر خیبر شکن که رزمنده است

حشر، حق است... پس اجل حق است
راه توحید از ازل حق است
الحق این حرف چون عسل حق است
حق علی و علی معَ الْحَق است

حق علی را به قلب ما کنده است

میوه داده است اشک و آه علی
دو جهان، شیعه شد سپاه علی
مذهب صادق است، راه علی
مثل موجی به تکیه گاه علی...

...مکتب جعفری خروشنده است

*************************


سید پوریا هاشمی
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


امروز نوشتند کبوتر شدنم را
پروازکنان راهى دلبر شدنم را
چشمان من از شوق، مهیاى شراب است
مدیون توأم لذت ساغر شدنم را
آنقدر نرفتم ز در خانه گرفتم
تا روز ابد سائل این در شدنم را
گفتند برو نوکر صاحب کرمى باش
دادم به شما نامه ى قنبر شدنم را
یک عمر به دور سر تو گرد طوافم
امضا بزن از اهل جهان سر شدنم را
باید که بگوش همه حالا برسانم
فوراً خبر مست پیمبر شدنم را

خوب است بدانید به دربار رسیدم
تا پشت در احمد مختار رسیدم

روزى که تو از راه رسیدى دل ما ریخت
خیر قدمت وِلوله در أرض و سما ریخت
کفار هم از بودن تو بهره گرفتند
باران کرامات تو آقا همه جا ریخت
مکه ز نفس هاى تو توحید سرا شد
از بس که به هر جا گذرت عطر خدا ریخت
دیدند به ایوان مدائن ترک افتاد
از هیبت سبحانى تو بت کده ها ریخت
پیچید در عالم خبر آمدن تو
تا صبح در خانه ى تو خیل گدا ریخت
گر اهل مناجات شدیم علتش این بود
الطاف تو در کاسه ى ما شوق دعا ریخت

با امر شما ساعت خورشید عوض شد
حتى جهت حرکت خورشید عوض شد

تا هست خدا نام تو برجاست یقیناً
بر دامن تو دست گداهاست یقیناً
در کشور ما اسم تو در صدر اسامى است
چون نام محمد شرف ماست یقیناً
یک عمر پناه غم تو چادر زهراست
پس دختر تو ام ابیهاست یقیناً
فهمیده ام از بوسه ى هر روزه به دستش
آرامش تو حضرت زهراست یقیناً
وقتى همه جا ورد زبان تو على بود
یعنى که وصى ، حضرت مولاست یقیناً
هربار که در جنگ به کار تو گره خورد
شمشیر على حل معماست یقیناً

با تیغ کج آورده به حیرت همگان را
خم کرده قد و قامت شمشاد قدان را

ما تا به ابد دست به دامان شماییم
خاریم ولى جزو گلستان شماییم
خشکیم، کویریم ولى شکر گذاریم
صد شکر که لب تشنه ى باران شماییم
از رى به امیدى در این خانه رسیدیم
راهى بده آقا همه مهمان شماییم
اى کاش که ما را به غلامى بپذیرد
تا فخر کنیم اینکه غلامان شماییم
ما شیعه شدیم از کرم حضرت صادق
مؤمن به تعالیم و مسلمان شماییم
ارث از تو گرفتیم که بى تاب حسینیم
دل سوخته ى دیده ى گریان شماییم

از یُمن روایات شما روضه نشینیم
در بَندِ حسینیم و گرفتار ترینیم

*************************

محمود ژولیده
پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت


آمد خبر که روز بشر بعد انبیا شب بود
عالم بدون پرتو انوار مصطفا شب بود
با آمنه تمامیِ خلقت در انتظار صبح
مهتاب تا سحر همه دم همنوای با شب بود
جبریل بود و بال گرفتن به بیت عبدالله
بیتی که میزبان هبوط فرشته ها شب بود
می رفت مادر و پسر از راه دور می آمد
خورشید پشت پردۀ پنهانی خدا شب بود
تایید شد ، مشاهده شد ، نور لیلة الاسری
احمد رسید ، ورنه هنوز آسمان ما شب بود

صبح آمد و خوش آمد و احمد به حمد سرمد شد
در سجده رفت و ذکر گرفت ، علی محمد شد

شکر خدا که رفت شب و روزگار ما شد صبح
معنا گرفت فصل ربیع و بهار ما شد صبح
آری "نگار ما که به مکتب نرفت و خط ننوشت"
یک غمزه کرد و شب ز نگاه  نگار ما شد صبح
خاتم رسید و خاتمۀ جاهلیّت امضا شد
با دوستان آل محمد قرار ما شد صبح
مکه نه ، بلکه عالم امکان ز نور او روشن
در سایه سار طلعت رویش ، مدار ما شد صبح
در پرتو محمد و صادق طلوع فجر آمد
یعنی به یمن آل علی انتظار ما شد صبح

باید ستود از دل و جان این دو جلوۀ رب را
بنیانگذار مکتب و بنیانگذار مذهب را

باید سرود:نقطۀ پرگار معرفت احمد
باید نوشت:دیدۀ بیدار معرفت احمد
باید سرود: ناشر آیات کبریا صادق
باید نوشت: بحر گهربار معرفت احمد
باید سرود: فاطمه را علت بقا صادق
باید نوشت: محور و معیار معرفت احمد
باید سرود: جلوۀ خیبر گشای ما صادق
باید نوشت: حیدر کرار معرفت احمد
باید سرود: بانی تکرار کربلا صادق
باید نوشت: مظهر آثار معرفت احمد

هر چارده جمال خدا را در این دو باید دید
هر چارده جلال خدا را در این دو باید دید

کسری شکست و معجزه ها یک به یک فراوان شد
بتها فرو نشست و تبِ بندگی نمایان شد
آتشکده خموش و حرارت به سینه ها روشن
خشکید رود ساوه و دریای عشق جوشان شد
از تخت سلطنت همه شاهان بزیر افتادند
لال از مهابتِ خبرِ حق ، زبان آنان شد
اصحاب فیل صیدِ اَبابیل شد در این ایام
قومی که زیر بارش سجّیل[1] ، سنگ باران شد
شد سحرِ ساحران همه با علم کاهنان باطل
باطل گریخت از ره و حق ، آشنای انسان شد

اینهاست گوشه ای از جلالات احمد مختار
اینهاست شمه ای از کرامات حیدر کرار

ما را برای یاری دین رسول جان دادند
با صد هزار معجزه ، حق را بما نشان دادند
دیگر کسی بهانه ندارد که من نفهمیدم
زیرا برای فهم مسائل اماممان دادند
در فتنه های جنگی و در فتنه های فرهنگی
ما را امام و رهبر و هم تیغ و هم بیان دادند
باید قدم نهاد به راه بصیرت دینی
اهل بصیرتند که بر دین خود امان دادند
هرکس به عمر خویش زمانی به کربلا آید
در کربلای خویش خوشا عاشقان که جان دادند

تا کربلای چند بجوئیم این سعادت را
تنها ولایت است که بخشد مِی شهادت را


*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت


فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد
دوخورشید جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد
دو موسی از دو دریا ، یا دو یوسف از دو چاه آمد
دو رهرو ، یا دو رهبر ، یا دو مشعل دار راه آمد

دو شمع جمع بزم جان ، دو رکن محکم ایمان
دو بحر رحمت  و غفران دو دست قادر منان
دو آدم خو ، دو یوسف رو ، دو موسی ید ، دو عیسی دم

دو دریا را دو رخشان گوهر یک دانه پیدا شد
دو جان جان جان ، دو دلبر جانانه پیدا شد
دو سرو ناز یا دو نازنین ریحانه پیدا شد
دو شمع آفرینش ، یک جهان پروانه پیدا شد

دو سر داور هستی دو جان در پیکر هستی
یکی پیغمبر هستی یکی روشنگر هستی
یکی سر الله اکبر ، یکی وجه الله اعظم

دو شمع جمع انسانها دو شاه کشور جانها
دو باب الله احسانها ، دو بسم الله عنوانها
دو سرو باغ و بستانها ، دو باغ روح و ریحانها
دو واجب جاه امکانها ، دو مشعل دار کیهان ها

دو خالق را نماینده ، دو قرآن را سراینده
دو رحمت را فزاینده ، دو دلها را رباینده
یکی بر اولیا سادس ، یکی بر انبیا خاتم

بشارت ای تمام عالم هستی بشیر آمد
گل بستان سرای آفرینش در کویر آمد
نرفته ماه از بزم فلک مهر منیر آمد
بشیران را بشیر آمد نذیران را نذیر آمد

جهان گردیده آسوده ، ملک رخ بر زمین سوده
فلک بر زیور افزوده  ، محمد  چهره بگشوده
ز مکه تافته خورشید نورش بر همه عالم

فلک امشب زمین مکه را از دور می بوسد
ملک مهد محمد   را بموج نور می بوسد
بفرمان خدا خاک درش را حور می بوسد
مسیح از عالم بالا کلیم از طور می بوسد

حرم پیموده ره سویش طواف آورده بر کویش
صفا چون گل کند بویش صفاها گیرداز رویش
به یاد لعل لب هایش کند رفع عطش زمزم

چو آمد آمنه کم کم بهم چشم خدا جویش
دو لب خاموش اما عالمی گرم هیاهویش
بنا گه تافت خورشید جهان آرا ز پهلویش
منور ساخت شرق و غرب را از پرتو رویش

سما در نور او گم شد زمین دریای انجم شد
لبش گرم تبسم شد  وجودش در تلاطم شد
که ناگه چشم حق بینش دوباره باز شد ازهم

ندا از عمق جان بشنید هان ای مهربان مادر
خدایت را خدایت را بخوان مادر بخوان مادر
سلامت می دهد امشب زمین و آسمان مادر
که هستی آفرین هستیتب بخشد رایگان مادر

ببین لطف موید ، را بخوان دادار سرمد را
بدنیا آر ، احمد را ، محمد   را محمد   را
بذکر حق کن استقبال ، از پیغمبر اکرم 

دل شب آمنه تنها ولی تنها خدا با او
نه عبدالله زنده نه زنان آشنا با او
دعا می خواند و بودی آفرینش همصدا با او
سخن می گفت  فرزندش محمد   در خفا با او

امیدش بود و معبودش ، وجودش بود و مولودش
محمد بود مقصودش ، زهی از بخت مسعودش
گرفتش در بغل مانند جان خویشتن مریم

زیک سو رو به قبله مادرش حوا دعا گویش
ز یک سو آسیه گل بوسه گیرد از گل رویش
ز یک سو مام اسماعیل همچون گل کند بویش
ز یک سو دست های مریم عذرا به پهلویش

که کم کم درد او کم شد رها از درد و از غم شد
جمال حق مجسم شد محمد   ماه عالم شد
به استقبال او خیزید از جا ای بنی آدم

در آن شب بارگاه آمنه خلد مخلد شد
در آن شب جلوه گر مرآت حسن حی سرمد شد
در آن شب آفرینش محو و مات روی احمد شد
در آن شب بوسه زن مادر به رخسار محمد   شد

چه عبدی در سجود آمد چه نوری در وجود آمد
چه غیبی در شهود آمد ، خدا را هر چه بود آمد
که او با هر دمش ، بر آفرینش ، جان دهد هر دم

چو آن تابنده اختر زاد آن نور مجسم را
نه آن نور مجسم بلکه وجه الله اعظم را
فروغی تافت از نورش که روشن کرد عالم را
ندا آمد که زادی بهترین فرزند آدم را

مبارکباد لبخندت ، گرامی باد فرزندت
بهین عبد خداوندت محمد   طفل دلبندت
که می خوانند مدحش را ، خدا و انبیا با هم

تو امشب آدم و نوح و و خلیل دیگر زادی
ذبیح و خضر و داود و کلیم برتری زادی
مسیحا ، نه ، مسیحای مسیحا پروردی زادی
تو امشب بر همه پیغمبران پیغمبری زادی

رسل در تحت فرمانش ، کتب یک جمله در شانش
هزاران خضر عطشانش ، صدا اسماعیل قربانش
مبارک ای گرامی مادر پیغمبر اکرم 

زمین مکه دیشب غرق در نور محمد   بود
چراغ آسمان لبخند زن بر روی احمد بود
جهان آفرینش بهتر از خلد مخلد بود
تجلای خدا در چهره عبدی موید بود

موید باد قرآنش ، گرامی باد فرقانش
معطر باد بستانش ، جهان در تحت فرمانش
بنای اوست در سیل حوادث کوه مستحکم

محمد   ای چراغ روشنی بخش جهان آرا
بر افروز و بر افروزان بنور خویش دل ها را
بلرزان با نهیب آسمانی کاخ کسری را
ندای تفلحوا از عمق جان برکش بخوان ما را

تو ما را دانش آموزی ، تو مهر عالم افروزی
تو برق اهرمن سوزی ، تو در هر عصر پیروزی
لوای تو است با دست خدا بر دوش نه طارم

هماره بوی عطر خلد از خاک درت خیزد
همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد
ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد
فروغ دانش از کرسی درس جعفرت خیزد

ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادی ششم سرور
ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پیغمبر
که شش خورشید حق از سلب او تابیده در عالم

الا ای ام فروه آفتاب داور آوردی
محمد را محمد را کتاب دیگر آوردی
تعالی الله که مثل آمنه پیغمبر آوردی
تو چون بنت اسد در دامن خود حیدر آوردی

به عصمت مادرش زهرا بصورت چون حَسَن زیبا
حسینی خو علی  سیما امام باقرش بابا
که با عید محمد عید میلادش بود توام

کتاب من کتاب الله و دین مصطفی دینم
تولای امیر المومنین عهد نخستینم
مرام جعفری و مهر الله آئینم
نه کاری بوده با آنم نه حرفی مانده با اینم

محب آل اطهارم ، علی را دوست میدارم
ز خصمش نیز بیزارم ، به یارش تا ابد یارم
نباشد غیر حب و بغض ، دین و مذهب "میثم"

*************************


نجمه پورملکی
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع(-ولادت


دوباره مطلع شعرم شده سلام شما
بلال طبع لطیفم شده غلام شما
دوباره رد شده اى از کنار و گوشه شهر
دوباره گم شده ام بین ازدحام شما
به هرطرف که نسیم عبایتان بوزد
بلند مى شوم آقا به احترام شما
چقدر جاذبه دارى به روى منبر نور
چقدر بوى خدا می دهدکلام شما
نمى شود به خدابینتان نظر بدهم
تویى امام على و على امام شما:

مرا براى اویس قرن شدن بخرید
 براى نذر حسین و حسن شدن بخرید...

بزن به شانه سلمان بگو که یار من است
کنار دست شما بودن افتخار من است
براى علم ثریا به آسمان رفتن
همیشه پیشه این مردم دیار من است
 نبى امى مکتب نرفته ام همه جا
 سخن ز معجزه هاى تو و نگار من است
فداى رحمت چشمان آسمانیتان
 که یک نگاه شما مایه قرار من است
همیشه دادن اذن مدینه کار شماست
همیشه گریه براى مدینه کار من است

 منم اسیر نگاه پیمبری شده ام
بروى گنبدخضرا کبوترى شده ام...

تویى که اسم تو با هر زبان ستوده شده
 میان عالم هفت آسمان ستوده شده
 جلوتر از همه ى عرش و فرش و لوح و قلم
جلوتراز همه ى انس و جان ستوده شده
زمان حضرت آدم زمان حضرت نوح
 خلاصه عشق تو در هر زمان ستوده شده
 نبى خاتم من اى رسول رحمت من
همیشه عشق تو در قلبمان ستوده شده
فداى اسم محمد که در کتاب زبور
 براى تک تک پیغمبران ستوده شده

 به روى کاشى فیروزه اى عرش خدا
نوشته اسم تو و اسم حیدر و زهرا...

ز شرم روى تو یوسف خجالتى شده است
مسیح کوچه گداى محبتى شده است
میان کنگره هاى تمام کسراها
به پیش پاى تو امشب قیامتى شده است
 چه کرده اى تو مگر بین نامسلمانها
 تمام رابطه هاشان رفاقتى شده است
بدون یاد تو اصلا زمان نمى گذرد
برایم این صلواتت عبادتى شده است
ببین به برکت قرآن و اهل بیت شما
میان شیعه وسنى چه وحدتى شده است

 خدا به امت مرحومه ات نظر دارد
 دعاى خاتم پیغمبران اثر دارد...

فداى روح مسیحایى رسول خدا
صفاى لیلة الاسرایى رسول خدا
فداى جامه سبزش بزیر نور کسا
فداى چهره زهرایى رسول خدا
فداى خلق عظیمش به زیر بارش سنگ
فداى آن دل دریایى رسول خدا
فداى عشق خدیجه که بوده در همه دم
انیس و مونس تنهایى رسول خدا
عروس خانه حیدر شده بدون جهاز
تمام هستى و دارایى رسول خدا:

اگرچه اجر رسالت ادا نشد هرگز
على ز فاطمه تو جدا نشد هرگز...

امام صادق ما شیعیان دعاگر ماست
همیشه سایه علمش به روى این سر ماست
فداى آنهمه ایثار و غربتش بشوم
که دردغربت او هم شبیه مادر ماست
همیشه کرده براى همه روایت عشق
حدیث سینه او افتخار منبر ماست
خوشا به حال مُفَضَّل که درس توحیدش
 ز یمن و برکت استادى مفسر ماست
گمان کنم که مرامت به مصطفى رفته
 گمان کنم که نگاهت شبیه حیدر ماست

تویى که شیخ الائمه ملقبت کردند
 رئیس مذهب و استاد مکتبت کردند...

*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت


امشب وجود را شرف دیگر آمده
در جلوه آن جمال خدا منظر آمده
در شام تیره مهر جهان گستر آمده
دوران تیره گیّ و ستم بر سر آمده

بر جنّ و انس و حور و ملک رهبر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

عالم محیط جلوۀ دادار سرمد است
ملک وجود یکسره خلد مخلّد است
هر سو که رو نهید عیان حسن احمد است
در جلوه آفتاب جمال محمّد است

از آفتاب بر همه روشنتر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

امشب رسل رسول خدا را صدا زنند
هر یک دم از ثنای محمّد جدا زنند
دست دعا به دامن آن مقتدا زنند
بت ها به کعبه دم ز رسول خدا زنند

گویند بت شکن ر سوی داور آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای بت گران ترانۀ توحید سر دهید
این مژده بر تمامی نسل بشر دهید
از لحظۀ شکستن بت ها خبر دهید
پیغام از ولادت پیغامبر دهید

ظلمت رها کنید که روشنگر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آفتاب جلوه نمایی مبارک است
ای حسن غیب پرده گشایی مبارک است
ای بزم شب فروغ خدایی مبارک است
ای بردگان طلوع رهایی مبارک است

دوران زورگویی و طغیان سر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

خوبان روزگار حقیر محمّدند
خورشید و ماه هر دو اسیر محمّدند
پیغمبران تمام بشیر محمّدند
یک جلوه از جمال منیر محمّدند

او آفتاب و خیل رسل اختر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آمنه تو خود صدف درّ سرمدی
زین رتبه بر زنان دو عالم سرآمدی
بنت وهب نه، مام گر امّی احمدی
اینک به خود ببال که امّ المحمّدی

هستی محیط نور از این گوهر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

این است آنکه بتکده زیر و زبر کند
زانگشت خویش معجز شق القمر کند
خود را تمام عمر چراغ بشر کند
شام سیاه عالمیان را سحر کند

در دامن تو مهرِ جهان پرور آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای مکّه بر تو نور محمّد خجسته باد
بتهایِ شرک با تبر او شکسته باد
پیوند کفر با نفسِ او گسسته باد
دستِ ستمگران جهانخوار بسته باد

دستی که دادِ عدل ستاند بر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

پیدایش دو آیت سرمد مبارک است
یک صبح را دو عید مؤّید مبارک است
در تیرگی تجلّی احمد مبارک است
میلاد ابن محمّد مبارک است

درّی الهی از صدف دیگر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

در چشم علم مشعل روشنگر است این
استاد کل ولّی خدا جعفر است این
آئینۀ حقیقتِ پیغمبر است این
معصومِ هشتم است و ششم رهبر است این

آری خدای را ششمین مظهر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ما را بود هماره ره و رسمِ جعفری
مشی و مرام جعفری و عشق حیدری
داریم بر تمام ملل مجد و سروری
با چارده چراغ نمودیم رهبری

"میثم" در این مسیر ثنا گستر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

*************************

اسماعیل شبرنگ
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت

در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند
آثاری از طلوع محبت گذاشتند
باخلقت تو ای همه ی آبروی خلق
منّت سر اهالی خلقت گذاشتند
تو آمدی که ما همگی متحد شویم
نام تو را منادی وحدت گذاشتند
باران لطف تو همه جا را فراگرفت
در ابر چشم های تو رحمت گذاشتند
اشفع لنای هرشب بارانی مرا
در نزد تو برای اجابت گذاشتند
روز ازل به پیش همه ... ایها النبی
روی سر تو تاج نبوت گذاشتند

از بارش کرامت بی حد نوشته ام
بر روی سینه نام محمد نوشته ام

یاایها الرسول دلم را جلا بده
ای با صفا صفا به دل بی صفا بده
با دست خالی آمده ایم ایها الکریم
چیزی به ما تو محض رضای خدا بده
اینجا نشسته ام که بگویم طبیب عشق
نسخه برای درد دل بی دوا بده
چشم تو خاک را به نظر کیمیا کند
رنگی به تیرگی دل سنگ ما بده
از سائلان هرشب ایرانی توام
رزق مرا توسط موسی الرضا بده
حتی اگر مدینه بیایم شبانه روز
می خواهم از تو تذکره ی کربلا بده

وقتش رسیده نور ولی را نشان دهی
راه علی و آل علی را نشان دهی

ما شیعه ایم شیعه ی سرمست حیدریم
لب تشنگان بادۀ ساقی کوثریم
محشر میان جمع محبان فاطمه
سایه نشین چادر خاکی مادریم
یک عمر ما فقط به علی رو زدیم و بس
حاجت به پیش هرکس و ناکس نمی بریم
نام علی که بر لبمان سبز می شود
در بین مجلسیم ولی جای دیگریم
در صحن با صفای نجف سیر می کنیم
گوشه نشین مرقد سلطان محشریم
شیخ الائمه چشمه ی جاری مرتضاست
ما پیروان مکتب پربار جعفریم

نام مرا خدا همه جا مبتلا نوشت
از شیعیان صادق آل عبا نوشت

*************************

غلامرضا سازگار
مدح


ای دو صد یوسف صدّیق به صدق تو گواه
ای علوم همه با کوه کمالت پر کاه

دو جهان زنده ی چشم تو به یک نیم نگاه
تا زمان هست تو از گردش چرخی آگاه
شهریاران سر کوی تو گدای سر راه
شیخ والای ائمّه ولی امر الّه

صدق تابنده چراغی بود از مکتب تو
علم تا علم شود بوسه زند بر لب تو

عرشیان دسته ای از خاک نشینان تواند
فرشیان از همه سو دست به دامان تواند
علم ها گوهری از لعل دُر افشان تواند
حلم ها ذکر خوشی بر لب خندان تواند
بحرها تشنه ی یک قطره ی باران تواند
سرو قدّان جهان سر به گریبان تواند

علم از روز ازل سائل دیرینه ی تو است
آنچه در سینه خلق است در آیینه ی تو است

لاله ای نیست که از دامن بستان تو نیست
طایری نیست که در باغ ثنا خوان تو نیست
آیه ای نیست که محتاج به برهان تو نیست
گوهری نیست که از بحر خروشان تو نیست
ذرّه ای نیست که از مهر درخشان تو نیست
پدر شیمی جز جابر حیّان تو نیست

علم تو مشعل و خلق و دو جهان انجمنی
آیة الکرسی از کرسی درست سخنی

سرّ سروّ علن از تو است امام صادق
فیض هر انجمنی از تو است امام صادق
حسن خلق حسن از تو است امام صادق
سبزی این چمن از تو است امام صادق
سیر چرخ کهن از تو است امام صادق
همگان را سخن از تو است امام صادق

تا که این چار ام و هفت اب و نه طاق است
مؤمن طاق تو در عالم هستی طاق است

دهر دانشگه و استاد سخن دانش تو
کلّ قرآن سخن داور و برهانش تو
حق به دور تو کند گردش و میزانش تو
مؤمن پاک بود پایه ی ایمانش تو
درد جان نیز طبیبش تو درمانش تو
علم نور است ولی مشعل تابانش تو

تا زمان است و به هر مرحله می تازد علم
از تو می گوید و دائم بتو می نازد علم

پشرو تر بسی از دور زمان مکتب تو است
ثمر خون حسین ابن علی بر لب تو است
راه حق مذهب تو مذهب تو مذهب تو است
آسمان شیفته ی زمزمه های شب تو است
نفس سوختگان شعله ی تاب و تب تو است
نور قرآن ز درخشنده گی کوکب تو است

اهل توحید که این قدر مجلّل دارند
هر چه دارند ز توحید مفضّل دارند

باغبانی و بود ملک جهان گلزارت
گرم تا دامنه ی حشر بود بازارت
گوهر وحی فرو ریخته از گفتارت
بوسه ی علم بود بر لب گوهر بارت
دیدن روی خداوند بود دیدارت
ای طبیبانِ همه خلقِ جهان بیمارت

ای خوش آن یار که تو یار و طبیبش باشی
خوشتر آن درد که تنها تو طبیبش باشی

ای که خوانده است خداوند به قرآن نورت
نوری و سینه خوبان دو عالم طورت
ملک جان خانه ی دلها همگان معمورت
انس و جنّ و ملک و حور و پری مأمورت
چه جفاها که رسید از ستم منصورت
کرد از خانه و از شهر پیمبر دورت
بود آگاه عدو از محن جانکاهت
برد با فرق برهنه سوی قربانگاهت

کثرت سنّ تو و این همه آزار ای وای
آفتاب حق و بیداد شب تار ای وای
برق شمشیر و رخ حجّت دادار ای وای
دوست در سلسه ی دشمن غدّار ای وای
خانه ی حجّت حقّ و شرر نار ای وای
صدمۀ خار ستم بر گل بی خار ای وای

پاسخ آنهمه خوبی شرر آذر بود
بیت آتش زده ارثیّه ای از مادر بود

آخر از زهر جفا رفت وجودت در تاب
جگر خونجگر پاره ی زهرا شد آب
ریخت از دیده ی یاران به عزای تو گلاب
جگر موسی جعفر شد از این داغ کباب
بعد از آن غریب و مظلومیت و رنج و عذاب
بوتراب دگری باز نهان شد به تراب

در عزای تو جهان صحنه ی محشر گردید
تازه در ماتم تو داغ پیمبر گردید

ای سلام همه بر تربت بی زوّارت
غم بسیار محبّان ز غم بسیارت
به چه تقصیر عدو این همه داد آزارت
وامصیبت که چه کردند به قلب زارت
برد سر بر فلک از خانه شرار نارت
ریخت اعجاز خلیل از لب گوهر بارت

شد خموش آتش و بهر تو دل عالم سوخت
بیشتر از همه زین غم جگر «میثم» سوخت



موضوعات مرتبط: امام صادق (ع)- ولادت
[ 21 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

ولادت پیامبر(صلی الله علیه وآله)

حامد اهور
حضرت رسول(ص)-ولادت

گیرم كه به توفیق تو امضاء شده باشد
یا بر اثر لطف تو پیدا شده باشد
یك قطره به توفیق تو دریا شده باشد
با این دل بیچاره مدارا شده باشد

با این همه هنگام سرودن چه بگویم
باید كه بفهمم ز تو چیزی كه بگویم

من هیچ نمی فهمم از آن قدر خدا را
كی فهم كند ذره ی بی قدر شما را
باید به مدد خوانم دستان دعا را
یكبار دگر تازه كنم قبله نما را

تا سوی تو این قلب زمین خورده بیاید
تا لطف تو بر شعر من آغوش گشاید

ای آن كه قسم خورده به نام تو خدایت
بیدار شده شهر شب از بانگ رهایت
ای آن كه تبرك شده كعبه به عبایت
تا عرش خدا صف زده پژواك صدایت

این كیست كه در نور تو پیدا شده آقا
آن روح چه سان در تن تو جا شده آقا

گفتم كه از آن شب ، شب فردا بنویسم
از غار حرا ، لیله ی اسراء بنویسم
از كعبه و از مسجدالاقصی بنویسم
آری منم آن قطره كه دریا بنویسم

این كیست كه چون اشك شب قدر زلال است
ما راه به آن قدر بیابیم ؟ محال است

هان چهره بچرخان كه زمین نور ببیند
برخیز كه هر قدر به پایت بنشیند
دنیا فقط از حسن تو ،توحید گزیند
از غنچه لبهای تو لبخند بچیند

ای گلشن رحمت كه گلستان شده عالم
از نور خداوندی تو نیّر اعظم

در غار حرا پرده ز حسن تو گشودند
با نور تو رنگ از شب تاریك زدودند
تو بوده ای آن روز كه این خلق نبودند
اقراء كه به عشق تو لك الحمد سرودند

ای صادر اول كه تویی مصدر دنیا
ای گمشده ی حسن تو موسی و مسیحا

لولاك زمین خاك و زمان پیش و پسی بود
لولاك كجا رخصت احیای كسی بود
كی بی تو به دستان كلیمی قبسی بود
كی در دم عیسی دم احیای كسی بود

تو آمده ای ای جان به تن خاك بباری
باران شوی و بر تف این خاك بباری

خون در تن توحید روان شد به هوایت
شب روز شد از همرهی عقده گشایت
هر روز خدا تحفه فرستاد برایت
ماودعك ربك خورشید ولایت

ای آن كه ز توحید  تو صد آینه توحید
زهرا شد و در قاب ولای تو درخشید

قم شهر خدا چشم به راه است فانذر
صفهای جماعت همه بر پاست فكبّر
ای نور خدا در سكناتت متواتر
ای صادق و هادی، تقی و كاظم و باقر

تو كوثر محضی كه در عالم شده تكثیر
نازل شده در شأن شما آیه ی تطهیر

در مدح تو اندیشه زمینگیر و زبان لال
جز جذبه قرآن تو نطق همگان لال
اقصای جهان لال ، زمین لال ، زمان لال
جز نفس خودت قاطبه ی كون و مكان لال

لب باز كن ای مرد ، بگو كیست محمد
جز حیدر كرار كسی نیست محمد

ای پاره ای از حسن مثالی تو زهرا
ای حیدر كرار به توفیق تو مولا
حق است كه وامانده در اوصاف تو دنیا
وقتی كه علی عبد تو خوانده است خودش را

گفتیم و نشد در صف تو راه بجوییم
بگذار كه از حیدر كرار بگوئیم ...

دارم دلی از شوق تو لبریز علی جان ...


*************************

امیر عظیمی
حضرت رسول(ص)-ولادت

عاقبت زلف تو را باد بهم می ریزد
دل از این لطف خداداد بهم می ریزد
حرف شیرین شده، فرهاد بهم می ریزد

اینکه می آیی و رخساره بر افروخته ای
نکند باز دل غمزده ای سوخته ای

گیس آشفته کن ای یار، نوازش با من
تو فقط قبله ی من باش، نیایش با من
رحمت الواسعه بودن ز تو، خواهش با من

من همان طفل یتیمم که تو بابای منی
ماهی کوچک تو هستم و دریای منی

خالق اینبار چه ها ساخته با صورت تو
چارده مرتبه دل باخته با صورت تو
پرده از خویش بر انداخته با صورت تو

آمده مست و غزلخوان و صراحی در دست
جلوه ای کرد که از آن کمر کفر شکست

گفت ای بنده ی من، مست نشو، مهر بورز
به خم میکده پابست نشو، مهر بورز
کمتر از ذرّه نه ای، پست نشو، مهر بورز

"تا به خلوتگه خورشید" همین نزدیکی است
"اولین قبله ی توحید" همین نزدیکی است

چیست این، مستی بر آمده از تاک منست
نور من، طلعت تابنده ی افلاک منست
بنده ام، شاه همه، خواجه ی لولاک منست

او همان است که من مست شدم از جامش
می شود احمد و محمود و محمد نامش

آنکه با آمدنش قامت شیطان تا شد
باز در کاخ ستم زلزله ای برپا شد
زیر باران حجر، ابرهه ناپیدا شد

حضرت ختم رسل، احمدناالمختار است
رحمتُ الله و اشدّاءَ علی الکفّار است

او که بر دوش خودش مهر نبوت دارد
روی پیشانی خود نور رسالت دارد
روز محشر سند اذن شفاعت دارد

زَهَقَ الباطِل و جاءالحَق و توحید صفات
عالم آرا شده با صوم و صلات و صلوات

من کی ام، تازه مسلمان لب این آقا
سائل دلشده ی روز و شب این آقا
بنده ی خلق نکو و ادب این آقا

آنکه شاهان به کف پاش جبین می سایند
فقرا در نظرش محترم و آقایند

کاش می شد که به روی چمنش جان بدهیم
روی پاهای اویس قرنش جان بدهیم
یک شب از شوق حسین و حسنش جان بدهیم

آنکه شقّ القمرش سوره ی قرآن منست
بارها گفته علی، ماه نجف، جان منست

او به دختر چقدر عزّ و شرف بخشیده
به زن و خلقتش انگار هدف بخشیده
به دل سوخته ی شیعه شعف بخشیده

پیکر فاطمه را پای به سر می بوسید
دست زهرای خودش را چقدر می بوسید

گفت ای قوم، علی بعد پیمبر مولاست
حرمت عترت من، حرمت قرآن خداست
من رسولم، بخدا اجر رسالت زهراست

... وای وقتی که شود یاس پیمبر نیلی
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی

امتت بعد تو آقا، به جگر آتش زد
دل زهرای شما را چقدر آتش زد
سرّ مستودع او را پس در آتش زد

یار و اغیار گواهند علی مظلوم است
در و دیوار گواهند علی مظلوم است


*************************

حسین سنگری
پیامبر اکرم(ص)-ولادت

سکوت عقربه ها را زمان به وجد آمد
حضور سبز تو را آسمان به وجد آمد

قدم گذاشتی آهسته در دل دنیا
جهان به شوق در آمد، جهان به وجد آمد

همین که نام تو را بادها پراکندند
نه چشم و گوش، که حتّی زبان به وجد آمد

اذان به نام قشنگت رسید و از هیجان
به گوش خویش شنیدم اذان به وجد آمد

ستاره ها که به پایت به سجده افتادند
از این خبر همه ی کهکشان به وجد آمد

کرانه های زمین از محبتّت پر بود
کران کران همه ی بی کران به وجد آمد

در انتظار تو خشکیده بود باغ جهان
تو آمدی و جهان ناگهان به وجد آمد...


*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)-ولادت

عرشیان امشب زمین را لاله باران می کنند
خاک را خوشبوتر از زلف نگاران می کنند
این کویر خشک را باغِ بهاران می کنند
سنگ را رشگ نگین شهر یاران می کنند
روح خود را شستشو در چشمه ساران می کنند
مکّه را لبریز از صوت هزاران می کنند

آفرینش فیض از دیدار احمد می برد
کعبه امشب سجده بر خاک محمّد می برد

امشب ای امّ القرا بر آفرینش ناز کن
پای تا سر جان شو و آغوش دل را باز کن
روح شو پرواز کن پرواز کن پرواز کن
دمبدم اعجاز کن اعجاز کن اعجاز کن
مدح ختم الانبیا آغاز کن آغاز کن
نغمۀ جان بخش ما کان محمّد ساز کن

ای تمام آفرینش بوی احمد بشنوید
یا محمّد یا محمّد یا محمّد بشنوید

نوری از خاک عرب قلب اروپا را شکافت
خنجری شد سینۀ تاریک دنیا را شکافت
سر زد از دامان کوه و سنگ خارا را شکافت
پیش تر از آفرینش سینۀ ما را شکافت
ای عجب دستی که از اعجاز، دریا را شکافت
شد برون از آستین و طاق کسرا را شکافت

مضمحل گردید دور سرکشّی و سر خوشی
یافت پایان روزگار تیرۀ آدم کشی

ای تمام انبیا این جان و جانان شماست
جان و جانان شما و روح و ریحان شماست
ناخدا و کشتی و دریا و طوفان شماست
باغبان حاصل و باغ و گلستان شماست
اینکه مقصود شما در خطّ پایان شماست
اوّلین نور اولّین خورشید تابان شماست

آن خداوندی که این ارض و سما را خلق کرد
روز اوّل از طفیل او شما را خلق کرد

اوست سلطان و شما یکسر وزیرش بوده اید
در خطاب و در کتاب خود بشیرش بوده اید
رؤیت حسنش نکردید و اسیرش بوده اید
غرق نور از جلوۀ روی منیرش بوده اید
یک به یک مرآت حسن بی نظیرش بوده اید
بین ادیان و ملل دائم سفیرش بوده اید

گر چه در اوج نبّوت دل به مهرش باختید
لحظه لحظه با شما بود و شما نشناختید

آدم از خال و خط او علّم الاسما گرفت
نوح در امواج طوفان دامن او را گرفت
با ولای او خلیل از شعله در گُل جا گرفت
چشم یونس نور از او در ظلمت دریا گرفت
پور عمران خط از او در سینۀ سینا گرفت
ماه مریم بر فلک در کوی او مأوا گرفت

عشق او آتش شد و در سینۀ یعقوب ریخت
روی او را دید کز یوسف زلیخا می گریخت

حبّذا یا آمنه امشب پسر آورده ای
بر تمام عالمِ خلقت پدر آورده ای
عقل کل، ختم رسل، فخر بشر آورده ای
یا که بر پیغمبران پیغامبر آورده ای
آفتاب آفرینش در سحر آورده ای
خوبتر از خوبتر از خوبتر آورده ای

ذات پاک غیب را حسن جهان آراست این
منجی عالم، ابوالقاسم، ابوالزّهراست این

این پسر پیغمبران را برترین پیغمبر است
چون کتاب جاودانش کز کتب بالاتر است
عقل، جسم و او چون جان زنده اش در پیکر است
نور اگر دریای موّاج است اینش گوهر است
ماه اگر ماه است با مهر رخش روشنگر است
حق اگر حق است این حق را کتابش محور است

با فروغش روی ذات ذوالمن را بنگرید
قصرهای سبز شامات و یمن را بنگرید

آفتاب حق در این قصر مشیّد آمده
مکّه نه ملک خدا خلد مخلّد آمده
آخرین پیغمبر دادار سرمد آمده
با جمال کبریا عبد مؤیّد آمده
ای بتان کعبه میلاد محمّد آمده
سجده بر خاک حرم آرید احمد آمده

بتگران از چار سو گلبانگ احمد بشنوید
از بتان خود صدای یا محمّد بشنوید

یا محمّد ای پیامت روح بخش جان ما
هر کلامت صد چراغِ مکتب ایمان ما
پیشتر از ما به نامت بسته پیمان ما
ما به فرمان تو، هستی در ید فرمان ما
عترت و قرآن تو قانون ما میزان ما
با تو کی پایان پذیرد خطّ بی پایان ما

امّت تو، مکتب تو همچنان پاینده باد
خط و مشی و اقتدارت تا قیامت زنده باد

تو خدا را عبد و در دلها خدایی می کنی
کشتی دل را به طوفان نا خدایی می کنی
با جلال کبریایی کبریایی می کنی
امّت سر گشته را رهنمایی می کنی
بلکه با دست خدا مشگل گشایی می کنی
در دلِ بیگانگان هم آشنایی می کنی

اختیار خلقت از سوی خدا در دست تو است
جان «میثم» نه که جانِ عالمی پا بست تو است


*************************

اسماعیل شبرنگ
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند
آثاری از طلوع محبت گذاشتند
باخلقت تو ای همه ی آبروی خلق
منّت سر اهالی خلقت گذاشتند
تو آمدی که ما همگی متحد شویم
نام تو را منادی وحدت گذاشتند
باران لطف تو همه جا را فراگرفت
در ابر چشم های تو رحمت گذاشتند
اشفع لنای هرشب بارانی مرا
در نزد تو برای اجابت گذاشتند
روز ازل به پیش همه ... ایها النبی
روی سر تو تاج نبوت گذاشتند

از بارش کرامت بی حد نوشته ام
بر روی سینه نام محمد نوشته ام

یاایها الرسول دلم را جلا بده
ای با صفا صفا به دل بی صفا بده
با دست خالی آمده ایم ایها الکریم
چیزی به ما تو محض رضای خدا بده
اینجا نشسته ام که بگویم طبیب عشق
نسخه برای درد دل بی دوا بده
چشم تو خاک را به نظر کیمیا کند
رنگی به تیرگی دل سنگ ما بده
از سائلان هرشب ایرانی توام
رزق مرا توسط موسی الرضا بده
حتی اگر مدینه بیایم شبانه روز
می خواهم از تو تذکره ی کربلا بده

وقتش رسیده نور ولی را نشان دهی
راه علی و آل علی را نشان دهی

ما شیعه ایم شیعه ی سرمست حیدریم
لب تشنگان بادۀ ساقی کوثریم
محشر میان جمع محبان فاطمه
سایه نشین چادر خاکی مادریم
یک عمر ما فقط به علی رو زدیم و بس
حاجت به پیش هرکس و ناکس نمی بریم
نام علی که بر لبمان سبز می شود
در بین مجلسیم ولی جای دیگریم
در صحن با صفای نجف سیر می کنیم
گوشه نشین مرقد سلطان محشریم
شیخ الائمه چشمه ی جاری مرتضاست
ما پیروان مکتب پربار جعفریم

نام مرا خدا همه جا مبتلا نوشت
از شیعیان صادق آل عبا نوشت


*************************

رضا اسماعیلی
حضرت رسول(ص)-ولادت


تا نام تـــــو بــــــــر زبان هستی آمــــد
در سینــــــه ی عشق ، شور مستی آمد
از سینه ی کعبه نـــــــور تو بیرون زد
گلبـــــــانک خوش خـــــداپرستی آمـــد

***

افتــاد ز شاخه سیب ، « انسان » خندید
نـــــــور تو وزید ، صبح رخشان خندید
وقتـــــــــی که خدا به روح تو نازل شد
پیغمبـــــــــــر عشق ! نـور قرآن خندید

***

تــــــو نـــــــــور کمال فصل بسم اللهی
در ظلمت فتنـــــــه شبچــــــــراغ راهی
ای بت شکن همیشـــــــه و همـــــواره !
تـــــــــو معنــــــی « لا اله الا اللهی »

***

ای خــــــــــون حماسه در رگ آزادی !
تــــــــو بـــــــر سر ظلم ، تندر فریادی
تـــــــــو آمدی و به غنچــــه های ایمان
فـــــــــرمان خجستــــه ی شکفتن دادی

***

بــــــــــــــوی تو ز بوستان من می آید
خـــــــــورشید در آسمــــان من می آید
لب های مـــــــــرا فرشتگان می بوسند
چون نــــــــام تو بـــر زبان من می آید

***

باید کـــــــــه حضور مــــاه را دریابیم
در دولت نــــــــــــور ، راه را دریابیم
ذکر صلــــــوات بـــر محمد کافی ست
تا معنــــــی « لا الــــــه » را دریابیم

***

ای عشـــق ! تــــــو آمدی حیاتم دادی
از ظلمت و تیـــــرگــــــی نجاتم دادی
من تشنــــه ی یک سرود روشن بودم
جامــــــــــی ز زلال صلــــواتم دادی

***

ای دل شدگــــــان ! یـــــار موافق آمد
افشاگــــــــر چهره ی منافـــــــــق آمد
عالــــم ز ظهور نـــــور او روشن شد
یاران ! صلــــ وات ، صبح صادق آمد

***

ای دوست ! ندای " لا تخف " مــی آید
شب رفت ، صدای چنگ و دف می آید
شد چشم زمین به نــــــور احمد روشن
از عرش فرشته صف به صف مـی آید

***

در کشــــور عشق، معبــدی می خواهم
یک سینه تهــــی ز هر بدی می خواهم
سهمـــــی ز جهان اگــر مرا می بخشید
باغــــــی ز گل محمــــــدی می خواهم

***

او آمــــــده تا هـــــــراس ، ملغی گردد
قانــــــــون شب از اساس ، ملغی گردد
او آمــــــــــده بـــــــــا بشــارت آزادی
تــــــــا ذلت التمــــــــاس ، ملغی گردد

***

ای حضــرت نوبهار ! رحمت با توست
آیــات سخاوت و کــــــــرامت با توست
شد زنده زمین بــــــــه لطف گام سبزت
سوگند بـــــه گل ، بوی قیامت با توست

***

بـــی نور تو ، پیر معرفت گمــراه است
توفان شب است و دیو و دد در راه است
تـــــــــو روح یقین ، حقیقت توحیــــدی
نــــــــور تو کلید فهم « بسم الله » است

***

ای نـــــــــور زمین و آسمان ! ادرکنی
ای قبلــــــه دل ، بهشت جان ! ادرکنی
بـــــوی خوش وصل می وزد از نامت
نـــــام تـــــــو سرود عاشقان ، ادرکنی


*************************

محمود ژولیده
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع(-ولادت


سپاس آن خدا را که ما را توان داد
پی شکر نعمت به انسان زبان داد
سپاس آن خدا را که با قدرت خود
به این شیء ناچیز نطق و بیان داد
سپاس آن خدا را که بخشید ما را
جمالی که در آن خودش را نشان داد
جمالی که وصفش علی است و عالی
جمالی که پرتو به هر آشیان داد
به دست رحیمش به لطف کریمش
ز حُسن قدیمش به هر خسته ، جان داد
بشر با خدا شد ز بتها رها شد
نبی رهنما شدجهان را تکان داد
از آن جاهلیت به این خاتمیت
که تا مهدویت به ما ارمغان داد
ز انسان کُشی ها ز حیوان وَشی ها
ز حَسرت کِشی ها بشر را امان داد
از آن بردگی ها به این بندگی ها
خوشا زندگی ها که در هر زمان داد

به درگاه ایزد سِزد شکر بی حد
محمد محمد محمد محمد

چه خُلق عظیمی چه روح عظامی
چه دست کریمی چه وجه کِرامی
رسول رسالت عدیل عدالت
وَ اَصل اصالت شَه خاص و عامی
تو سلطان دینی تو نور یقینی
امانی ، امینی رسولی امامی
ازل را سرشتی ابد را بهشتی
جنان را تو هِشتی جهان را سلامی
تویی روح کعبه تویی جان  مکه
تو ماه مدینه چه حسن ختامی
چراغ هدایت امین ولایت
کثیر العنایت رئیس الأنامی
تو طاها تو یاسین تو اعلی تو وَالتّین
تویی دین و آئین تو دین را دوامی
جمیل و جمالی جلیل و جلالی
دلیلِ کمالی به رحمت تمامی
چه آب حیاتی چه آتُ الزکاتی
اَقیموالصلاتی رسول گرامی!

چه آب بقایی از این چشمه سر زد
محمد   محمد    محمد    محمد

تو در جان فطرت مثال خدایی
تو در آل عترت مَنار و التُّقایی
تو موسی و عیسی تو یعقوب و یحیی
تو در اصل یک جا همه انبیایی
به زهرا تو بابا به مولا تو مولا
تو دنیا تو عقبا تو شمس و ضحایی
حسن زینت تو حسین عزت تو
تو هم مرتضایی و هم مصطفایی
تو آن راز داری که اعجاز داری
ز بس ناز داری تو دلدار مایی
پس از تاق کسری شکستند بُتها
نشستند از پا ملوکِ خطایی
ز دریای ساوه ز بَحر سَماوه
چو پرسند  گویند دریا شُمایی
به دشمن ستیزی چو از جا بخیزی
سپاهی بریزی زمین ، با صَلایی
صفا را کتابی جفا را عِتابی
تو فصل الخطابی تو کهف الورایی

برائت ز خصمت نسازد مردّد
محمد   محمد    محمد   محمد

به درگاه ایزد سزد شکر بی حد
ز پرده در آمد دو نور مؤیّد
دو دریای رحمت دو آقای خلقت
دو معنای عزت دو جعفر دو احمد
دو سروِ صنوبر دو سَرور دو رهبر
دو حق را پیمبر دو نور مجدد
دو تا ماه پاره دو عالم ستاره
دو درمان و چاره به غمهای بی حد
دو نور درخشان دو خورشید رخشان
دو لعل بَدَخشان دو زلف مُجَعّد
دو قرآن ناطق دو قائم دو صادق
دو کشف الحقایق دو روح مجرد
یکی جد اطهر یکی سبط حیدر
یکی خیر کوثر یکی خیر ممتد
به تبریکِ مهدی ببندیم عهدی
که او راست شهدی حسینی ز ایزد
ز شیعه اطاعت ز مولا عنایت
ز شیعه مقلِّد ز مولا مقلَّد

براه ولایت شکوهی است امجد
محمد   محمد    محمد    محمد

*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت

به بهار گفتم ثمرت مبارک
به بهشت گفتم شجرت مبارک
به سپهر گفتم قمرت مبارک
به وصال گفتم سحرت مبارک
به وجود گفتم گهرت مبارک
به شکیب گفتم ظفرت مبارک

به کلیم گفتم شب احمد آمد
به مسیح گفتم که محمّد آمد

چه خوش است امشب شب عیش و نوشم
چو ملک ز گردون گذرد سروشم
چو شراب کوثر ز درون بجوشم
به وصال ساقی ز شعف بکوشم
من و های و هوی و دو لب خموشم

که هماره جانم دهد و ستاند
ز نبـی بگویـد، ز علی بخواند

ز خدا بوَد پر همه‌جای مکه
شده غرق، عالم به فضای مکه
زده پر وجودم به هوای مکه
به زمین مکه، به سمای مکه
به مقام کعبه، به صفای مکه
به رسول اکرم، به خدای مکه

به شکوه کعبـه، به جلال احمد
که خداست پیدا به جمال احمد

شب شام روشن ز فروغ رویش
رهِ «ایمن» ایمن، به پناه کویش

یم بی‌نهایت نمی از سبویش
قد خضر سروی به کنار جویش
دل خلق بسته به کمند مویش
به بهار خلقش، به بهشت خویش
به کـدام دم، دم زنـم از ثنایش
به کدام سر، سر فکنم به پایش

نفسش روایت، سخنش درایت
هدفش نبوت، کنفش ولایت

جلوات رویش، همه را هدایت
اثرات دستش، همه‌جا عنایت
منم و عطایش، دو خجسته آیت
نه در آن حدود و نه بر این نهایت

به خدا به قرآن، به رسول و آلش
که بـس اسـت فردا نگه بلالش

به خداست عبد و به دلش خدایی
به ثناس بسته دهن سنایی
همه خسروان را به درش گدایی
همه دلبران در قدمش فدایی
قد و قامتش را همه کبرایی
دمد از وجودم دم نارسایی

نـه توان ثنایش به زبان بیارم
نه توان قلم را به زمین گذارم

به تمام قرآن، به رسول داور
به جلال زهرا، به مقام حیدر
به صفا، به مروه، به منابه مشعر
به دو دخت زهرا به شبیر و شبر
به مقام سلمان، به قیام بوذر
به کمال میثم، به خلوص قنبر

که خدا ندارد بشری چو احمد
که بشر ندارد پدری چو احمد

هله‌ ای دو عالم همه دم به کامت
ز فلک گذشته اثر کلامت
تو بگو که گویم سخن مقامت
تو بخوان که عالم شنود پیامت
ز بشر درودت ز خدا سلامت
همه جا قیامت شده با قیامت

چه شود بخوانی به نوای دیگر
چه شود برآیـی ز حرای دیگر

تو پیمبر استی به همه زمان‌ها
تو خدایگانی به خدایگان‌ها
کمی از زمینت همه آسمان‌ها
به کفت زمامِ همه‌کهکشان‌ها
قدمت فرازِ قلل جهان‌ها
کلمات نورت، همه نقش جان‌ها

تو زعیم بودی، همه انبیا را
تو پیمبر استی همه اولیا را

تو رسول بودی که نبود عالم
تو امام بودی و نبود آدم
به همه مؤخر ز همه مقدم
تو نبی اعظم تو رسول‌اکرم
تو دلیل بودی به کلیم در یم
تو مسیح بودی به مسیح در دم

تو خـدا جلالـی، تـو خـداپرستی
تو همیشه بودی، تو هماره هستی

تو رسول حق تا صف محشر استی
تو پیمبران را همه رهبر استی
تو مطهر استی، تو مطهر استی
تو فروتن استی، تو فراتر استی
تو امام حیدر، تو پیمبر استی
تو ز انبیا هم، همگی سر استی

نگهـی بـه «میثم» که ره تو پوید
همه از تو خواند، همه از تو گوید

به تمام قرآن، به رسول داور
به جلال زهرا، به مقام حیدر
به صفا، به مروه، به منابه مشعر
به دو دخت زهرا به شبیر و شبر
به مقام سلمان، به قیام بوذر
به کمال میثم، به خلوص قنبر

که خدا ندارد بشری چو احمد
که بشر ندارد پدری چو احمد

هله‌ ای دو عالم همه دم به کامت
ز فلک گذشته اثر کلامت
تو بگو که گویم سخن مقامت
تو بخوان که عالم شنود پیامت
ز بشر درودت ز خدا سلامت
همه جا قیامت شده با قیامت

چه شود بخوانی به نوای دیگر
چه شود برآیـی ز حرای دیگر

 تو پیمبر استی به همه زمان‌ها
تو خدایگانی به خدایگان‌ها
کمی از زمینت همه آسمان‌ها
به کفت زمامِ همه‌ کهکشان‌ها
قدمت فرازِ قلل جهان‌ها
کلمات نورت، همه نقش جان‌ها

تو زعیم بودی، همه انبیا را
تو پیمبر استی همه اولیا را

تو رسول بودی که نبود عالم
تو امام بودی و نبود آدم
به همه مؤخر ز همه مقدم
تو نبی اعظم تو رسول‌اکرم
تو دلیل بودی به کلیم در یم
تو مسیح بودی به مسیح در دم

تو خـدا جلالـی، تـو خـداپرستی
تو همیشه بودی، تو هماره هستی

 تو رسول حق تا صف محشر استی
تو پیمبران را همه رهبر استی
تو مطهر استی، تو مطهر استی
تو فروتن استی، تو فراتر استی
تو امام حیدر، تو پیمبر استی
تو ز انبیا هم، همگی سر استی

نگهـی بـه «میثم» که ره تو پوید
همه از تو خواند، همه از تو گوید



موضوعات مرتبط: پیامبراکرم(ص) - ولادت،مدح
[ 21 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

ولادت پیامبر(صلی الله علیه وآله)

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)-ولادت

بامداد امید بود و نوید
خنده زن سر زد از افق خورشید
با خط نور در سپهر نوشت
صبح دانش به شام جهل دمید

شب به پایان رسید انسانها
صبح قرآن دمید انسانها

قطره ها ذره ها به لحن فصیح
ریگ ها سنگ ها بصوت ملیح
همه بانگ رسایشان تکبیر
همه ذکر مدامشان  تسبیح

خیزد از دشت و باغئ نخل و گیاه
نغمه لا اله الا الله

عید امید و عید وجد و سرور
مردن تیرگی ولادت نور
عید مستضعفان ودای ظلم
عید مه طلعتان زنده بگور

عید رشد جوان و عزت پیر
عید آزادی زنان اسیر

عید میلاد سید عرب است
شب حق روز و روز کفر شب است
تن حماله الحطب در نار
عید تبت یدا ابی لهب است

عید وحدت که در صف توحید
عزلت مسلمین شود تجدید

دوستان را به اتفاق قیام
دشمنان را بجز نفاق حرام
تا شود کور چشم خفاشان
میدهد نور آفتاب مدام

گو بسوزد به نار بخل عدو
وحده لا اله الا  هو

هفته وحدت است و عهد الست
سیل سا قطره ها بهم پیوست
مفتی دین فروش آل سعود
مفت داد آبروی خود از دست

همه بت ها جمال حق جویند
وحده لا شریک له گویند

تیرگی از درون هستی رفت
دیو کبر و غرور و مستی رفت
دور بیداد و ظلم پایان یافت
بت نگون گشت و بت پرستی رفت

اصفر و احمر و سفید و سیاه
همه در سایه رسول الله

ای ضعیفان چنگ استکبار
ای اسیران جنگ استعمار
نور آزادی از افق سرزد
بگسلانید بند استثمار

هان ای خفتگان قیام قیام
ذلت و بردگی حرام حرام

دشمنان گرچه پشت سندانند
خرد در زیر پتک ایمانند
پیش سیل هجوم حق پستند
گرچه در فتنه سخت بنیانند

قطره ها همچو بحر بخروشید
بر زوال ستمگران کوشید

برقی از مکه نیمه شب رخشید
که فروغ یگانگی بخشید
با خط نور نقش زد که یکی است
ابیض و احمر و سیاه و سفید

مجد کس در سفید نامی نیست
جزیه تقوی کسی گرامی نیست

ای کتاب خدا کلام خوشت
وی نجات بشر پیام خوشت
وی شعار  نجات هر مظلوم
پیش ظالم همیشه نام خوشت

برتر از اوج و هم پایه تو
رمز وحدت بایه آیه تو

ای به قربان مقدمت جانها
بانگ زن  بر نجات انسانها
رمه تنها و دشتها پر خوف
یار گرگان شدند چوپانها

تو بملک وجود بانگ بر آر
خفتگان رامگر کنی بیدار

گو در آنجا که عدل و ایمان نیست
هر که ساکت بود مسلمان نیست
آنکه را با درنده خویان خوست
نه مسلمان بحق که انسان نیست

بانگ زن ای رسول امت را
که بیایید باز وحدت را

"میثم" از دار عشق تا لب گور
لب گشا بر علیه منطق زور
دشمن ار دست و پا برد ز تنت
مبری دل ز دوست با همه شور

سردار بلا بزن فریاد
تن مده زیر ذلت و بیداد


*************************

قادر طراوت پور
رسول اکرم(ص)-مناجات-اوضاع منطقه

الا ای چشمه نور خدا در خاک ظلمانی
زمین با نور اخلاق تو می‌گردد چراغانی

به گرداگرد لبخند تو می‌چرخند شادی‌ها
از آن بهتر نمی‌دانی که طفلی را بخندانی

چو چشم آسمان منظومه نسل تو خورشیدی
چو باغ کهکشان دنباله راه تو نورانی

تحیّر بهترین وصف است در شام تماشایت
«بحیرا» می‌برد هر صبح نامت را به حیرانی

به لبخندی مسیحا را دم روح‌القدس دادی
سلیمان را نشاندی بر سر تخت سلیمانی

فرود آمد فراز کاخ کسرا با قدوم تو
به خود لرزید از نام تو شاهنشاه ساسانی

دلم را مهربان من! به پابوس تو آوردم
که آرامند در پای تو دریاهای طوفانی

ببخشا بر من ای آیینه رحمت! که می‌خواهم
بگویم حرف‌هایی را که خود ناگفته می‌دانی

پر از شوق تماشاییم و از دیدار محرومیم
حرامی‌ها سر راه و بیابان‌ها مغیلانی

چنان شام سیه آغاز صبح ما سیه‌روزی
چنان خواب گران پایان شام ما پریشانی

«خلافت» شد چنان طوفان که دریا را به کف گیرد
«جماعت» شد چنان ساحل زمین‌گیر گرانجانی

«یهودیها» میان امتت سرگرم خونریزی
«سعودی‌ها» به جنگ کودکان گرم رجزخوانی

طواف کعبه را برعکس فهمیدند این امّت
ابوسفیان امیر است و علی در خانه زندانی

سر منبر ابوجهل است و بر مسند ابومروان
مدینه سر به زیر افکنده از شرم پشیمانی

به خون و اشک می‌گرییم «أشکو یا رسول‌الله»
که گردن می‌کشد تیغ خیانت سمت عریانی

حجاز است و بنی‌شدّاد؛ مصر است و بنی دجّال
عراق است و بنی‌صدام، شامات است و سفیانی

به مسجدها «خلافت» می‌کند بیعت به خونریزی
به منبرها «جهالت» می‌دهد فتوی به نادانی

«ملک حجّاج» سرمست از شراب تلخ صهیونی
سپاه فیل را در مکّه می‌خواند به مهمانی

«خلافت» با «یزید»ی‌ها «امامت» با «ولید»ی‌ها
کلیمی‌ می‌دهد تعلیم آداب مسلمانی

دمشق آوار آوار و حلب آواره آواره
فلسطین در «حضر موت» و یمن در مرگ و ویرانی

نشان از یورش تیمور دارد «جبهه‌النصره»
شرف دارند بر «داعش» مغول‌های بیابانی

ملک گرگ و ملک خرس و ملک مار و ملک عقرب
سعودی‌های وهّابی، برادرهای شیطانی

مسلمان می‌کشند این ناجوانمردان به نام تو
مسیحی می‌برند این نامسلمان‌ها به قربانی

شکوه سرفرازی را به یغما برد خودبینی
برای بهترین امّت نه سر ماند و نه سامانی

در این عمری که در تکرار باطل رفت می‌مانم
که درمان پشت دردی بود و دردی پشت درمانی

چه می‌شد امّت افتاده در آتش به پا خیزند؟
میان شعله برخیزند از خواب زمستانی


*************************

اسماعیل شبرنگ

باران چشمان ترم را دوست می دارم
تنها امید آخرم را دوست می دارم

او رحمةٌ للعالمینِ تک تک ماهاست
از جان و دل من دلبرم را دوست می دارم

کوری چشمان بخیل دشمن ابتر
بابای زهرا مادرم را دوست می دارم

من از گذشته تا به حالا ... تا خود محشر
من تا ابد پیغمبرم را دوست می دارم

یک گوشه از چشمان او ما را مسلمان کرد
آقای سلمان پرورم را دوست می دارم

اسلام من با نام مولایم گره خورده
آوای حیدر حیدرم را دوست می دارم

بیزارم از اسلام آمریکایی دشمن
این جمله ی افشاگرم را دوست می دارم

مهدی زهرا تکیه گاه سرزمین ماست
پشت و پناه کشورم را دوست می دارم

حبّ ولایت رمز پیروزی در این جنگ است
دنیا بداند رهبرم را دوست می دارم

هرکس که با پیغمبر و آلش در افتاده
هر دولتی باشد بداند که ور افتاده


*************************

نجمه پورملکی
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع(-ولادت


دوباره مطلع شعرم شده سلام شما
بلال طبع لطیفم شده غلام شما
دوباره رد شده اى از کنار و گوشه شهر
دوباره گم شده ام بین ازدحام شما
به هرطرف که نسیم عبایتان بوزد
بلند مى شوم آقا به احترام شما
چقدر جاذبه دارى به روى منبر نور
چقدر بوى خدا می دهدکلام شما
نمى شود به خدابینتان نظر بدهم
تویى امام على و على امام شما:

مرا براى اویس قرن شدن بخرید
 براى نذر حسین و حسن شدن بخرید...

بزن به شانه سلمان بگو که یار من است
کنار دست شما بودن افتخار من است
براى علم ثریا به آسمان رفتن
همیشه پیشه این مردم دیار من است
 نبى امى مکتب نرفته ام همه جا
 سخن ز معجزه هاى تو و نگار من است
فداى رحمت چشمان آسمانیتان
 که یک نگاه شما مایه قرار من است
همیشه دادن اذن مدینه کار شماست
همیشه گریه براى مدینه کار من است

 منم اسیر نگاه پیمبری شده ام
بروى گنبدخضرا کبوترى شده ام...

تویى که اسم تو با هر زبان ستوده شده
 میان عالم هفت آسمان ستوده شده
 جلوتر از همه ى عرش و فرش و لوح و قلم
جلوتراز همه ى انس و جان ستوده شده
زمان حضرت آدم زمان حضرت نوح
 خلاصه عشق تو در هر زمان ستوده شده
 نبى خاتم من اى رسول رحمت من
همیشه عشق تو در قلبمان ستوده شده
فداى اسم محمد که در کتاب زبور
 براى تک تک پیغمبران ستوده شده

 به روى کاشى فیروزه اى عرش خدا
نوشته اسم تو و اسم حیدر و زهرا...

ز شرم روى تو یوسف خجالتى شده است
مسیح کوچه گداى محبتى شده است
میان کنگره هاى تمام کسراها
به پیش پاى تو امشب قیامتى شده است
 چه کرده اى تو مگر بین نامسلمانها
 تمام رابطه هاشان رفاقتى شده است
بدون یاد تو اصلا زمان نمى گذرد
برایم این صلواتت عبادتى شده است
ببین به برکت قرآن و اهل بیت شما
میان شیعه وسنى چه وحدتى شده است

 خدا به امت مرحومه ات نظر دارد
 دعاى خاتم پیغمبران اثر دارد...

فداى روح مسیحایى رسول خدا
صفاى لیلة الاسرایى رسول خدا
فداى جامه سبزش بزیر نور کسا
فداى چهره زهرایى رسول خدا
فداى خلق عظیمش به زیر بارش سنگ
فداى آن دل دریایى رسول خدا
فداى عشق خدیجه که بوده در همه دم
انیس و مونس تنهایى رسول خدا

عروس خانه حیدر شده بدون جهاز
تمام هستى و دارایى رسول خدا:

اگرچه اجر رسالت ادا نشد هرگز
على ز فاطمه تو جدا نشد هرگز...
امام صادق ما شیعیان دعاگر ماست
همیشه سایه علمش به روى این سر ماست
فداى آنهمه ایثار و غربتش بشوم
که دردغربت او هم شبیه مادر ماست
همیشه کرده براى همه روایت عشق
حدیث سینه او افتخار منبر ماست
خوشا به حال مُفَضَّل که درس توحیدش
 ز یمن و برکت استادى مفسر ماست
گمان کنم که مرامت به مصطفى رفته
 گمان کنم که نگاهت شبیه حیدر ماست

تویى که شیخ الائمه ملقبت کردند
 رئیس مذهب و استاد مکتبت کردند...


*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت

امشب وجود را شرف دیگر آمده
در جلوه آن جمال خدا منظر آمده
در شام تیره مهر جهان گستر آمده
دوران تیره گیّ و ستم بر سر آمده

بر جنّ و انس و حور و ملک رهبر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

عالم محیط جلوۀ دادار سرمد است
ملک وجود یکسره خلد مخلّد است
هر سو که رو نهید عیان حسن احمد است
در جلوه آفتاب جمال محمّد است

از آفتاب بر همه روشنتر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

امشب رسل رسول خدا را صدا زنند
هر یک دم از ثنای محمّد جدا زنند
دست دعا به دامن آن مقتدا زنند
بت ها به کعبه دم ز رسول خدا زنند

گویند بت شکن ر سوی داور آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای بت گران ترانۀ توحید سر دهید
این مژده بر تمامی نسل بشر دهید
از لحظۀ شکستن بت ها خبر دهید
پیغام از ولادت پیغامبر دهید

ظلمت رها کنید که روشنگر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آفتاب جلوه نمایی مبارک است
ای حسن غیب پرده گشایی مبارک است
ای بزم شب فروغ خدایی مبارک است
ای بردگان طلوع رهایی مبارک است

دوران زورگویی و طغیان سر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

خوبان روزگار حقیر محمّدند
خورشید و ماه هر دو اسیر محمّدند
پیغمبران تمام بشیر محمّدند
یک جلوه از جمال منیر محمّدند

او آفتاب و خیل رسل اختر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای آمنه تو خود صدف درّ سرمدی
زین رتبه بر زنان دو عالم سرآمدی
بنت وهب نه، مام گر امّی احمدی
اینک به خود ببال که امّ المحمّدی

هستی محیط نور از این گوهر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

این است آنکه بتکده زیر و زبر کند
زانگشت خویش معجز شق القمر کند
خود را تمام عمر چراغ بشر کند
شام سیاه عالمیان را سحر کند

در دامن تو مهرِ جهان پرور آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ای مکّه بر تو نور محمّد خجسته باد
بتهایِ شرک با تبر او شکسته باد
پیوند کفر با نفسِ او گسسته باد
دستِ ستمگران جهانخوار بسته باد

دستی که دادِ عدل ستاند بر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

پیدایش دو آیت سرمد مبارک است
یک صبح را دو عید مؤّید مبارک است
در تیرگی تجلّی احمد مبارک است
میلاد ابن محمّد مبارک است

درّی الهی از صدف دیگر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

در چشم علم مشعل روشنگر است این
استاد کل ولّی خدا جعفر است این
آئینۀ حقیقتِ پیغمبر است این
معصومِ هشتم است و ششم رهبر است این

آری خدای را ششمین مظهر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده

ما را بود هماره ره و رسمِ جعفری
مشی و مرام جعفری و عشق حیدری
داریم بر تمام ملل مجد و سروری
با چارده چراغ نمودیم رهبری

"میثم" در این مسیر ثنا گستر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده


*************************

احمد ایرانی نسب
حضرت رسول(ص)-ولادت

به احترام تو امشب ترانه باید گفت
هـزارتا غـزل عاشقانـه بایـد گفت
برای عرض ارادت مدینه بایـد رفت
و یک غزل وسط آستانه بایـد گفت
برای منتظرانی که در پی ات هستند
ز خال گوشه ی لبها نشانه باید گفت
ولایت تو به مـا تـا قیامتـم باقیست
پیمبـری تو را جاودانـه بایـد گفت

برای خواندن مدحت اجازه میخواهم
برای زنده شدن جان تازه میخواهـم

شبی که سـوی خـدا شد نگاه آدمهـا
و پـاک شد ز قدومت گنـاه آدمهـا
صـدای بال و پری که نوید می بخشـد
که میرسد به جهان تکیه گاه آدمهـا
و دختـران همگی عاشقانـه خندیدند
به روزگـار غـریب و سیـاه آدمهـا
قیامتـی شـده بر پـا بـه یمـن آمدنت
چو یوسفی که برون شد ز چاه آدمها

نگیر روی خودت را نقاب لازم نیست
تو آمـدی و دگـر آفتـاب لازم نیست

شکسته آمـدنت پایــه های کسـری را
بیا بهـم بـزن این مبهمـات دنیـا را
هـزار سـال دلش شعلـه های آتش بـود
تو آمدی که گلستان کنی همه جـا را
به احتـرام تـو شیطـان نمی پـرد دیگـر
بیا ادامـه بـده معجـزات عیسـی را
و لات ها همگی یک به یک زمین خوردند
به یک اشاره به چرخ آوری تبرها را

تو نور کاملی و سایه هم نمیخواهی
پیمبری قسم و آیه هم نمی خواهی

تـویی کـه رحمت للعالمین شـدی آقا
به کارنـامـه ی خلقت نگیـن شدی آقا
بـه روزگـار پـر از هرج و مرج جاهل ها
بزرگـوار شــدی و امیـن شـدی آقـا
نخی ز تار عبایت دخیـل مـردم شـد
ببین چگونه تو حبل المتیـن شدی آقا
تو مهربانـی و بارانـی و پـر از مهـری
و مقتــدای همـه مومنیـن شـدی آقا

برای عیدی ما یک مدینه هم کافیست
اگر نبود همین سوز سینه هم کافیست


*************************

سید هاشم وفایی
حضرت رسول(ص)-ولادت

ای دل همه جا دوباره زیباست
هرسو که کنی نظاره زیباست
بنگر تو به ماه و رقص نورش
چشمک زدن ستاره زیباست
فصل گل و موسم بهار است
دیدار گل بهاره زیباست
بنگر تو به آسمان که خورشید
در هاله ای از شراره زیباست
ذرّات جهان به چشمت امروز
دانی که چرا هماره زیباست

مرآت جلال ایزد آمد
عطر نفس محمّد آمد

این نور که جلوه ای خدائی است
آئینۀ حُسن کبریائی است
زین مهر پُر از تجلی و عشق
هستی همه غرق روشنائی است
این زمزمۀ ولادت او
آهنگ نسیم دلربائی است
گر غنچه صفت تو عقده داری
کارش همه دم گره گشائی است
فریاد بزن زدل، دل تو
گر همچو کبوتری هوائی است

مرآت جلال ایزد آمد
عطر نفس محمّد آمد

تا رشتۀ غم گسست آن روز
شد آمنه گل به دست آن روز
بشکفت گل وجود احمد
با جلوۀ حق پرست آن روز
تا شور ولادتش به پا خواست
آتشکده ها نشست آن روز
در موکب این امین خلقت
بت های جهان شکست آن روز
در حالت وجد و شور کعبه
از شوق شنفته است آن روز

مرآت جلال ایزد آمد
عطر نفس محمّد آمد

عاشق شده مهر بر جمالش
مات است ز جلوه و جلالش
این است همان گلی که یزدان
گفته سخن از گل جمالش
این است همان پیمبر نور
جان همه برخی کمالش
شور دگری فکند در دل
گلبانگ اذانی از بلالش
جبریل شب ولادتش گفت
با زمزمه و طنین بالش

مرآت جلال ایزد آمد
عطر نفس محمّد آمد

قرآن ورق روایت اوست
گلزار پِر از حکایت اوست
اسلام اگر شده ست جاوید
از همت و از درایت اوست
هرکس که محمّدی است فردا
در سایه ای از حمایت اوست
منشور نجات امت او
در دست پُر از کفایت اوست
ای آن که به روز ناامیدی
چشمت به سوی عنایت اوست

مرآت جلال ایزد آمد
عطر نفس محمّد آمد

چشمان فلک ز خلقت او
بوده است گواه عصمت او
مُحرم شده جبرئیل از عرش
آید ز پی زیارت او
این است شرافتش که جبریل
بسته ست کمر به خدمت او
سرمایۀ عزّت دوعالم
باشد به خدا محبت او
در روز شکفتنش وفائی
سوگند به او وعترت او

مرآت جلال ایزد آمد
عطر نفس محمّد آمد



موضوعات مرتبط: پیامبراکرم(ص) - ولادت،مدح
[ 21 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

ولادت پیامبر(صلی الله علیه وآله)


رضا قربانی
حضرت رسول ص-مدح


بر باد داده عاشقی خاكسترم را
وقتی تو را دیدم زدم قیدِ سرم را

ایل و تبارم عاشق ایل و تبارت
نذرِ تو كردم والدین و همسرم را

با بُردنِ نامِ شما معراج رفتم
فطرس شدم دادی به من بال و پرم را

باید برای عاشقی تَركِ قرن كرد
من آمدم اینجا ببینم دلبرم را

كویِ تو را جارو زدم با اشك و مژگان
از من نگیر این دیده یِ رُفتگرم را

گریه نشانِ قلبِ پاك و صاف باشد
از دست دادم مدتی چشمِ ترم را

غارِ حرا ذاتش همان گوشه نشینی ست
باید كمی خلوت كنم دور و برم را

پرسید كه مُزدِ رسالت را چه خواهی؟
گفتی نگه دار احترامِ دخترم را

گفتی كه این خانه همان عرش برین است
گفتی فقط حیدر امیرالمؤمنین است

*************************

حسن لطفی
ولادت پیامبر)ص) و امام صادق (ع)-ولادت


خبرت هست که آن طاق معلا اُفتاد
ناگهان کُنگره یِ سنگیِ کسریٰ اُفتاد
خبرت هست ستون های یهودا اُفتاد
خبرت هست هُبَل خورد شد عُزیٰ اُفتاد

خبر این است زمین پُر شده از آب حیات
آی بر احمد و بر آل محمد صلوات

یک نفر آمده تا بارِ جهان بردارد
پرده از منظره ی باغ جنان بردارد
تا که از گردۀ ما یوق گران بردارد
از کران تا به کران بانگ اذان بردارد

آخر از سمتِ خدا آنکه نیامد آمد
چهارده تن همه با نام محمد آمد

شب شکست و به زمین بارشِ مهتاب آمد
عشق برقی زد و بر هر دل بی تاب آمد
جبروت و ملکوتیست که در قاب آمد
فالِ حافظ زدم و این غزل ناب آمد

"گل عُزاری زِ گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس"

حق بده دیدن این معجزه حیرت دارد
فقط این ابر به باریدنش عادت دارد
نفسش گرم خدایا چه حرارت دارد
سایه اش نیست و در سایه قیامت دارد

انبیا را بنویسید پیمبر این است
قبله ی روز و شبِ حضرت حیدر این است

کیستی ای نفست پاک تر از پاکی ها
غرقِ تسبیح بزرگی تو افلاکی ها
اشهد ان که حیران تو بی باکی ها
نوری و نور پراکنده بر این خاکی ها

ای نفس های علی ای همه هست زهرا
عالمی دست تو بوسید و تو دست زهرا

تو درخشیدی و انوار حیات آوردی
سیزده رشته غنات از عرفات آوردی
سیزده چشمه ی جوشان نجات آوردی
سیزده مرتبه بانگ صلوات آوردی

آخرین باده ات از این همه خُم می آید
با دعایت عَلَم چهاردهم می آید

ششمین آینه ات آمد و پروانه شدیم
سر زلفیم که با مرحمتش شانه شدیم
مرد این راه نبودیم که مردانه شدیم
شیعه جعفری خادم این خانه شدیم

آسمان را کلماتش سخنش پر کرده
و خداوند بر این جلوه تفاخر کرده

گرچه از عطر تو این دشت شقایق دارد
چقدر دور و برت شهر منافق دارد
چه غریبی که فقط چند تن عاشق دارد
دلِ زهرایی تو صحبت صادق دارد

تو بشیری و به شور ازلی می آیی
سر هر صبح به دیدارِ علی می آیی

باز پیچیده در این شهر پیامت آقا
پشت یک خانه تو هستی و قیامت آقا
عادت صبح تو شد عرض سلامت آقا
و سلام است فقط تکه کلامت آقا

از تو داریم سلامی پر عطر و برکات
باز بر احمد و بر آل محمد صلوات


*************************

علی‌اکبر لطیفیان
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح و ولادت

آن را که به جز قرب خدا هیچ ندارد
هنگام بلا غیر دعا هیچ ندارد
پروانه پرش سوخت و من یاد گرفتم
عاشق شدنم غیر بلا هیچ ندارد
از لکنتم ایراد نگیرید؛ بِلالم
دل مایه‌ی قرب است، صدا هیچ ندارد
باید به مقامات نظر داشت؛ نه اسباب
موسی همه کاره‌ست، عصا هیچ ندارد
از جانب گیسوی نگار است که خوشبوست
از ناحیه‌ی خویش صبا هیچ ندارد
اموال کریمان همه‌اش مال فقیر است
اصلاً چه کسی گفته گدا هیچ ندارد
هرکس که تو را دارد و در سینه ندارد...
مهر علی و فاطمه را... هیچ ندارد

***

بگذار که از فاطمه بهتر بنویسم
او را عوض فاطمه مادر بنویسم
بگذار که اول صلواتی بفرستم
تا نام تو را خوب معطّر بنویسم
تو پا بِگُذاری و منم سر بِگُذارم
تو پا بنویسی و منم سر بنویسم
در فکر بقیعم من اگر میل ندارم
بر گنبد خضرات کبوتر بنویسم
بگذار در این مرحله که جمله فقیرند
جبریل تو را فطرس دیگر بنویسم
تو گاه علی هستی و گه‌گاه محمّد
ماندم که علی یا که پیمبر بنویسم!
یکبار تو را خواندم و دوبار علی را
از ذات تو باید دوبرابر بنویسم

***

سرها همه خاک کف پایت؛ سر ما هم
پرها همه دنبال هوایت؛ پر ما هم
در قرب تو جبریل، پرِ سوخته دارد
زیر قدمت ریخته خاکستر ما هم
عیسی که نفس داشت و موسی که عصا داشت
خوب است ببیند که پیغمبر ما هم...
بر خاتم ما حک شده: «یا حضرت خاتم»
پس معجزه هم میکند انگشتر ما هم
گر آخر این زنده‌به‌گوری قدم توست
پس زنده‌به‌گور قدمت دختر ما هم
به فاطمه گفتی «بأبی أنت و امّی»
صد بار فدایش پدر و مادر ما هم
از لطف تو نام علی و فاطمه حالا
در مأذنه‌ها پر شده، در منبر ما هم

***

راضی شده بودیم به املای محمّد
اما نرسیدیم به معنای محمّد
هرآنچه که دارند رسولان، همه دارند
از معجزه‌ی خاک قدم‌های محمّد
مولاست همان رحمت امروز پیمبر
زهراست همان رحمت فردای محمّد
تفسیر کمالات جلالیِ علی بود
«لا حول و لا قُوّةَ الا»ی محمّد
این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست
خوابید اگر «شیر خدا» جای محمّد
اسلام محمّد به جز اسلام علی نیست
منهای علی یعنی منهای محمّد
در آینه‌ی فاطمه دیده‌ست خودش را
بنشسته محمّد به تماشای محمّد

***

با جعفر صادق به روایات رسیدیم
با لطف روایات به آیات رسیدیم
عبد تو شدیم و سر سجّاده که رفتیم
دیدیم به مجموع عبادات رسیدیم
با واسطه ما پیش خداوند نشستیم
از راه توسّل به مناجات رسیدیم
در اصل تو «اللّه» مجسّم‌شده هستی
به ذات خداوند از این ذات رسیدیم
از ردّ قدم‌های تو تا خانه‌ی زهرا
یک‌دفعه، دو دفعه، نه به کَرّات رسیدیم
از گریه‌ی تو در وسط شعله‌ی خانه
به سوختن مادر سادات رسیدیم
ما خاک‌نشینان حرم، عرش‌نشینیم
از ارض بقیعت به سماوات رسیدیم


*************************

مهدی رحیمی
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح


ملاک چیست؟ نبی؟یا ولی ست؟ یاهردو؟
اگرچه ما به خدا می رسیم با هردو

رئیس مذهب ماورئیس مکتب ما
رسیده‌اند به هم پس از ابتدا هردو

پر از صفات جمالی یکی یکی هریک
پر ازصفات جلالی دوتا دوتا هردو

چه قدر سعی نمودند سمتتان باشند
به وقت سعی همین مروه و صفا هردو

دوتا نبیِّ ولی و دوتا ولیِّ نبی
به حق که ناظر وحی اند در حرا هردو

به غیر خویش و به جز آل خویش،محترمند
فقط به خاطر زهرا برای ما هردو

ز نامهای خدا بیشتر علی گفتند
همینکه ذکر گرفتند بارها هردو

رسیده‌اند به سرمایه ی رضایت حق
فقط به خاطر ذکر رضا رضا هردو

اگرچه هردویشان بوده‌اند زهرایی
هزار شکر ندیدند کوچه را هردو

وَ در ارادت ما و شما همین بس که؛
گریستید به صحرای کربلا هردو


*************************

محمد جواد شیرازی
پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت


شمس رویت همیشه تابنده است
ابرویت ذوالفقارِ برنده است
دلت از مهر و عشق آکنده است
نام احمد تو را برازنده است

یا محمد که هر دو زیبنده است

مست جامت شدم خدا را شکر
صید دامت شدم خدا را شکر
بعد، رامت شدم خدا را شکر
من بنامت شدم خدا را شکر

هر اسیری به تو پناهنده است

خانواده به خانه محتاج است
مو پریشان به شانه محتاج است
مرغ، بر آب و دانه محتاج است
نوکرت بی بهانه محتاج است

دستِ لطفت زِ بس که بخشنده است

زینت دوش تو حسین و حسن
عطر تو برده عطر و بوی وطن
شاهد حرف من اویسِ قرن
بتکان باز هم عبا، دلِ من...

... بر همین عطر دلنشین بند است

خطبه های فصیح تو دریاست
خنده های ملیح تو غوغاست
سینه ی ما... ضریح تو اینجاست
رحمتی و شبیه تو زهراست

نامتان هم مرا خوشایند است

چشم تو کرده بر دلم اثبات
من کجا خواندن از شما... هیهات
پس نوشتم به جای این ابیات
بر محمد و آل او صلوات

این دعا ضامنِ فرستنده است

راه سخت است، راهِ حل داری
میل برچیدن هُبَل داری
صحبت از رب لم یزل داری
فاطمه را که در بغل داری

دشمن ابترت سرافکنده است

سوره خواندی و از ولی خواندی
هر کجا بی معطلی خواندی
سنگ هم خوردی و ولی خواندی
آیه آیه "علی علی" خواندی

شاهد حرف من خداوند است

بستر تو که جای هرکس نیست
منبر تو که جای کرکس نیست
پس خلافت برای ناکس نیست
لایق مسند شما پس نیست...

...غیر خیبر شکن که رزمنده است

حشر، حق است... پس اجل حق است
راه توحید از ازل حق است
الحق این حرف چون عسل حق است
حق علی و علی معَ الْحَق است

حق علی را به قلب ما کنده است

میوه داده است اشک و آه علی
دو جهان، شیعه شد سپاه علی
مذهب صادق است، راه علی
مثل موجی به تکیه گاه علی...

...مکتب جعفری خروشنده است


*************************

محمد فردوسی
حضرت رسول(ص)-ولادت


جبرئیلی که از او جلوه ی رب می ریزد
به زمین آمده و نُقل طرب می ریزد
دارد از نخل خبرهاش رُطب می ریزد
خنده از لعل لب «بنت وهب» می ریزد

آمنه ! پرچم توحید برافراشته ای
آفرین ! دست مریزاد ! که گل کاشته ای

پیش گهواره ی خورشید ، قمرها جمع اند
ملک و حور و پری ، جن و بشرها جمع اند
بعد تو شاید و امّا و اگرها جمع اند
جلوی بتکده ها باز تبرها جمع اند

ماه و خورشید و فلک مژده به عالم دادند
لات و عزّی و هبل ، سجده کنان افتادند

«یوسف مکّه» شدی بس که جمالت زیباست
چه قدَر ای پسر آمنه ! خالت زیباست
رحمت واسعه ای ، خلق و خصالت زیباست
چه کسی گفته که زشت است بلالت ؟! زیباست

ای که در دلبری از ما ید طولی داری
«آن چه خوبان همه دارند تو تنها داری»

هدف خلقتی و «خواجه ی لولاک» شدی
«انّما» خواندی و از رجس و بدی پاک شدی
یکی یک دانه ی حق ، محور افلاک شدی
در جنان صاحب یک باغ پر از تاک شدی

ما که از باده ی پیغمبری ات مدهوشیم
فقط از جام تولای تو مِی می نوشیم

تا تو هستی به دل هیچ کسی غم نرسد
از کرمخانه ی تو هیچ زمان کم نرسد
به مقام تو که درک بنی آدم نرسد
پر جبریل به گرد قدمت هم نرسد

شب معراج ، تو از عرش فراتر رفتی
به ملاقات علی ـ ساقی کوثر ـ رفتی

آمدی امر نمایی که امیر است علی
ولی الله وَ مولای غدیر است علی
اوج فتنه بشود باز بصیر است علی
صاحب تیغ دو دم ، شیر دلیر است علی

چه بلایی به سر اهل هنر آورده
ذوالفقارش که دمار از همه در آورده

«اوّل ما خلق الله» فقط نور تو بود
حامل وحی خدا خادم و مأمور تو بود
یکی از معجزه ها سبحه ی انگور تو بود
دوستی علی و فاطمه منشور تو بود

ما گرفتار تو و دختر و داماد توایم
تا قیامت همگی نوکر اولاد توایم

پشت تو فاطمه و حضرت حیدر ماندند
اهل نجران ، همه در کار شما در ماندند
نسل تو سبز و حسودان تو ابتر ماندند
نوه هایت همگی سیّد و سرور ماندند

ای پیمبر چه نیازی به پسرها داری ؟
صاحب کوثری و حضرت زهرا داری

ای عبای نبوَی ! پنج تنت را عشق است
ای اولوالعزم ! علی ـ بت شکنت ـ را عشق است
یاس خوشبو و حسین و حسنت را عشق است
می نویسم که اویس قرنت را عشق است

بُرده هوش از سر ما عطر اویس قرنی
حرف من حرف اویس است : تو در قلب منی

زندگی تو که انواع بلاها را داشت
با وجودی که ابوجهل سر دعوا داشت
خم به ابروت نیامد ، لب تو نجوا داشت
صبرت ایّوب نبی را به تعجّب وا داشت

بُت پرستی که برای تو رجز می خواند
به خدا مال زدن نیست خودش می داند

ای که در شدّت غم «چهره ی بازی» داری
چون مسیحا چه دم روح نوازی داری
تا که چون شیر خدا شیر حجازی داری
به فلانی و فلانی چه نیازی داری ؟!

کوری چشم حسودان زمین خورده و پست
افتخار تو همین بس که کلامت وحی است

عشق تو عاشق بی تاب عمل می آرد
قمر روی تو مهتاب عمل می آرد
خم ابروی تو محراب عمل می آرد
خاک پای تو زر ناب عمل می آرد

همه ی عشق من این است مسلمان توام
عجمی زاده و همشهری سلمان توام


*************************

سید پوریا هاشمی
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


امروز نوشتند کبوتر شدنم را
پروازکنان راهى دلبر شدنم را
چشمان من از شوق، مهیاى شراب است
مدیون توأم لذت ساغر شدنم را
آنقدر نرفتم ز در خانه گرفتم
تا روز ابد سائل این در شدنم را
گفتند برو نوکر صاحب کرمى باش
دادم به شما نامه ى قنبر شدنم را
یک عمر به دور سر تو گرد طوافم
امضا بزن از اهل جهان سر شدنم را
باید که بگوش همه حالا برسانم
فوراً خبر مست پیمبر شدنم را

خوب است بدانید به دربار رسیدم
تا پشت در احمد مختار رسیدم

روزى که تو از راه رسیدى دل ما ریخت
خیر قدمت وِلوله در أرض و سما ریخت
کفار هم از بودن تو بهره گرفتند
باران کرامات تو آقا همه جا ریخت
مکه ز نفس هاى تو توحید سرا شد
از بس که به هر جا گذرت عطر خدا ریخت
دیدند به ایوان مدائن ترک افتاد
از هیبت سبحانى تو بت کده ها ریخت
پیچید در عالم خبر آمدن تو
تا صبح در خانه ى تو خیل گدا ریخت
گر اهل مناجات شدیم علتش این بود
الطاف تو در کاسه ى ما شوق دعا ریخت

با امر شما ساعت خورشید عوض شد
حتى جهت حرکت خورشید عوض شد

تا هست خدا نام تو برجاست یقیناً
بر دامن تو دست گداهاست یقیناً
در کشور ما اسم تو در صدر اسامى است
چون نام محمد شرف ماست یقیناً
یک عمر پناه غم تو چادر زهراست
پس دختر تو ام ابیهاست یقیناً
فهمیده ام از بوسه ى هر روزه به دستش
آرامش تو حضرت زهراست یقیناً
وقتى همه جا ورد زبان تو على بود
یعنى که وصى ، حضرت مولاست یقیناً
هربار که در جنگ به کار تو گره خورد
شمشیر على حل معماست یقیناً

با تیغ کج آورده به حیرت همگان را
خم کرده قد و قامت شمشاد قدان را

ما تا به ابد دست به دامان شماییم
خاریم ولى جزو گلستان شماییم
خشکیم، کویریم ولى شکر گذاریم
صد شکر که لب تشنه ى باران شماییم
از رى به امیدى در این خانه رسیدیم
راهى بده آقا همه مهمان شماییم
اى کاش که ما را به غلامى بپذیرد
تا فخر کنیم اینکه غلامان شماییم
ما شیعه شدیم از کرم حضرت صادق
مؤمن به تعالیم و مسلمان شماییم
ارث از تو گرفتیم که بى تاب حسینیم
دل سوخته ى دیده ى گریان شماییم

از یُمن روایات شما روضه نشینیم
در بَندِ حسینیم و گرفتار ترینیم


*************************

محمود ژولیده
پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت


آمد خبر که روز بشر بعد انبیا شب بود
عالم بدون پرتو انوار مصطفا شب بود
با آمنه تمامیِ خلقت در انتظار صبح
مهتاب تا سحر همه دم همنوای با شب بود
جبریل بود و بال گرفتن به بیت عبدالله
بیتی که میزبان هبوط فرشته ها شب بود
می رفت مادر و پسر از راه دور می آمد
خورشید پشت پردۀ پنهانی خدا شب بود
تایید شد ، مشاهده شد ، نور لیلة الاسری
احمد رسید ، ورنه هنوز آسمان ما شب بود
صبح آمد و خوش آمد و احمد به حمد سرمد شد
در سجده رفت و ذکر گرفت ، علی محمد شد

شکر خدا که رفت شب و روزگار ما شد صبح
معنا گرفت فصل ربیع و بهار ما شد صبح

آری "نگار ما که به مکتب نرفت و خط ننوشت"
یک غمزه کرد و شب ز نگاه  نگار ما شد صبح
خاتم رسید و خاتمۀ جاهلیّت امضا شد
با دوستان آل محمد قرار ما شد صبح
مکه نه ، بلکه عالم امکان ز نور او روشن
در سایه سار طلعت رویش ، مدار ما شد صبح
در پرتو محمد و صادق طلوع فجر آمد
یعنی به یمن آل علی انتظار ما شد صبح

باید ستود از دل و جان این دو جلوۀ رب را
بنیانگذار مکتب و بنیانگذار مذهب را

باید سرود:نقطۀ پرگار معرفت احمد
باید نوشت:دیدۀ بیدار معرفت احمد
باید سرود: ناشر آیات کبریا صادق
باید نوشت: بحر گهربار معرفت احمد
باید سرود: فاطمه را علت بقا صادق
باید نوشت: محور و معیار معرفت احمد
باید سرود: جلوۀ خیبر گشای ما صادق
باید نوشت: حیدر کرار معرفت احمد
باید سرود: بانی تکرار کربلا صادق
باید نوشت: مظهر آثار معرفت احمد

هر چارده جمال خدا را در این دو باید دید
هر چارده جلال خدا را در این دو باید دید

کسری شکست و معجزه ها یک به یک فراوان شد
بتها فرو نشست و تبِ بندگی نمایان شد
آتشکده خموش و حرارت به سینه ها روشن
خشکید رود ساوه و دریای عشق جوشان شد
از تخت سلطنت همه شاهان بزیر افتادند
لال از مهابتِ خبرِ حق ، زبان آنان شد
اصحاب فیل صیدِ اَبابیل شد در این ایام
قومی که زیر بارش سجّیل[1] ، سنگ باران شد
شد سحرِ ساحران همه با علم کاهنان باطل
باطل گریخت از ره و حق ، آشنای انسان شد

اینهاست گوشه ای از جلالات احمد مختار
اینهاست شمه ای از کرامات حیدر کرار

ما را برای یاری دین رسول جان دادند
با صد هزار معجزه ، حق را بما نشان دادند
دیگر کسی بهانه ندارد که من نفهمیدم
زیرا برای فهم مسائل اماممان دادند
در فتنه های جنگی و در فتنه های فرهنگی
ما را امام و رهبر و هم تیغ و هم بیان دادند
باید قدم نهاد به راه بصیرت دینی
اهل بصیرتند که بر دین خود امان دادند
هرکس به عمر خویش زمانی به کربلا آید
در کربلای خویش خوشا عاشقان که جان دادند

تا کربلای چند بجوئیم این سعادت را
تنها ولایت است که بخشد مِی شهادت را

*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)-ولادت

افتاده ز نو شور دگر در سر هستی
جان رقص کنان آمده در پیکر هستی
انوار خدا سر زده از منظر هستی
بخشیده به جان فیض دگر داور هستی

خوشتر ز جنان گشته جهان بشریّت
کز عالم جان آمده جان بشریّت

خیزید ز وصف رخ دلدار بگویید
با مشعل قرآن ره توحید بپویید
ز آیینۀ دل تیرگی شرک بشویید
ای گمشدگان گمشدۀ خویش بجویید

کان ماه مبارک به مبارک سحر آمد
از شوق رخش خنده ز خورشید بر آمد

دانی ز چه شیطان همه در جوش و خروش است
دانی ز چه آتشکدۀ فارس خموش است
یعنی که یم رحمت توحید به جوش است
خاموش که آوای خداوند به گوش است

این مشعل انوار سماوات و زمین است
خاموشی آتشکدۀ فارس از این است

بر خیز که شد نخل غم دل شجر طور
تا چند جفا و ستم و دشمنی و زور
تا چند به پا سلطۀ ظلمت عوض نور
تا چند شود خوابگه دختر کان گور

تا چند به زندان هوس ها شرف زن
تا چند ستم پیشه زند کوس عدالت

تا چند فرو مایه زند لاف جلالت
تا چند بدان بی پدران فخر و اصالت
بر خیز که سر زد به جهان نور رسالت
این پیک نجات است که از راه برآمد

پیغام بر آرید که پیغامبر آمد
در خلوت شب آمنه زیبا پسری زاد
تنها نه پسر بر بشریّت پدری زاد
در فتنۀ بیداد گران دادگری زاد

چشم همه روشن که چه قرص قمری زاد
دست ازلی پرتوی از نور بر افروخت

رخشنده چراغی به نجات بشر افروخت
خورشید وجود آمد و دنیای عدم سوخت
برقی زد و اوراق جنایات و ستم سوخت
در پرتو انوار خدائیش صنم سوخت

ظلم و ستم و سرکشی و کبر و منم سوخت
در مکّه عیان گشت جمال احدیّت

بخشید به هر نسل فروغ ابدیّت
ای بحر شرف موج بزن گوهرت آمد
ای بتکده نابود که ویرانگرت آمد
ای جامعه خوشنود که پیغمبرت آمد

ای گمشده بر خیز زره رهبرت آمد
ای آمنه بگشای به تکبیر زبان را

ای حمزه بزن بر سر بوجهل کمان را
این است که دعوت ز هلاکت به بقا کرد
این است که از خلق ستم دید و دعا کرد
این است که از خلق خطا دید و عطا کرد

این است که پیوسته جفا دید و وفا کرد
این است که جاریست به لب بانگ نجاتش

از غار حرا تا شب پایان حیاتش
این است که حق بینی و روشنگری آموخت
این است که دانایی و دانشوری آموخت
این است که هر گمشده را رهبری آموخت

این است که افتادگی و سروری آموخت
این است که آموخت به ما بت شکنی را

این است که بگرفت زما، ما و منی را
این است همان بحر که وحیش گهر آمد
این است چراغی که به دل جلوه گر آمد
این است یتیمی که به عالم پدر آمد

این است همان نخل که علمش ثمر آمد
این است همان نور که روشنگر کُل بود
این است همان طفل که استاد رُسل بود
تا مکتب آن هادی کل راهبر ماست

تا سایۀ آن شمسِ دو گیتی به سر ماست
تا پرتو این نور چراغ سحر ماست
ما امّت او، او به دو عالم پدر ماست
از شایعه و فتنۀ دشمن نهراسیم
غیر از ره اسلام رهی را نشناسیم


*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت


فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد
دوخورشید جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد
دو موسی از دو دریا ، یا دو یوسف از دو چاه آمد
دو رهرو ، یا دو رهبر ، یا دو مشعل دار راه آمد

دو شمع جمع بزم جان ، دو رکن محکم ایمان
دو بحر رحمت  و غفران دو دست قادر منان
دو آدم خو ، دو یوسف رو ، دو موسی ید ، دو عیسی دم

دو دریا را دو رخشان گوهر یک دانه پیدا شد
دو جان جان جان ، دو دلبر جانانه پیدا شد
دو سرو ناز یا دو نازنین ریحانه پیدا شد
دو شمع آفرینش ، یک جهان پروانه پیدا شد

دو سر داور هستی دو جان در پیکر هستی
یکی پیغمبر هستی یکی روشنگر هستی
یکی سر الله اکبر ، یکی وجه الله اعظم

دو شمع جمع انسانها دو شاه کشور جانها
دو باب الله احسانها ، دو بسم الله عنوانها
دو سرو باغ و بستانها ، دو باغ روح و ریحانها
دو واجب جاه امکانها ، دو مشعل دار کیهان ها

دو خالق را نماینده ، دو قرآن را سراینده
دو رحمت را فزاینده ، دو دلها را رباینده
یکی بر اولیا سادس ، یکی بر انبیا خاتم

بشارت ای تمام عالم هستی بشیر آمد
گل بستان سرای آفرینش در کویر آمد
نرفته ماه از بزم فلک مهر منیر آمد
بشیران را بشیر آمد نذیران را نذیر آمد

جهان گردیده آسوده ، ملک رخ بر زمین سوده
فلک بر زیور افزوده  ، محمد  چهره بگشوده
ز مکه تافته خورشید نورش بر همه عالم

فلک امشب زمین مکه را از دور می بوسد
ملک مهد محمد   را بموج نور می بوسد
بفرمان خدا خاک درش را حور می بوسد
مسیح از عالم بالا کلیم از طور می بوسد

حرم پیموده ره سویش طواف آورده بر کویش
صفا چون گل کند بویش صفاها گیرداز رویش
به یاد لعل لب هایش کند رفع عطش زمزم

چو آمد آمنه کم کم بهم چشم خدا جویش
دو لب خاموش اما عالمی گرم هیاهویش
بنا گه تافت خورشید جهان آرا ز پهلویش
منور ساخت شرق و غرب را از پرتو رویش

سما در نور او گم شد زمین دریای انجم شد
لبش گرم تبسم شد  وجودش در تلاطم شد
که ناگه چشم حق بینش دوباره باز شد ازهم

ندا از عمق جان بشنید هان ای مهربان مادر
خدایت را خدایت را بخوان مادر بخوان مادر
سلامت می دهد امشب زمین و آسمان مادر
که هستی آفرین هستیتب بخشد رایگان مادر

ببین لطف موید ، را بخوان دادار سرمد را
بدنیا آر ، احمد را ، محمد   را محمد   را
بذکر حق کن استقبال ، از پیغمبر اکرم 

دل شب آمنه تنها ولی تنها خدا با او
نه عبدالله زنده نه زنان آشنا با او
دعا می خواند و بودی آفرینش همصدا با او
سخن می گفت  فرزندش محمد   در خفا با او

امیدش بود و معبودش ، وجودش بود و مولودش
محمد بود مقصودش ، زهی از بخت مسعودش
گرفتش در بغل مانند جان خویشتن مریم

زیک سو رو به قبله مادرش حوا دعا گویش
ز یک سو آسیه گل بوسه گیرد از گل رویش
ز یک سو مام اسماعیل همچون گل کند بویش
ز یک سو دست های مریم عذرا به پهلویش

که کم کم درد او کم شد رها از درد و از غم شد
جمال حق مجسم شد محمد   ماه عالم شد
به استقبال او خیزید از جا ای بنی آدم

در آن شب بارگاه آمنه خلد مخلد شد
در آن شب جلوه گر مرآت حسن حی سرمد شد
در آن شب آفرینش محو و مات روی احمد شد
در آن شب بوسه زن مادر به رخسار محمد   شد

چه عبدی در سجود آمد چه نوری در وجود آمد
چه غیبی در شهود آمد ، خدا را هر چه بود آمد
که او با هر دمش ، بر آفرینش ، جان دهد هر دم

چو آن تابنده اختر زاد آن نور مجسم را
نه آن نور مجسم بلکه وجه الله اعظم را
فروغی تافت از نورش که روشن کرد عالم را
ندا آمد که زادی بهترین فرزند آدم را

مبارکباد لبخندت ، گرامی باد فرزندت
بهین عبد خداوندت محمد   طفل دلبندت
که می خوانند مدحش را ، خدا و انبیا با هم

تو امشب آدم و نوح و و خلیل دیگر زادی
ذبیح و خضر و داود و کلیم برتری زادی
مسیحا ، نه ، مسیحای مسیحا پروردی زادی
تو امشب بر همه پیغمبران پیغمبری زادی

رسل در تحت فرمانش ، کتب یک جمله در شانش
هزاران خضر عطشانش ، صدا اسماعیل قربانش
مبارک ای گرامی مادر پیغمبر اکرم 

زمین مکه دیشب غرق در نور محمد   بود
چراغ آسمان لبخند زن بر روی احمد بود
جهان آفرینش بهتر از خلد مخلد بود
تجلای خدا در چهره عبدی موید بود

موید باد قرآنش ، گرامی باد فرقانش
معطر باد بستانش ، جهان در تحت فرمانش
بنای اوست در سیل حوادث کوه مستحکم

محمد   ای چراغ روشنی بخش جهان آرا
بر افروز و بر افروزان بنور خویش دل ها را
بلرزان با نهیب آسمانی کاخ کسری را
ندای تفلحوا از عمق جان برکش بخوان ما را

تو ما را دانش آموزی ، تو مهر عالم افروزی
تو برق اهرمن سوزی ، تو در هر عصر پیروزی
لوای تو است با دست خدا بر دوش نه طارم

هماره بوی عطر خلد از خاک درت خیزد
همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد
ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد
فروغ دانش از کرسی درس جعفرت خیزد

ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادی ششم سرور
ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پیغمبر
که شش خورشید حق از سلب او تابیده در عالم

الا ای ام فروه آفتاب داور آوردی
محمد را محمد را کتاب دیگر آوردی
تعالی الله که مثل آمنه پیغمبر آوردی
تو چون بنت اسد در دامن خود حیدر آوردی

به عصمت مادرش زهرا بصورت چون حَسَن زیبا
حسینی خو علی  سیما امام باقرش بابا
که با عید محمد عید میلادش بود توام

کتاب من کتاب الله و دین مصطفی دینم
تولای امیر المومنین عهد نخستینم
مرام جعفری و مهر الله آئینم
نه کاری بوده با آنم نه حرفی مانده با اینم

محب آل اطهارم ، علی را دوست میدارم
ز خصمش نیز بیزارم ، به یارش تا ابد یارم
نباشد غیر حب و بغض ، دین و مذهب "میثم"


*************************

غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)- ولادت

امشب زمین کند به سماوات سروری
امشب نسیم مکّه کند روح پروری
امشب به دور مکّه مه و مهر و اختران
از زهره تا زحل همه گشتند مشتری
امشب زخاک رفته بر افلاک موج نور
امشب به عرش، فرش زند کوس برتری
آمد خلیل بت شکنِ دهر با تبر
افتاده لرزه بر تن بت های آذری
بت های کعبه نغمه ی تهلیلشان به لب
اخجار مکّه کرده به تقدیس گوهری
نوشیروان! زکنکره ی قصر خویشتن
بشنو سرود معدلت و دادگستری
دریای ساوه، رود سماوه شدند خشک
حیرت برند هر دو به اسرار دیگری
تاج شرف نهاده خدا بر سر بشر
افتاده شور در ملک و حوری و پری
مسدود شد به روی شیاطین، ره سپهر
از کاهنان گرفته شده علم ساحری
آتشکده خموش و بتان سرنگون به خاک
افتاده نطق پادشهان از سخنوری
مرد و زن و فقیر و غنی کوچک و بزرگ
خوانند عاشقانه سرود برابری
باید دهند یکسره قوم و قبیله ها
بر دست یکدیگر همه دست برادری
محشر نگشته، واقعه ی محشر آمده
ملک وجود پر شده زآیات محشری
رازی است بس شگفت زآیات سرمدی
سرّی است بس عجیب زگفتار داوری
باور کنید نور عدالت دمیده است
باور کنید طی شده دور ستمگری

باور کنید مژده ی میلاد احمد است
باور کنید عید بزرگ محمّد است

اعیادِ خلق دیگر و این عید، دیگر است
باور کنید عید خداوند اکبر است
آئینه ی جمال نبی را نگه کنید
آئینه ی جمال خداوند منظر است
بی جبرئیل بانگ خداوند بشنوید
زیرا خدا به وصف نبی مدح گستر است
زیباترین کلام الهی درود اوست
کز هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است
از کاخ های سرخ یمن تا قصور شام
با نور آن جمال منوّر منوّر است
ای آمنه، عزیز تو نامش محمّد است
نامش محمّد است و محمّد پیمبر است
ای آمنه محمّد تو فخر انبیاست
دستش ببوس کز همه پیغمبران سر است
از خالق و ملائکه و کلّ کائنات
بر ماه عارضش صلوات مکرّر است
این آفتاب کشور دل، نور او علی است
این جانِ جان و جان گرامیش حیدر است
این بحرِ رحمتی است زعالم وسیع تر
دُرّ گرانبهای چنین بحر، کوثر است
این است آنکه یک نفس روح بخش او
با طاعت تمام خلایق برابر است
پای غلام درگه او بر فراز عرش
دست وصیّ او به سر اهل محشر است
این اولیّن تجلّی حق ختم انبیاست
هر چند در مقام نبوّت مؤخّر است
از صبح دهر، جلوه ی او جلوه ی نخست
تا روز حشر گفته ی او حرف آخر است
باور کنید در شب میلاد مصطفی
بت ها شعارشان همه الله اکبر است
باور کنید چون نفس حضرت مسیح
امشب نسیم مکّه همه روح پرور است

پیشانی ملائکه بر خاک آمده
باور کنید خواجه ی افلاک آمده

آئینه ی جمال الهی جمال اوست
بام سپهر پلّه ی تخت جلال اوست
ماه جمال سرو قدان خاک آستان
همچون هلال، قامت گردون هلال اوست
مهر سپهر در گُل لبخند گشته گم
زیبائی بهشت زعکس بلال اوست
دست پیمبران به سوی خانه اش دراز
لب های خضر تشنه ی جام وصال اوست
چون حُسن بی مثال خداوند، بی مثال
بُرهانم آفتاب رخ بی مثال اوست
خون جاری از دهان، گل لبخند بر دو لب
خُلق عظیم تا ابدیّت مدال اوست
گفتار صاحبان خِرد دونِ شأن وی
اوهام انبیا همه مح-و کمال اوست
دست خدا نموده لوای ورا بلند
ملک وجود، مملکت بی زوال اوست
لبخند دوستی به روی دشمنان زدن
حرف نخست سوره ی حسن خصال اوست
اهل بهشت تشنه لب جام کوثرند
کوثر ببین که تشنه ی جام وصال اوست
ایمان لطیفه ای است زگفت و شنود وی
قرآن صحیفه ای که پر از خطّ و خال اوست
هر شمع را شراره ای از شعله ی فراق
هر جمع را قیامتی از شور و حال اوست
ذکر ملک همیشه درود و سلام وی
چشم خدا هماره به ماه جمال اوست
باور کنید این همه زیبائی وجود
تصویری از تصوّر نقش خیال اوست
باور کنید عزّت دنیا و آخرت
در سایه ی محمّد و قرآن و آل اوست
باور کنید روز و شب و ماه و سال ما
مشمول فیض روز و شب و ماه و سال اوست

تا عبد ذات پاک خداوند سرمدیم
در سایه ی محمّد و آل محمّدیم

ملک وجود تحت لوای محمّد است
بحرِ بقا نمی زعطای محمّد است
توحید زنده از نفس روح بخش او
قرآن کتاب مدح و ثنای محمّد است
عیسی که بر سپهر چهارم عروج کرد
طوا حیات او به دعای محمّد است
هر آیه ای که وجه خدا را نشان دهد
آئینه ی تمام نمای محمّد است
گوشی که بشنود سخن وحی را کجاست؟
عالم پر از صدای رسای محمّد است
قرب خدا، دعای ملائک، صفای دل
در خواندن حدیث کسای محمّد است
جان لاله بر کف آید و دل با چراغ نور
در محفلی که حال و هوای محمّد است
مفتاح رمز وحدت اسلام و مسلمین
در دست های عقده گشای محمّد است
"اِنَّ الرَّجل لَیَهجُر" جز کفر محض نیست
این جنگ با کلام خدای محمّد است
شاگرد ابتدایی او کیست، جبرئیل
مرهون درس روح فزای محمّد است
نور ولایتش همه جا موج می زند
ظرف وجود، جام ولای محمّد است
عالم اگر که حاتم طایی شوند، باز
بر هر که بنگرند گدای محمّد است
تنها مزار و تربت پاکش مدینه نیست
ملک وجود صحن و سرای محمّد است
حصن خدا، بهشت خدا، رحمت خداست
هر جا که سایه ی زلوای محمّد است
عالم بود به ظلّ لوای علی ولی
حتّی علی به ظلّ لوای محمّد است
باور کنید جز مدد جبرئیل نیست
"میثم" اگر مدیحه سرای محمّد است

گر دست دل به دامن احمد نمی زدم
اینگونه دم زمدح محمّد نمی زدم



موضوعات مرتبط: پیامبراکرم(ص) - ولادت،مدح
[ 21 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

وفات حضرت سکینه (علیهاسلام)


ناصر شهریاری
مدح و مصائب

نیست یارای زبان تا که کند مدح تو را
ای که آرامش هر روز و شب مولایی
ای که مستغرق فی الله تو را خوانده حسین
مدح تو بس که تو بانو نوه ی زهرایی

ای سراپای تو یاد آور زهرای بتول
اثر نطق تو بر کون و مکان غالب بود
همچو زینب ز لبت نطق علی می ریزد
نطق تو تیغ علی بن ابیطالب بود

آنچه زینب همه دم کرد تماشا دیدی
همره زینب خود کوچه به کوچه رفتی
بر روی ناقه ی عریان به کنار اسرا
تا دل شام بلا تا دل کوفه رفتی

لیک ای راحت جان و تن ارباب حسین
بفدای دل پر غصه و احساسی تو
روضه هایت همه از علقمه دارد صحبت
عالمی دیده دل و دیده ی عباسی تو

از در خیمه ی طفلان حرم تا به فرات
رفت آن ماه ولی تا به حرم بازنگشت
آری آری که علمدار حرم رفت که رفت
از بر علقمه سقا به حرم باز نگشت

*****************************

امیر عظیمی
مدح و مرثیه


بار دیگر عزای عاشوراست
از غمی بی قرینه باید گفت
دو سه خط سوگواره ی غربت
در عزای سکینه باید گفت

قطره از وصف بحر درمانده
من کجا، مدح دختر ارباب
ای که بوده حسین مداحت
السلام ای سکینه بنت رباب

در کرامات حضرتش کافیست
شیر او را رباب داده، همین
در غریبی او فقط بنویس
به عمو مشک آب داده، همین

کربلا بود دشتی از روضه
او بلاهای خویش را دیده
در عبایی پر از علی اکبر
روح بابای خویش را دیده

روضه می خواند دور دارالحرب
نعش ها را یکی یکی که شمرد
دید بابا علیِ اصغر را
به امیدی گرفت و با خود برد

پدر آمد ولی چه آمدنی!
غرق خون کرد چشم قافله را
دید دور جنازه ی اصغر
همه گفتند لعن حرمله را

از وداع سکینه و ارباب
جگر کائنات خون شده بود
آه از آن دم که دید این دختر
زین باباش واژگون شده بود

با تنی خون گرفته از گودال
آمدی ذوالجناح بی بابا
کاش می شد رها نمی کردی
وسط تیر و نیزه ها او را

پدرم را غریب بین دو نهر
نحر کردند با لب عطشان
السلام علیک ای بی سر
السلام علیک ای عریان


*****************************

علی سپهری-محمد جواد شیرازی
مصائب

امشبم را سحر نمی آید
خواب، در چشمِ تر نمی آید
مدحش از من که بر نمی آید
چون سکینه دگر نمی آید

دختر شاه...گوهر نایاب
بی قرینه... درست مثل رباب

روضه می خواند، روضه با احساس
روضه اش داشت عطر و بوی یاس
شرم یک مرد... روضه ای حساس
وای از مشک پاره ی عباس

روضه ی دست و چشم و مشک عمو
روضه قطره قطره اشک عمو

روضه خوان چشم های خود را بست
مادرش دست می زند بر دست
رأس اصغر به روی نیزه نشست
پای نیزه قد سکینه شکست

خواهر اصغر است حق دارد
به خدا خواهر است حق دارد

به روی ناقه خواند نافله را
دور ناقه شنید هلهله را
چه کند خنده های حرمله را
چشم دشمن به سوی قافله را

مثل یک مرد... مثل عمه ی خود
صبر می کرد... مثل عمه ی خود

قلبش از غصه ها کباب شده
بعد سقا فقط عذاب شده
مثل او از خجالت آب شده
وارد مجلس شراب شده

خیزرانِ یزید پیرش کرد
حرف مردی پلید پیرش کرد

دختر بی قرینه ی پدرش
روضه خوان مدینه ی پدرش
همه جا شد سکینه ی پدرش
یادش افتاده سینه ی پدرش...

...زیر پای سوارها افتاد
روی گل، ردِ خارها افتاد

یادش افتاد آه آهِ حسین
غرق در خون همه سپاه حسین
بود یک نیزه تکیه گاه حسین
داد می زد که قتلگاهِ حسین...

...پر شد از خونِ زخم های تنش
پر شد از تیر و نیزه ها بدنش

وسط حجره ی محقر خود
چشم گریان... میان بستر خود

باز در لحظه های آخر خود
یادش افتاد داغِ خواهر خود
کنج ویرانه خواهرش جان داد
سر بابا برابرش... جان داد

***
*****************************


مهدی رحیمی
محکومیت تخریب حرم مطهر


پیراهن سیاه براین غم ادامه داد
در ختم فاطمیه به ماتم ادامه داد

پیراهن سیاه، سیاه ِ سکینه شد
در فاطمیه هم به محرم ادامه داد

درکنج چشم، اشک به جوش و خروش خود
امشب به شکل چشمه ی زمزم ادامه داد

ما با گمان مُحبِّ تو بودیم و در عوض؛
دشمن به دشمنی تو محکم ادامه داد

تخریب شد حرم، تو ولی جاودانه ای
دم را همیشه بازدم از دم ادامه داد

درمجلسش یزید دوباره به هتک لب؛
هم خیزران به دست شد و هم ادامه داد

زینب شروع روضه و ختمش سکینه شد
وقتی لهوف سوخت، مُقَرَّم ادامه داد


*****************************

داود رحیمی
مصیبت

بعد روز دهم به هر مجلس
راوی و روضه خوان شدی بانو
من چه گویم؟ که در کلام حسین
"بهترینِ زنان" شدی بانو

عمه ی تو عقیله ی هاشم
و به اهل قریش عقیله تویی
"کرم الوافری" و " عقل التّام"
صاحب "سیرة الجمیلة" تویی

پدرت که حسین، جای خودش
تو و اصغر چه مادری دارید!
غصه ی هر دوتان رباب شده
حسِّ خواهر برادری دارید

از همان لحظه ی تولد، تو
خوش نشستی به سینه ی بابا
محض روی پدر تبسم کن
راحت جان! سکینه ی بابا!

پاشو از پیش پای این مرکب
پدرت را نکش، کنار بایست
غم ناموس قاتل مرد است
اشک دختر عذاب هر پدریست

عصر روز دهم به بعد خودت
جای اصغر بمان کنار رباب
مادرت را ببر ازین صحرا
بعد اصغر تویی قرار رباب


*****************************

اسماعیل شبرنگ
مصائب


گوشه ای با دردهای خویش خلوت می کند
چشم هایش را انیس اشک غربت می کند

در خلال هق هق بی انتهای هر شبش
شرحه شرحه از غم دوری حکایت می کند

بانوی غم ها سکینه...یادگار کربلا
یک به یک ما را به بزم روضه دعوت می کند

درد دل هایی که در سینه برایش مانده را
باتمام عاشقان اشک قسمت می کند

عالم و آدم به هم می ریزد از فرط عزا
تا که خاتون حرم شرح مصیبت می کند

کودک شش ماهه ای در پیش چشمش جان سپرد
از سه شعبه زیر لب دائم شکایت می کند

مشک خالی...دست بی جان...از عمو دم می زند
از عموجانی که احساس خجالت می کند

بعد عباس بن حیدر...دشمنی ها جان گرفت
خیمه ها می مانَدو...دستی که غارت می کند

راوی روضه گریز روضه های خویش را
سمت گودال عطش کم کم هدایت می کند

بانویی با خشکی لب های خود دارد هنوز
"شیعتی مهما شربتم"را روایت می کند

اشک می ریزی به یاد کربلا بنت الحسین
جان من قربان غم های تو یا بنت الحسین


*****************************

محمود ژولیده
شهادت

وقتی سکینه مادح عباس می شود
هر ذاکری منادیِ احساس می شود

با روضه های داغ عمو آشناتر است
آن دختری که حرمت او پاس می شود

شرمِ نگاه سرخِ عمو می کشد مرا
هرجا که عمّه مسخرۀ ناس می شود

عمه شبیه مادرمان رخ کبود شد
آری بنفشه آینۀ یاس می شود

اشکِ سرِ بریدۀ عباس دیده شد
حالا زمان خندۀ خناس می شود

با آن که یک سپاه ز آقا هراس داشت
دیدم سر بریدۀ او پاس می شود

شخصیتِ یتیم که زیر سؤال رفت
مثلِ کنیز دیده به انفاس می شود

□□□

آرامش و وقار سکینه حسینی است
آه از دمی که تهمتش احساس می شود

وقتی سرِ بریده تلاوت کند شروع
چوب یزید حربۀ وسواس می شود

با خیزران که بر لب قاری نمی زنند
وای از دمی که قافله حسّاس می شود

حالا دل سه ساله به درد آمده دگر
بر برگ یاس دانۀ الماس می شود

کاخ ستم ز نالة او زیر و رو شود
وقتی طبق شبیه به اَجناس می شود

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده


*****************************

سید رضا مؤید
مدح و مصائب

ای کرامت را تو مجلای تمام
حضرتت باب الکرم بنت الکرام

با کلام الله ناطق هم کلام
ای سکینه بر کراماتت سلام

مشعل روشن ز مصباح الهدی
در عبادت غرق و مجذوب خدا

گوهر دردانۀ ناز حسین
دختر هم راز و دم ساز حسین

جده ات انسیة الحورا تو حور
چشمۀ خورشید را یک لمعه نور

زینت استی گوشوار عرش را
سرور استی بانوان فرش را

ای سکینه مسکنت دامان عشق
سوره والنجم در قرآن عشق

قلب مادر از تو تسکین دیده است
زان سکینه مادرت نامیده است

معرفت برده است در کیوان تو را
خوانده مولا خیرة النّسوان تو را

برترین زن های عصر خویشتن
یادگار ماندگار پنج تن

در دل کوثر طهارت کرده ای
پنج حجت را زیارت کرده ای

در زنان هاشمی صاحب وقار
خاندان فاطمی را افتخار

آفتابی خود که عمری در حجاب
بوده ای در سایه سار آفتاب

ای وقار از دامنت آویخته
هر نگاهت با عفاف آمیخته

چشمت از زمزم دهان از کوثر است
نامت از طوبی نشان از کوثر است

مهر و ماه معرفت را کوکبی
در جلالت هم قِران زینبی

هم نشینی با امامت با امام
دیده ای ماه ولایت را تمام

ای فصاحت بی نوایت بی نوا
صد نوا از نای تو در نینوا

ای سکینه ای هم آغوش بلا
وی تو سکّان دار فُلک کربلا

مرد میدانی و لیکن در حجاب
با امام عصر خود پا در رکاب

حرف حق نطق تو را شمشیر کرد
شیرۀ جان ربابت شیر کرد

در اسارت نقش ایفا کرده ای
پا به پای عمه غوغا کرده ای

در حرم در خیمه گه در قتلگاه
در مسیر کوفه و شام سیاه

می درخشد نام تو گفتار تو
اشک تو ایمان تو ایثار تو

جامۀ خون و شرف پوشیده ای
تشنگی را با پدر نوشیده ای

خورده بر جان و دلت مُهر عطش
شام غربت دیدی و ظهر عطش

از عطش گر چه ز پا افتاده ای
سهم آب خود به طفلان داده ای

در مصائب پایداری کرده ای
عمه را با صبر یاری کرده ای

بانوان را دل نواز پر توان
کودکان را سرپرست مهربان

دختری و صبر و همت این چنین
مرحبا بر صبرت ای صبر آفرین!

در وداع آخرینت با حسین
کز حرم برخواست بانگ یا حسین!

اولین کس را که مولا یاد کرد
نام شیرین تو را فریاد کرد

که ای سکینه حامی ایتام باش
ای دل آرام حسین آرام باش

قطره های اشک بر سیما مزن
شعله های درد بر دل ها مزن

منگرم با چشم گریان دخترم
قلب بابا را مسوزان دخترم

پیش تر آ نزد بابا پیش تر
گریه ها در پیش داری بیش تر

بعد تودیع حرم با التهاب
دست بر شمشیر زد پا در رکاب

رفت در میدان و دیگر بر نگشت
بر نگشت و از تن و از سر گذشت

رفت و پنهان از نظر شد منظرش
تا که دیدی بر فراز نی سرش

دیدی اندر خون دو نیم است آفتاب
نیمه ای بر نیزه نیمی بر تراب

چون رسیدی در حریم قتلگاه
معجر دیگر به سر کردی ز آه

طاقت از کف داده و دل باختی
خویش را بر خاک و خون انداختی

یافتی قرآن حق را جزو جزو
جسم خونین پدر را عضو عضو

یوسفت در بین گرگان مانده بود
جسم ثارالله عریان مانده بود

بر زیارت کردن سبط رسول
چون نبودت مهلت اذن دخول

زان زیارت در فضا هنگامه شد
پاره های دل زیارت نامه شد

پیکری دیدی ولیکن سر جدا
جمله اعضایش ز یکدیگر جدا

زان تن پامال اثر باقی نبود
سینه و پشتی دگر باقی نبود

چار سویش حجلۀ خون بسته بود
استخوان در استخوان بشکسته بود

در وداع سینه سوز خویشتن
دست بردی زیر آن خونین بدن

تا گرفتی آن تن صد چاک را
سوخت آهت خیمۀ افلاک را

زخم هایش بوسه باران ساختی
مرحمی بر جسم عریان ساختی

روح بی تابت ز نو در تب نشست
خاک و خون زان بوسه ات بر لب نشست

خاک مقتل شد ز اشک تو خجل
تا سرودی این سخن از سوز دل

این بیابان گر شود از شب سیاه
بر که آرد دخترت بابا  پناه؟!

(این بیابان جای خواب ناز نیست
ایمن از صیاد تیر انداز نیست)1

ماه محمل باز انجم را بخوان
"شیعتی مهما شربتم" را بخوان

ای تجلای حرم نور خیام
چلچراغ کوفه و قندیل شام

سوخت این جا از غمت کلک و کلام
عمه جان بر روح والایت سلام

×××
1-حجت الاسلام نیّر تبریزی


*****************************

سید رضا مؤید
مدح و مصائب


ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود
بر چهره اش ز عصمت و عفت نقاب بود

پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه
آیینۀ تمام نمای رباب بود

نامش که بود آمنه مادر سکینه خواند
کآرام بخش جان و دل مام و باب بود

پیوند بست عشق حسین و رباب را
یعنی سکینه حاصل این عشق ناب بود

این دختر حسین به میدان کربلا
با دختر بزرگ علی هم رکاب بود

در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت
گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود

او را اگر حسین به همراه برده است
نِی حُسن اتفاق که یک انتخاب بود

در پاسخ عطش زدۀ نوگلان عشق
آب ار نداشت دامن او پر گلاب بود

لب های خشک و تشنۀ او را به هر سوال
یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود

می کرد ناله اش جگر سنگ را کباب
از بس دلش ز آتش غم ها کباب بود

دشمن اگر چه معجر او برده است باز
در پردۀ جلال خدا در حجاب بود

از یاد قتله گاه و شهیدان سر جدا
نقش ضمیر او شب و روز التهاب بود

در یاد داشت آن شب و روزی که از عطش
طوفان خیمه زمزمۀ آب آب بود

در یاد داشت آن شب و روزی که اصغرش
از آب و شیر مانده و در پیچ و تاب بود

در یاد داشت آن که رخ شیرخواره را
آهسته بوسه می زد و او گرم خواب بود

در یاد داشت آن که به مقتل دوید و دید
خورشید پاره پاره به روی تراب بود

آن ناز پروریدۀ دامان افتخار
کی جای او خرابه ی شام خراب بود

در آفتابِ گرمِ بیابانِ راه شام
سرهای روی نیزه سرش را سحاب بود


*****************************

یوسف رحیمی

دلش را داد دست آسمان ها
که نامش زنده مانده در زمان ها
بده یک جرعه از صبر سکینه
خداوندا به ما در امتحان ها

*****************************

غلامرضا سازگار
مدح و وفات

ای چشم حسین بر جمالت
وی مظهـر فاطمـه، جلالت
تعظیم کمـال بــر کمـالت
تحسین رسول بر خصالت

بر قلب پدر سکینه‌ای تو
در بیـت ولا امینـه‌ای تو

تـو سـوره نـور اهل‌بیتی
تو شادی و شور اهل‌بیتی
در سینه سـرور اهل‌بیتی
تو نخلـه طور اهل‌بیتی

تو دختر مــاه و آفتابی
آیینــه زینـب و ربابی

گل بر تو، گلاب بر تو نازد
عطشانـی آب بـر تـو نازد
آیـات حجـاب بر تو نازد
تنهـا نـه رباب بر تو نازد

حقـا کـه تو فخر عالمینی
ممدوحـه زینب و حسینی 

ای چشم حسین را نظاره!
بـر فاطمـه، زینب دوباره
فریـاد گلـوی پـاره پاره
وصف تو فراتر از شماره

تا حشر، سکینه ولایت
آرامـش سینـه ولایت

تو وجه خدای را گواهی
در قـلب پدر، شرار آهی
بیـن اسـرا چـراغ راهی
پیغــام ‌رسان قتلگاهــی

پیغامت از آن رگ بریده
تا حشـر قیامت آفریده

در فُلک ولا، سکینـه‌ای تو
راضیــه‌ای و امینــه‌ای تو
یک کرب و بلا مدینه‌ای تو
چون فاطمه بی‌قرینـه‌ای تو

تـو آیه حُسن ابتلایـی
قرآنِ شهیـدِ کربلایی

در مقتل خون چو پا نهادی
لب بــر گلـوی پدر نهادی
روی تـن پاکـش اوفتـادی
این گونه بــه مـا پیام دادی

ما عترت عصمت و حجابیم
در مـلک عفــاف آفتابیم

بــا آن همــه داغ بـی‌نهایت
مــی‌بود بـه محضـر ولایت
از بــردن چــادرت شکایت
ای شعلـه مشعــل هــدایت

توحید و کتاب زنده از توست
آیات حجـاب زنده از توست

در بحر عفاف، گوهری تو
بر فُلک کمـال، لنگری تو
هنگام خطابـه، حیدری تو
زیرا به حسین، دختری تو

تو سینهْ ‌سپـر به هر بلایی
تو یـاسِ کبـودِ کربلایـی

ای در نفست صدای زینب
در هر سخنت ندای زینب
هم‌سنگر و پا به پای زینب
مـرآت خـدا نمــای زینب

«میثـم» به ثنای تو چه خواند
هــر چنـد ز لب گهر فشاند


*****************************

غلامرضا سازگار
مدح و وفات

تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه ای
آیینه دار حُسن حسینی، سکینه ای
باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت
چون عمه ات به صبر نداری قرینه ای

در آسمان صبر فروزنده کوکبی
بین تمامی اُسرا رکن زینبی

دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است
فریاد کربلای حسینی به سینه است
در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا
ایثار و استقامت و ایمان گزینه است

هر چند درد و رنج اسارت کشیده ای
تو خصم را به بند حقارت کشیده ای 

روی تو آفتاب تماشای باب بود
آئینه تمام نمای رباب بود
در منطق تو معجزه نطق مرتضی
پیغام تو حیا و عفاف و حجاب بود

از سنگ و تازیانه که در شکوه نیستی
در قتلگه ز بردن چادر گریستی

در مجلس یزید که قلبت کباب بود
دیدی میان طشت طلا آفتاب بود
نامحرمت به دور و غمت بی حساب بود
بر چهره آستین و دو دستت حجاب بود

فریاد و آه و اشک و غم از گریه تو سوخت
حتی دل یزید هم از گریه تو سوخت

گاهی صدای گریه اصغر شنیده ای
گه ناله در شهادت اکبر کشیده ای
گاهی به روی خار مغیلان دویده ای
گه حنجر بریده به گودال دیده ای

در هر بلیّه حمد الاهیت بر لب است
الحق تو را مقاومت و صبر زینب است

ای یادگار فاطمه، ای دختر حسین
همگام زینبینی و هم سنگر حسین
در راه شام راهنمایت سر پدر
منزل به منزلی تو پیام آور حسین

هر خانه ای که هست رباب و سکینه اش
باشد صفای روضه شهر مدینه اش

تو مصحف حسین و بهشت است دامنت
بر صفحه جمال فروزنده احسنَت
پامال حرمتت شده از جور دشمنان
با تازیانه آیه نوشتند بر تنت

تو راز ناشنیده ز بابا شنیده ای
تو قاصد پیام گلوی بریده ای

ای پاکی و عفاف و حیا شرمسار تو
دشمن حقیر منزلت و اقتدار تو
پیوسته باد باغ شهادت بهار تو
تا روز حشر گریة "میثم" نثار تو

قلب حسین و چشم و چراغ مدینه ای
سر تا قدم جلال و وقار و سکینه ای



*****************************

پروانه نجاتی
مصائب

نشست مرد و به دامن گرفت دختر را
چشید طعم نفس های گرم مادر را

چگونه لب به وصیت گشاید او این دم
چگونه بار ببندد وداع آخر را

به چشم خسته ی او خیره می شود لختی
که بغض کرده گلو پاره های اصغر را

کشید دست به لب های خشک و لرزانش
و پاک کرد رَدِ اشک های پرپر را:

-اگرچه مایه ی آرامش پدر بودی
بیا و تجربه کن حس و حال دیگر را

رباب را به تو من می سپارم از امروز
غزل کن آتش آن خاطر مکدّر را

عمو نداشت، برادر نداشت، دشمن داشت
پدر، چگونه رها کرده بود دختر را؟


*****************************

شهید غلامعلی رجبی
زبان حال حضرت سکینه(س)

هر کسی گوشش به حرفای منه
دیگه از تشنگی فریاد نزنه‏

هر چی مرد تو ماها بود، فدا شده
بچه‏ها بابا دیگه تنها شده‏

بابای ما دیگه سقا نداره
بره آب برای ماها بیاره‏

من از این گوشه‏ی خیمه می‏دیدم
حرفاشو با قوم کافر شنیدم‏

بچه‏ها دست بابا خونی شده
گمونم شش ماه قربونی شده‏

عبا رو طوری رو اصغر کشیده
معلومه خیلی خجالت کشیده‏

به خون فرق داداش اکبرمون
به تمام گل‏های پرپرمون‏

دیگه از خیمه‏ها بیرون نریزید
جلوی چشم بابا اشک نریزید

نذارید بابا خجالت بکشه
هر چه از دشمن کشیده بسشه‏


*****************************

علی انسانی
وداع

چرا بی یاری و بهرت دگر یاور نمی آید
به دُنبالت کسی جُز اشک هر دختر نمی آید

ازین راهی که داری پیش رو لَرزد دلم، دیدم
که هر کس می رَود در خیمه ها دیگر نمی آید

علمدار تو کو، اکبر چه شد، قاسم کجا رفته؟
هزاران لشکر آن سو بهر تو لشکر نمی آید

به جان کی قسم دادی که عمّه در حرم برگشت
به دنبال برادر از چه آن خواهر نمی آید

تو روی دختر مسلم ببوسیدی و، من دیدم
مرو دختر نبوسیده مرا باور نمی آید

ز ضعف و تشنگی حرفی به لب دارم، ولی افسوس
لبانم می خورد بر هم، صدایم در نمی آمد



*****************************

سید جواد مظلوم پور
زبان حال حضرت سکینه(س)

بی گل رویت پدر از زندگی دل برگرفتم
دست شستم از دو عالم چون ترا در بر گرفتم

یاد داری قتلگه نشناختم جسم شریفت
خم شدم بابا نشانت را ز انگشتر گرفتم

هر چه کردم جستجو انگشت و انگشتر ندیدم
پس سراغ حضرتت از عمّه مضطر گرفتم

در مقام قرب بودم مات جسم چاک چاکت
تا برای شیعیان پیغام زان حنجر گرفتم

سوختم آتش گرفتم چون شنیدم ناله تو
ز اولین پیغام تو دستور تا آخر گرفتم

داشتم می مردم از غم در کنار کشته تو
لب بر آن حنجر نهادم زندگی از سر گرفتم

بر تن آزردهٔ من بوسه می زد تازیانه
من برای توشهٔ ره بوسه زان پیکر گرفتم

بس که سیلی زد عدو در راه وصلت بر رخ من
صورتم نیلی شده سنّت ز نیلوفر گرفتم

خواهر کوچک ترم چون دید رأست در خرابه
داد جان در پیش رویم من غمی دیگر گرفتم

خوش به حال او که جان را کرد قربان سر تو
من گران جانم که ماندم قبر تو در بر گرفتم

این من و این جان ناقابل فدای خاک کویت
تا نپنداری که جز تو مونس دیگر گرفتم

مجلس نامحرمان دیدی مرا بازوی بسته
آستین را پیش رویم همچنان معجر گرفتم

خوب می خواندی تو قرآن ای فدای اشک چشمت
تا میان طشت زر بودی تو، من آذر گرفتم

ای پدر بعد از تو من دیگر نخواهم زندگی را
مرگ را زین زندگانی ای پدر خوشتر گرفتم


*****************************

علی اكبر لطیفیان
زبان حال حضرت سکینه(س)

هجران بهانه ای ست برای وصال ها
بهتر شده ست از بركات تو حال ها
از یاد رفته است جراحات بال ها
با عمه راحت است تمام خیال ها

عمه نگو كه فاطمه ی كربلا بگو
عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو

بابا سلام عمه رسیده بلند شو
از احترامِ قدِّ خمیده بلند شو
با گردن بریده بریده بلند شو

عمه اگر شكسته شده قد كمان شده
چون میهمان مجلس نامحرمان شده

دائم پیِ گذشتنِ از جان خویش بود
مأمور حفظ جان امامان خویش بود
زینب ولیك حیدر میدان خویش بود
گرم طواف قاری قرآن خویش بود

صد كربلا پس از تو بلا دیده ایم ما
صد فاجعه به شام بلا دیده ایم ما

با آه خویش كرب و بلا را مهار كرد
خیلی برای پرچم اسلام كار كرد
ما را خودش به ناقه ی عریان سوار كرد
باید به عمه هر دو جهان افتخار كرد

عمه چه عمه ای! همه مدیون عمه ایم
ما زنده ایم اگر همه ممنون عمه ایم

سخت است فقط بال زدن پر نداشتن
خواهر شدن به شرط برادر نداشتن
حیدر شدن به قیمت لشگر نداشتن
كوچه به كوچه رفتن و معجر نداشتن

كوفه برای او تب و تابی درست كرد
با آستین پاره حجابی درست كرد

یادم نمی رود كه به هنگام رفتنت
كردی نوازشم پدرانه به دامنت
آتش گرفت صورتم از بوسه دادنت
هِی بوسه می زدم به لب و دور گردنت

رفتی و بعد خسته و بی حال دیدمت
رفتی و بعد از آن تهِ گودال دیدمت

بر سینه ات نشست و شكست استخوان تو
با قتلِ صبر كشته شدی و به جان تو-
سوگند به این كه خواهر قامت كمان تو

زد ناله با نوای حزین ای برادرم
صورت به خاك دادی و ای خاك بر سرم!

وقتی كه نیزه در گلویت كرد وای وای!
با پای خویش پشت و رویت كرد وای وای!
با خاك گرم رو به رویت كرد وای وای!
از پشت پنجه بین مویت كرد وای وای!

آن لحظه ای كه دور و برِ تو سپاه بود
چشمت درست رو به روی خیمه گاه بود

خیلی دلت شكست علی اكبرت كه رفت
خیلی دلم شكست علی اصغرت كه رفت
نزدیك بود عمه بمیرد سرت كه رفت
انگشت تو بریده شد انگشترت كه رفت

با سنگ و نیزه بین تو و خیمه سد شدند
ده اسبِ تازه نعل به نعل از تو رد شدند

ای وای از اسیر شدن كو به كو شدن
از خجلت و غریب شدن سرخ رو شدن
با مردم محله چنین رو به رو شدن
این است آخر عاقبت بی عمو شدن

دلواپسیِ دختر زهرا ز حد گذشت
خیلی به عمه ام سر بازار بد گذشت

پس داده اند پیرهن پاره پاره را
رخت مرا لباس تو را گاهواره را
آورده است عمه سر شیرخواره را
گوشش نكرده است كسی گوشواره را

ما از غم فراق گرفتارتر شدیم
وقتی رقیه رفت عزادارتر شدیم


*****************************

علی انسانی
وداع

ای رویِ تو روز و مویِ تو چون شب من
بر سوز دلت سوخت دلِ مركب من
از بابِ جگر سوخته ات بوسه مخواه
ترسم كه بسوزد رُخ تو از لبِ من


*****************************

یوسف رحیمی
وفات
در جمع ملائک مقرب هستی
از روز ازل فاطمه مذهب هستی
شد محو جمال کبریایی جانت
محبوب دل حسین و زینب هستی

×××

ای دختر بی قرینه‌ی ثارالله
آرام و قرار سینه‌ی ثارالله
در صبر و شکوه و استقامت، یکتا
آئینه‌ی حق! سکینه‌ی ثارالله

×××

با ناله‌ی یا حسین بی تاب شدی
از داغ لب تشنه او آب شدی
با زمزمه های «... أو سَمِعتُم بِغَریب ...»
یک عمر تو روضه خوان ارباب شدی

×××

*. حضرت سکینه سلام الله علیها می فرماید:
(روز عاشورا) وقتی پیکر پدرم را در آغوش گرفتم،
از حلقوم بریده اش این ندا را شنیدم که می فرمود:

شیعتی ما ان شربتم ماء عذبٍ فاذکرونی
او سمعتم بغریبٍ او شهیدٍ فاندبونی

شیعیان من! هر زمان که آب گوارایی نوشیدید، مرا به یاد آورید
و اگر سرگذشت غریب و شهیدی را شنیدید، بر من بگریید!
(مصباح، کفعمی، ص 376)



موضوعات مرتبط: وفات حضرت سکینه(ع)
[ 21 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار تاجگذاری حضرت ولی عصر (ع)

قاسم نعمتی

تاج امامت است به روی سر شما
خیل ملائکند به دور و بر شما

قربان چهره ات که تجلی مصطفاست
قربان آن صلابت چون حیدر شما

ای کاش صبح روز ظهورت صدا کنند
نام مرا عزیز خدا؛ یاور شما

در زیر طاق صحن گوهرشاد حاضر است
از بهر خطبه خوانی تان منبر شما

نفرین فاطمه شده صدشکر مستجاب
لبخند آمده به لب مادر شما

آقا دعا کنید که در زندگی مان
باشیم ای ذخیرۀ حق یاور شما

ای چشمۀ زلال الهی ظهور کن
ماتشنه ایم، تشنه لب کوثر شما

فرموده ای که الگوی من مادر من است
با این حساب فاطمه شد رهبر شما

کی ریشه کن کنی تو تبار یهود را
ای جان فدای طنتنه ء خیبر شما

بیرون بکش زخاک دوتا غاصب فدک
این انتقام گشته به حق باور شما

روز ظهور نعره زنی جدی الحسین
کرببلاست چون هدف آخر شما

********************

مهدی مقیمی

شام فراقت از شب یلدا درازتر
وین قصۀ تو از همه پر سوز و سازتر
صبح ظهورِ این شب یلدای انتظار
تک پرچم تو از همه در احتزازتر
یلدایِ انتظارت اگر با تو سر کنم
صبح ظهورت از همه ام سرفرازتر
دورِ همیم و نام تو نُقل دهان ماست
نام تو می برم که تویی چاره سازتر

لبخند ، بی تو بر لبمان وا نمی شود
یلدا بدون یوسف زهرا نمی شود

امسال جشنمان گره خورده به نام تو
دلهای ما کبوتر بی بالِ  بام تو
این روزها  سخن همه جا از حضور توست
بر پاست جشنها همه با احترام تو
کافیست ، لب به مدح و سلام تو واکنیم
تا بشنویم زود ، جواب سلام تو
امشب تمام سفرهء ما غرق روزی است
از بس که پشت ماست دعای مدام تو

آقا تویی که حافظ ایرانمان شدی
امشب چه خوب شد که تو مهمانمان شدی

آقا طلوع صبح امامت مبارکت
برمسند امامت ، اقامت مبارکت
این قلبها همه به هوای تو می تپد
بر قلبهای شیعه زعامت مبارکت
این واژهء امام که میراث مرتضاست
گردید اضافه اول نامت مبارکت
سینه به سینه گشت و کرامت به تو رسید
میراث عشق و لطف و کرامت مبارکت

دنیای تارِ چشم مرا پر ز نور کن
عجِل علی ظهورکَ آقا ظهور کن


********************

یوسف رحیمی

تا چند پی نام و نشانی باشیم
یا در طلب جهان فانی باشیم

حالا که رسیده وقت بیعت با عشق
عشق است که صاحب الزمانی باشیم

********************

غلامرضا سازگار


سامره امشب تماشایی شده
جنت گل هـای زهرایی شده

لحظه لحظه، دسته دسته از فلک
همچو باران از سمـا بارد ملک

می زنند از شوق دائم بال و پر
در حضـور حجت ثانـی عشر

ملک هستی در یم شادی گم است
بعثت است این، یا غدیر دوم است

یوسف زهرا بـه دست داورش
می نهد تاج امـامت بـر سرش

عید «جاء الحـق» مبارک بر همه
خاصـه بـر سـادات آل فاطمه

عید آدم عیـد خاتم آمده
عید مظلومـان عالم آمده

عید قسط و عید عدل و دادهاست
لحظه هـایش را مبـارک بادهاست

عیـد قرآن، عید عترت، عید دین
عیــد زهـرا و امیــرالمؤمنین 

عیــد یــاران فداکار علی است
عید محسن، اولین یار علی است

عیــد فتـحِ «میثـم تمار»هاست
عید عمرو مالک و عمارهاست

عید مشتاقان سرمست حسین
عید ذبح کوچک دست حسین

عید باغ یاسمن های کبود
عید شادیِ بدن های کبود

عید سردار رشیـد علقمه
عید سقـای شهیـد علقمه

عید ثـارالله و هفتـاد و دو تن
عید سربازان بی غسل و کفن

عید هجــده آفتـاب نـوک نی
کرده نوک نی چهل معراج طی

عید طاهـا عید فرقان عید نور
عید قرص مـاه در خاک تنور

عید عزت عیـد مجد و افتخار
عید مردان بـــزرگ انتظـار

آی مهدی دوستـان! عید شمـاست
این شعاع حسن خورشید شماست

آنکـه باشـد عـدل و داد حیدرش
حـق نهـد تـاج امـامت بر سرش

وعده فیض حضور آید به گوش
مـژده روز ظهـور آیـد به گوش

تا کنـد محکـم اسـاس کعبه را
 کعبـه پوشیـده لبـاس کعبــه را

می کشد چون شیر حق از دل خروش
می رســد از کعبــه آوایش بـه گوش

می برد از دل شکیب کعبه را
می کشد اول خطیب کعبه را

روی او آیینه روی خــداست
پشت او محکم به نیروی خداست

پیش رو خوبان عالم، لشکرش
پشت سر دست دعای مادرش

بـر سـرش عمـامه پیغمبر است
ذوالفقارش ذوالفقار حیدر است

پرچمش پیراهـن خـون خداست
نقش آن رخسار گلگون خداست

رشته هایش از رگ دل پاک تر
از گل پرپر شده صـدچاک تر

حنجـر او نینـوای زینبین
نعرۀ او «یا لثارات الحسین»

اشک چشمش خون هفتاد و دو تن
چهره: تصویـر حسین است و حسن

خیمـه اش آغـوش حی دادگر
مقدمش چشمِ قضا، دوش قدر

عدل از نـور جمـالش منجلی
پــایتختش کوفـه مـانند علی

آسمـان پروانـه ای دور سرش
خلق پندارند خود را در برش

آسمان چـون حلقه در انگشت او
ملک امکان قبضه ای در مشت او

فـرش راه لشکـرش بــال ملک
جــای سم مـرکبش دوش فلک

مکـه را بستانـد از نـا اهل هــا
بشکند پیشانـی از بوجهل هــا

شیعه گردد حکمران در آب و گل
کــوری این بازهـای کــور دل

عیــد موسا و عصا و اژدهاست
عید مرگ فرقۀ باب و بهاست

ای امـام عصـر عاشورائیـان
ای امیــد آخـر زهرائیــان

ای به عهد مهدویت مهـد مـا
ای نفس هایت دعای عهد ما

عمر ما بی تو بـه سـر آمـد بسی
ای پنـاه شیعـه تـا کی بیکسی

تـو بـه ما بینایی و ما از تو کور
تو به ما نزدیکی و ما از تو دور

ای ز چشـم مـا به ما نزدیک تر
تـا دل دشمـن شـود تاریک تر

چند میثم با تو نزدیک از تو دور؟
سیـدی مـولایی عجـل لظهـور!
 


********************

رضا باقریان

آقا مبارک است رَدای امامتت
ای غایب از نظر به فدای امامتت

می خواستند حق تو را هم قضا کنند
کَذاّبها کجا و عبای امامتت

ما زنده ایم از برکات ولایتت
ما عهد بسته ایم به پای امامتت

از روز اولی که رسیدیم زین جهان
گشتیم آشنا به صدای امامتت

این روزها هوای تو را کرده ام بیا
ماییم یاکریمِ هوای امامتت

آقا بیا تقاصِ شهیدان به پای توست
آقا فدای کرببلای امامتت

تا روزِ بازگشتِ تو سیدعلی شده
پرچم به دوش، زیرِ لوای امامتت


********************

سید محمد میرهاشمی

یک شب که عشقت باز از دل درگذر شد
نام تو را بردم پیاپى تا سحر شد
تا صبحدم آن شب به یادت گریه کردم
هر قطره اشکم در پى تو در سفر شد
قابل نبودم تا جمالت را ببینم
امّا قسم بر تو که شوقم بیشتر شد
شد علّت دورى من از تو، عُیوبم
دل مبتلا هر روز بر عیب دگر شد
هر بار آهم شد مؤثّر بر دل تو
کار بدى کردم که آهم بى‌اثر شد

خود واقفم یارى ز من بدتر ندارى
دست ولایت از سر من بر نداری

زاده شدم تا با غم خوبان بمیرم
زشتم، به پایت، خوبتر از جان بمیرم
خواهم به محرابم به هنگام نمازم
یا در تلاوت کردن قرآن بمیرم
من دوست دارم در میان شورِ یاران
با ذکر نامت در صفِ خوبان بمیرم
آلوده باشد دیده‏ام اما مدد کن
در موقع جان دادنم گریان بمیرم
سلطان عشق آید به بالینم بگوید
خوش‌آمدى، با دیدنش عطشان بمیرم

من دوست دارم مرگ را با دیدن تو
هر غصّه را با لحظه‏اى خندیدن تو

من دوست دارم تا حضورت را ببینم
مستى ایّام ظهورت را ببینم
اى عابر پس کوچه‏‌هاى دل کجایى؟
خواهم متانت در عبورت را ببینم
عالم اگر ظلمت شود باکى ندارم
اى فاطمى سیرت چو نورت را ببینم
من دوست دارم در شعاع نورِ پاکت
سرخوردگى خصم کورت را ببینم
منّت‌کش عالم نگردم لحظه‏اى من
در خانه‌ی دل گر حضورت را ببینم

اى حاضر و ناظر به اعمالم، کجایى؟
گریه مکن دیگر به افعالم، کجایى؟

اى گمشده در کوچه‌هاى غفلت دل
اى گوهر نشناخته در حیرت دل
اى سفره‌دار آفرینش؛ بی‌نگاهت
شد رزق ما محدود؛ رفته برکت دل
حاصل ندارد بى‌تو عمر نوح کردن
نسیان تو اى بهترین، شد آفت دل
ما را براى انتظارت آفریدند
ممزوج شد با انتظارت فطرت دل

جانا به راه عشق تو، ایمان ببازیم
یادى ز ما کن تا بیادت جان ببازیم

اى آیه‌‏ها صبح و مساء در انتظارت
قرآن؛ مناجات و دعا در انتظارت
خلق خدا چشم انتظارانِ ظهورت
تنها نه خلقى که خدا در انتظارت
دست خدا؛ دیگر به‌در از آستین شو
اى ذوالفقار مرتضى در انتظارت
اى ذرّه‏هاى آفرینش بى‌قرارت
مروه؛ صفا؛ زمزم؛ منا در انتظارت
کو پرچم هل من معین آل زهرا؟
اى سرزمین کربلا در انتظارت

اى یوسف کنعانى زهرا کجایى؟
موعود کعبه؛ منجى دلها کجایى؟

اى شارع احکام دین برگرد برگرد
اى رشته‌ی حبل‌المتین برگرد برگرد
دریاب گمراهانِ در عصیان فنا را
اى رهنماى متّقین برگرد برگرد
گلشن؛ کویر غفلت از یاد تو گردد
اى لاله‌ی صحرا نشین برگرد برگرد
آید به گوش از کربلا شبهاى جمعه
آواى بانویى حزین برگرد برگرد
ذکر شهید کربلا این بود وقتى
افتاد از زین بر زمین، برگرد برگرد
برگرد تا خون شهیدان زنده گردد
برگرد تا شیعه به دوران زنده گردد

گویند مى‏آیى ولى مُردیم، بازآ
در شام هجران تو افسردیم، بازآ

بى‌تو صفا از زندگى‏ها رخت بسته
از دل طراوت رفت، پژمردیم، بازآ
عشق على و شیعه‏گى جرم است، آرى
ارثِ غریبى از على بردیم بازآ
طعنه‏کِش ایّام هجران تو گشتیم
ما خونِ دل در خونِ دل خوردیم، بازآ
بشنو تمناى دل بیچارگان را
گرچه تو را صد بار آزردیم، بازآ

ما مُجرمیم امّا تو خوب و با گذشتى
دیدى بدى از ما فزون؛ امّا گذشتى

نور خدایى تو؛ به بدخواه تو لعنت
بدرالدّجایى تو؛  به بدخواه تو لعنت
سر تا قدم تصویر قرآن خدایى
شمس‌الضّحایى تو؛ به بدخواه تو لعنت
هر جا که هستى؛ جانِ ما؛ جانت سلامت
اصلِ بقایى تو؛ به بدخواه تو لعنت
بین قنوتت یک دعا بهر گدا کن
روح دعایى تو؛ به بدخواه تو لعنت
بر سرزمین قلب عشّاق حسینى
فرمانروایى تو؛ به بدخواه تو لعنت

اصلِ ولایت در وجودت منجلى شد
لعنت به هرکس مُنکرِ آل على شد

بگذار تا چشم انتظار تو بمانم
بگذار من هم بى‌قرار تو بمانم
جان را به کف بنهاده و سوى تو آیم
اذنم بده تا جان‏نثار تو بمانم
جانم سپر گردد تو را در هر بلایى
گردم فدایى؛ پاى کار تو بمانم
ننگت نباشم؛ گُل شوم بر سینه‌ی تو
تا زنده‏ام در انتظار تو بمانم

از حق بخواهم تا مرا پاکم نمایى
در کربلا با دست خود خاکم نمایى


********************

احمد ایرانی نسب

سپیده سر زد از بیت امام عسکری امشب
کرم می آید از سوی شما از هر دری امشب
ملائک گرم ذکر یا حسن هستند از ماتم
ولی روح پدر مشغول ذکر دیگری امشب
که ای جان پدر ، ای نور امیدم بیا بابا
که در روی تو میبینم جمال حیدری امشب
بیا ای منتقم چشم انتظارت حضرت زهراست
اجابت میشود گویا دعای مادری امشب
مگر تکرار میگردد به تو معراج پیغمبر
که حتی از پر جبریل هم بالاتری امشب

بیا که با قدم هایت بشر بیدار میگردد
بیا که بعثت پیغمبران تکرار میگردد

تداعی میکند لبخند تو لبخند زهرا را
جهانی چشم شد بیند مگر فرزند زهرا را
که او با ذوالفقار مرتضی از راه می آید
همان روزی که می بندد به سر سربند زهرا را
همه عالم شود دلداده ی روی درخشانش
که میبیند خدایا دلبر و دلبند زهرا را
تو در حصن دعای وان یکاد مادرت هستی
دگر چشمی نمیگیرد به تو ، این بند زهرا را

برای با شما بودن دلیل محکمی دارم
اگر باشی به روی زخم قلبم مرحمی دارم

برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد
زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد
چه رویی دلربا داری ، چه گیسویی رها داری
قیامت زودتر از موعدش این بار بر پا شد
شما صاحب زمان نه حضرت صاحب دلان هستی
که معنای حقیقی ولایت در تو معنا شد
چنان بنده نوازی میکنی کز مهر و احسانت
غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد
خدا را شکر ماهم نوکر این آستان هستیم
که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد

قلم بر دفترم چرخید نامت بر زبان آمد
کرامت کردی و بر پیکر این مرده جان آمد


********************


اسماعیل شبرنگ

ربیع آمده اما بهار من نرسید
به داد این دل سرگشته یار من نرسید

خداکند که بمیرم در این غروب غریب
از این که جمعه گذشت و نگار من نرسید

سوال می کنم از خود شبیه هفته ی قبل
چرا پناه دل بی قرار من نرسید؟؟

کنار منتظران زار می زنم...از بس
زمان سرشدن انتظار من نرسید

تمام ایل و تبارم فدای آمدنش
امید آخر ایل و تبار من نرسید

محرم وصفر دیگری گذشت اما
دوای زخم دل سوگوار من نرسید

خداکند برسد باخودش مرا ببرد
تمام سینه زنان را به کربلا ببرد


********************

سید هاشم وفایی

هر لحظه تو احوال مرا می بینی
آئینـــۀ اقبــال مرا می بینی
می میرم و زنده می شوم از خجلت
چون نامۀ اعمال مرا می بینی

***

ای جلوۀ نور سرمدی یا مهدی
گنجینۀ علم احمدی یا مهدی
هدیه به امامت تو ما آوردیم
صدباغ گل محمدی یا مهدی

***

برچینی بشکستۀ دل بند زدند
ما را به ولایت تو پیوند زدند
آغاز امامت تو گویی به بهشت
زهرا و علی ز شوق لبخند زدند


********************

محمود مربوبی

فوج مَلک دور و برش دارد نگارم
یک آسمان زیر پرش دارد نگارم

باید تمام عرشیان چاوُش بخوانند
تاج ولایت بر سرش دارد نگارم

صبرش علی، رویش حسن، خویَش حسینی ست
خُلقی چو جد اطهرش دارد نگارم

نامی دگر از حاتم طائی نمانده
از بس گدا در محضرش دارد نگارم

حتی منِ پیمان شکن را هم دعا گوست
الحق که ارث از مادرش دارد نگارم

از اولِ غیبت به شیعه بوده معلوم
فکری برای آخرش دارد نگارم

یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و
ششماهه طفل پرپرش دارد نگارم

وقت فرج، شمشیر حیدر را به دستی
قرآن به دست دیگرش دارد نگارم

کوری چشم دشمنان، لطفی مداوم
بر این نظام و رهبرش دارد نگارم


********************

یوسف رحیمی

تسبیح زمین و آسمان: یا مهدی
ذکر همه ی فرشتگان: یا مهدی
حالا که رسیده روز بیعت با عشق
لبیک بگو از دل و جان!: یا مهدی


********************

سید هاشم وفایی

در دست امام ما زمام عصر است
از حضرت او به پا قوام عصر است
تبریك به شیعیـان عـالـم گــوئید
آغــاز امــامت امــام عصر است


********************

غلامرضا سازگار


قیامتـی است گمانم قیامت مهدی است
جهـان محیط وسیع کرامت مهدی است
زمان زمان شروع زعامت مهدی است
غدیـر دوم شیعـه، امـامت مهدی است

همه کنیـد قیـام و همـه دهید سلام
امـام کـل زمان‌ها دوباره گشت امام

بشـارت آمـده بهـر بشـر مبارک باد
شب فراق سحر شد، سحر مبارک باد
بهشت وصل خـدا را ثمر مبارک باد
بـرای منتظـران این خبر مبارک باد

خطاب نـور همه آیه‌های نصر شده
ولـیِّ عصـر، دوباره ولیِّ عصر شده

خطاب حضرت معبود را بخوان با من
پیام قاصـد و مقصود را بخوان بـا من
بیــا ترانـۀ داوود را بخـوان تـا مـن
سرود مهـدی موعود را بخوان با من

دوبـاره آیـه جاء الحق آشکار شده
به یمن وصل، همه فصل‌ها بهار شده

ز تیرگـی چـه زیان کوه نور نزدیک است
رهی که بود به چشم تو دور، نزدیک است
فـراق رفتـه و فیض حضور نزدیک است
الا تمامــی یــاران! ظهـور نزدیک است

فـرار ابـر و رخ آفتــاب را نگــرید
سراب‌هـا همـه رفتنـد، آب را نگرید

بشارت ای همه یاران که یار می‌آید
نویــد رحمـت پــروردگار می‌آید
محمـد از طــرف کوهسـار می‌آید
علی گرفته بـه کف ذوالفقار می‌آید

دعـای عهد و فرج را همـه مرور کنید
سلام تازه بر آن تک سوار نور می‌آید

ز مکـه سر زده صبح قیام ابراهیم
رسد بـه عالـم هستی پیام ابراهیم
امـام عصر که بر او سـلام ابراهیم
قیـام کــرده، کنـار مقـام ابراهیم

حـرم رسانه آوازه «انـا المهدی» است
چهان پر از سخنِ تازه «انا المهدی» است

جهانیان! همـه جا در کنار یار کنید
دل خـزان زدۀ خویش را بهار کنید
یهودیـان همه جا در شرارِ نار کنید
الا تمامــی وهابیــان فــرار کنید

رها کنیـد حرم را، حرم، دیار علی است
به دست مهدی موعود، ذوالفقار علی است



********************

غلامرضا سازگار


همه جا پر از این خجسته نداست
نُه ماه ربیع عید خداست
عید کل ذراری زهرا
عید لبخند سیدالشهداست

عید لطف و کرامت مهدی است
که طلوع امامت مهدی است

عیدِ بر روی حق تبسم ماست
ذکر یابن الحسن تکلم ماست
عید اکمال دین شده تکرار
بلکه عید غدیر دوم ماست

فتح قرآن و دین مبارک باد
عید مستضعفین مبارک باد

ای به دستت نظام یا مهدی
دولتت مستدام یا مهدی
به ائمه به انبیاء تبریک
که تو گشتی امام یا مهدی

از تو قانون عدل پاینده است
به تو این موهبت برازنده است

ای دو عالم یم کرامت تو
فتح پیغمبران امامت تو
دست حق خلعت امامت را
دوخته از ازل به قامت تو

به قیامت قسم قیامت کن
پسر فاطمه امامت کن

دیده ها روشن از تجلّایت
سینه ها جنت تولایت
لب ختم رسل دعاگویت
چشم زهرا به قد و بالایت

که جهان را محیط نور کنی
کعبه را روشن از ظهور کنی

غایبی و زعامتت پیداست
پشت ابری کرامتت پیداست
معنی انسجام اسلامی
در طلوع امامتت پیداست

مانده چشم مسیح منتظرت
تا بخواند نماز پشت سرت

خیرمقدم که دیده خانۀ توست
هر چه دل هست آشیانۀ توست
ذوالفقار علی به قبضۀ مشت
پرچم کربلا به شانۀ توست

بر تنت جامۀ رسول خداست
در رگت خون سیدالشهداست

قلب یاسین و زاریات تویی
روح طاها و محکمات تویی
پدر آدم و بنی آدم
پسر طور و عادیات تویی

ناشر رایة الهدایی تو
به خدا حجت خدایی تو

به دو عالم نظام کیست تویی
به عدالت قوام کیست تویی
به جهان ها ولیِ قائم امر
به زمان ها امام کیست تویی

تو، به هر عصر، تو حجة اللهی
تا قیامت بقیة اللهی

روح بخش مسیح ها دم توست
هر کجا عالمی است عالم توست
یوسفا همچو دیدۀ یعقوب
کعبه چشم انتظار مقدم توست

چه شود میثمت دُر افشاند
در حضورت قصیده ای خواند


********************

رحمن نوازنی

در ربیع شادمانی با خدا
می نویسم شعر لبخند تو را

می نویسم با بهشتی از سرور
با قلم هایی که دارد رنگ نور

ای ربیع آرزوهایم سلام!

برگ سبز گفتگوهایم سلام!

ذکر ما را با حضورت دم بده
مژدگانی های ما را هم بده

مژدگانی هایی از جنس حضور
مژدگانی های ایام سرور

اول از مدح تو می نوشم عسل
کوزه ای از دست کندوی ازل

آب زمزم را تو شیرین کرده ای
کام آدم را تو شیرین کرده ای

آسمان با نور تو تزیین شده
با قدم هایت زمین سنگین شده

ای تپش های زلال آسمان
زندگی بی زوال آسمان

جانشین مطلق آئینه ها
ای امام جمعه ی آدینه ها

بعد بسم الله رحمان رحیم
نام تو برده است موسای کلیم

خلوت سجاده های انبیاء
گرمی حال و هوای انبیاء 

می وزی مثل نسیمی کو به کو
با صدای دل نواز هو و هو

می وزی و دشت را پر می کنی
خارها را می بری حر می کنی

راستی روز نهم عید شماست
روز خوشحالی خورشید شماست

تو که خوشحالی! خدا خوشحال تر
فاطمه با مصطفی خوشحال تر

ای ربیع شادمانی ها سلام
عید اهل آسمانی ها سلام

باید این جا سنگ بردارد غزل
تا بکوبد بر رخ لات و هبل

سنگ بر پیشانی شیطان بزن
یک قدم در حج مظلومان بزن

آری احساس برائت می کنم
چون ولایت را قرائت می کنم

با تولی می شوم مرغ سحر
با تبری می پرم من بیشتر

با تولی می شوم مثل بلور
با تبری می رسم تا پای نور

با تولی سرمه می سایم به چشم
با تبری خوب می آیم به چشم

گفته بودم سنگ بردارد غزل
تا بکوبد بر رخ لات و هبل

من چه گویم که خدا فرموده است
در بیان شأن شان "بل هم ازل"

کیست "شر" جز منکر فضل علی
کیست جز مولای ما خیر العمل!

گندم از گندم بروید جو ز جو
این هم از آوردن ضرب المثل

هر که با آل علی شد رو به رو
زیر و رو شد، زیر و رو شد، زیر و رو  ...



********************

غلامرضا سازگار

جهان محیط وسیع عنایت است امروز
وجود، مرکز نور هدایت است امروز
عطا و جود و کرم بی نهایت است امروز
دهید مژده که عید ولایت است امروز

خجسته باد به مستضعفین زعامتشان
که ثبت شد به کتاب خدا امامتشان

الا که قائم امر قیام شد مهدی
زمامدار به کل نظام شد مهدی
به خلق، رهبر والا مقام شد مهدی
امام بود و دوباره امام شد مهدی

کرامت و شرف و نصر ما مبارک باد
امامت ولیعصر ما مبارک باد

محیط سفرۀ گستردۀ کرامت اوست
پناه عالم هستی به ظلّ قامت اوست
امامت همه مستضعفین امامت اوست
"سلامت همه آفاق در سلامت اوست"

کرامتی که ز کف رفته باز، باز آرد
لوای حمد علی را به اهتزاز آرد

سلام گرم همه اولیا به جان و تن اش
که اوست شمع و دل انبیاست انجمن اش
شفای روح هزاران مسیح در سخنداش
شکوه احمدی و ذوالفقار بوالحسن اش

صلای عدل الهی به تازیانۀ اوست
لوای دولت مستضعفین به شانۀ اوست

نُه ربیع نخستین، نکوترین عید است
غدیر دوم پویندگان توحید است
بزرگ عید امامت بدون تردید است
ندای نصر من الله مهر تایید است

ترانۀ جرس از کاروان نور آید
ز جبرئیل امین مژدۀ ظهور آید

الا قیام قیامت به قامتت مهدی
حیاتِ عدل، محیط زعامتت مهدی
گرفته ملک جهان را کرامتت مهدی
خجسته باد مقام امامتت مهدی

الا ندیده، دل و دیده محو دیدارت
هزار یوسف مصری اسیر بازارت

امامت تو نوید نخست قرآن است
امامت تو کلید نجات انسان است
امامت تو امید همه امامان است
امامت تو کمال کمال ایمان است

امامت تو امید موالیان خداست
هماره آرزوی قلب سیدالشهداست

هزار موسی عمران مقیم طور تو اند
مقیم طور تو پروانه های نور تو اند
تمام خلق خداوند در حضور تو اند
هماره منتظر لحظۀ ظهور تو اند

به جمع منتظران چون علی امامت کن
قیام توست قیامت، بیا قیامت کن

تو آفتاب خدایی خدا نگهدارت
همیشه در دل مایی خدا نگهدارت
مدینه؟ کرب و بلایی؟ خدا نگهدارت
کنار قبر رضایی؟ خدانگهدارت

"تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد"
"وجود نازکت آزردۀ گزند مباد"

به تیغ عدل تو کاخ ستم خراب شود
تمام عالم، یکباره انقلاب شود
عدو در آتش بیداد خویش آب شود
دعای فاطمه یک روز مستجاب شود

چه می شود که شود از دعای مادر تو
دو چشم "میثم" تو جای پای لشگر تو



********************

وحید قاسمی


عالم امكان سراسر نور شد
شیعه بعد از سال ها مسرور شد

پور زهرا تاج بر سر می نهد
بر همه آفاق فرمان می دهد

حكم تنفیذش رسیده از سما
نامه ای با مُهر و امضاء خدا

می نشیند بر سریر عدل و داد
آخرین فرمانروای  ابر و باد

پادشاه كشور آیینه ها
تك سوار قصه ی آدینه ها

امپراتور زمین و آسمان
حُكمران سرزمین بی دلان

پهلوان نامی افسانه ها
تحت امرش لشگر پروانه ها

لشگری دارد بزرگ و بی بدیل
افسرانش نوح و موسی و خلیل

××× 

عرشیان و قدسیان فرمان برش
مردمان مهربان كشورش

ساحران مصر مبهوت اند و مات
از نگاه نافذ و افسون گرش

ساقیان و می فروشان جملگی
مست لایعقل شدند از ساغرش

عالمان حوزه های علم  عشق
درس ها آموختند از محضرش

نام های شاعران شیعه را
ثبت كرده ابتدای دفترش

×××

خیمه ای سبز و محقر قصر او
پایتختش شهر سبز آرزو

خادمان بارگاهش اولیاء
كاتبان نامه هایش اوصیاء

یوسف مصری سفیر دولتش
پیر كنعان هم وزیر دولتش

در حریمش قدسیان هو می كشند
فطرس و جبریل جارو می كشند

خیمه اش دارالشفای خاكیان
قبله گاه اصلی افلاكیان

عطر سیب و یاس دارد خیمه اش
گرمی و احساس دارد خیمه اش

بیرق عباس پیش تخت او
تكیه گاه لحظه های سخت او

چادری خاكی درون گنجه اش
گوشواری سرخ بین پنجه اش

نیمه شب ها عقده ها وا می كند
مخفیانه گنجه را وا می كند

بوسه باران می شود با شور و شین
گوهر انگشتر جدش حسین
 


********************

غلامرضا سازگار

جهان چو باغ دل شیعه، خرم است امشب
محیط نـور خدا ملک، عالم است امشب
سرور آل رســولِ مکــرّم اسـت امشب
امــامـت ولــی‌الله اعظــم است امشب

پیمبران خدا! عیدتان مبارک باد
تمامی شهدا! عیدتان مبارک باد

موالیـان ولایـت، ز جــا قیـام کنید
غدیـر دوم شیعه است، احترام کنید
نظـاره بــر ثمــر یــازده امام کنید

حضور حضرت مهدی همه سلام کنید؛

تمام ملک خدا شد ز نور، پوشیده
امام عصـر، لبـاس ظهـور پوشیده

دوباره بعثت نو در جهان شده تکرار
بهـار تـا به ابـد، جاودان شده تکرار
کمال دین به زمین و زمان شده تکرار
ولادتِ همـه پیغمبـران شـده تکرار

پر از فروغ ولایت شده تمامِ زمان
امام گشته به امر خدا، امامِ زمان

گرفته عید به ارض و سما، خدا، امشب
به خلق می‌دهد عیدی جدا جدا، امشب
الا تمــام امـامــان و انبیــا، امشب-
نظر کنید به سـرداب سامرا امشب؛

بـه روی منتقم آیت خـدا نگرید
فـراز شانـۀ او رایـت خـدا نگرید

شبِ ظهـور بـوَد، یـا قیامتِ کبراست؟
که عید منتقم خـون سیدالشهداست
به اولیـای خـدا، عید اولیای خداست
کسی که از همه خوشنودتر بوَد، زهراست

گشوده شیر خـدا بـاز، رایتِ ظفرش
مبارک است به زهرا و یازده پسرش

الا ظهـور تـو عیـد تمـام منتظران!
یگانـه مصلـح عــالم، امام منتظران
به لحظه‌های ظهورت، امامِ منتظران
به پیش روی تو بر پا، قیام منتظران

بیـا که عتـرت و قرآن در انتظار تواَند
شتاب کن که شهیدان در انتظار تواَند

خوش آن زمان که بوَد روی چشم ما قدَمت
مسیح از فـلک آیـد به شوق فیض دمت
بــود بــه دوش علمـدار کربـلا، عـلَمت
تمــام وسعـت مـلک خـدا شود حرَمت

بیا بیا که بر آری تو حاجتِ همه را
بر آر دست و بگیـر انتقامِ فاطمه را

تو چون رسول خداوند منجی بشری
تـو تیــر آخــرِ ذریــۀ پیـامبـری
تو دست عدل خداوندگار دادگری
تویی که منتظران را امام منتظری

قسم بـه ذات خداونـد حق‌تعـالایت
حسین، چشم گشوده به قد و بالایت

امـام عصـری و اعصار در زعامتِ توست
به حقِّ حق که امامت فقط امامتِ توست
کرم، گدای سـرِ سفـرۀ کــرامت توست
"سلامت همـه آفاق در سلامت توست"

هماره تو که بشر سر به سجده بگذارد
خـدا وجـود تـو را از بـلا نگــه دارد

زمان نویـد دهـد وصل یار، نزدیک است
رهـا شـدن ز شـب انتظار، نزدیک است
گذشته فصل زمستان، بهار، نزدیک است
طلیعـۀ فـرَجِ هشت و چـار نزدیک است

به صبحِ روزِ ظهـورِ امـام عصـر، قسـم
برآر دست و دعای فرج بخوان "میثم



********************


سیدمجتبی شجاع

شادی و شعف به جای غم می آید
رحمت عوض ظلم وستم می آید
ایکاش بگویند دراین عیدبزرگ
دارد پسرفاطمه هم می آید


********************

روح الله گائینی

امروز که شیعه به جهان در حصر است
بر عالمیان مژده ی فتح و نصر است
دانی که چرا شیعه سراپا شاد است
آغاز امامت امام عصر است


********************

محمد بختیاری

قسمتی از یك تركیب بند :

ای جبرئیل كاسه به دست عنایتت
خضر از قبیلِ منتظران هدایتت
ای چشمه‌های عقل تمام پیمبران
مبهوت وسعت نظر بی‌نهایتت
تقدیر خانواده‌ی سلمان این زمان
مدیون چتر بی‌حد و مرز حمایتت
آتشفشان حیله‌ی دجال‌های قوم
خاموش می‌شود به نسیم درایتت
ما در كنار لطف تو پهلو گرفته‌ایم
تا ناخدا شده خلف با كفایتت

مدح شما كجا و من بی‌زبان كجا
این شوره‌زار تشنه كجا آسمان كجا
 
تو آخرین تجلی الله اكبری
كاملترین پیاله‌ی ساقی كوثری
هر روز با عنایت باران دست خود
ما را به سوی عرش خداوند می‌بری
در كوچه‌های برفی تاریخ عاشقی
یك اتفاق تازه و یك عشق نوبری
ما با توكلِ به شما زنده‌ مانده‌ایم
تو اولین امیدی و امید آخری
سهم من از نسیم عبایت چه می‌شود
درمانده‌ام كه قسمت من را بیاوری

پژواك گریه‌های غم‌انگیز فاطمه
ای جلوه‌ی بهاریِ پاییزِ فاطمه

در بین ما نشسته‌ای و ما بدون تو
از كودكی كنار تو اما بدون تو
در طول خشكسالی فصل نبودنت
ماندیم دست‌خالی و تنها بدون تو
یك عمر در پی تو دویدیم و عاقبت
چیزی نصیب ما نشد آقا ، بدون تو
تا كربلا چگونه ؟ بیا و خودت بگو
پا می‌دهد پریدنم آیا بدون تو ؟
آخر به یاد اشك تو از دست می‌رود
این موج دل سپرده به دریا بدون تو

امشب كه بار عامِ همه خانه‌ی شماست
این روسیاه تشنه‌ی پیمانه‌ی شماست...



********************

غلامرضا سازگار

از همه سو می دمد، نور تجلّای تو
غایبی و عالمی است، محو تماشای تو

تا که نهم از شرف، پا به سر آسمان
کاش که می شد سرم، خاک کف پای تو!

روی به هر سو کنی، پای به هر جا نهی
در سر ما شور توست، در دل ما جای تو

سروقدان قائمند تا تو قیامت کنی
ای نگه فاطمه بر قد و بالای تو!

خیز و بر آر از جگر بانگ "اَنَاالمنتقم"
تا همگان بشنوند از حرم، آوای تو

زنده شود از دمت، روح هزاران مسیح
دل ببرد از کلیم، نطق دل آرای تو

از حرم فاطمه تا صف کرببلاست
چشم دو ششماهه بر قامت رعنای تو

موسی سینای جان، چهره عیان کن عیان
تا که شود عالمی طور تجلّای تو

آرزوی فاطمه بانگ "اَنَاالمهدی ات"
عقده گشای علی، دست توانای تو

آینه بگشا دمی تا که کند هر دمی
چارده آیینه نور، جلوه ز سیمای تو

"میثم" اگر می چکد، از نفسش شهد جان
میوه نخلش بود، شاخة خرمای تو


********************

غلامرضا سازگار

والطور دل به طور ولایش اقامت است
واللیل لیلۀ شرف است و کرامت است
والعصر عصر منزلت است و زعامت است
والشمس روز جلوۀ شمس امامت است

عید خدای عزّوجلّ عید احمد است
عیـد غدیـر دوم آل محمّـد است

عید صعود آدم و میلاد خاتم است
عید نزول حضرت عیسی ابن مریم است
عید ظهور منجی اولاد آدم است
یک عید نه، تجلی اعیاد عالم است

شب رخت بسته صبحدم نصر آمده
عیـد امــامتِ ولــیِ عصــر آمده

عید امید سلسلۀ انبیاست این
عید نزول مصحف نصر خداست این
ای اهل آسمان و زمین عید ماست این
مستضعفان به پیش! که عید شماست این

عالم به ظلِّ رایت توحید مهدی‌اند
اعیـاد مـا مقدمـۀ عید مهدی‌اند

مهدی که سکۀ ابدیت به نام اوست
مهدی که حکم آدم و خاتم پیام اوست
مهدی که آرزوی خلایق قیام اوست
مهدی که منجی بشریت نظام اوست

پیراهـن بلنـد امامـت بـه پیکـرش
شمشیر شیر حق به کف عدلْگسترش

بر اوج کائنات لوای گشاده‌اش
آزادگان به سلسله گردن‌نهاده‌اش
سرهای سرکشان به زمین اوفتاده‌اش
گویی که بسته کار فلک با اراده‌اش

هـر چند شهـر کوفـه بوَد پایگاه او
یک لحظه هست بر همه‌عالم نگاه او

او شهریار عالم و عالم حضور اوست
خورشید را بشارت صبح ظهور اوست
سروِ قد کلیم خدا، خم به طور اوست
نعش ستمگران همه فرش عبور اوست

بوجهل‌ها به چرخ کشد سر، خروششان
تبت یدا ابـی لهب» آید به گوششان

گیرید از جمال محمّد نشانی‌اش
بر تن چو انبیاست لباس شبانی‌اش
چشم زمین به شعشعۀ آسمانی‌اش
بر چهره بنگرند به سن جوانی‌اش

خوبان گرفته جان پی قربانی‌اش همه
پیران دهـر طفل دبستـانی‌اش همه

اوّل به کعبه عالمیان را صدا کند
خود را معرفی چو رسول خدا کند
با یک ندا قیامت کبری به‌پا کند
ملک حجاز را نفسش کربلا کند

باشد همـاره پشت سر او دعای ما
او پای کعبه روضه بخواند برای ما

آن روز روز عزّت و اقبال می‌شود
مفتوح، باب کعبۀ آمال می‌شود
با نطق او خطیب حرم لال می‌شود
روز ولایتِ علی و آل می‌شود

سـازد بـرای فتـح فراهـم زمینه را
تسخیر می‌کند به سپاهش مدینه را

بر تشنگان سقایت جام ولا کند
بعد از مدینه رو به سوی کربلا کند
ننگ بنی امیه همی بر ملا کند
نابودشان به تیغۀ شمشیرِ «لا» کند

دریا کند ز اشک مصیبت دو عین را
گیرد به دوش پرچم سرخ حسین را

ای آه سینه‌سوز علی ذوالفقار تو
ای آل فاطمه همه امیدوار تو
با یک نفس تمام خزان‌ها بهار تو
شمشیر انتقام تو چشم انتظار تو

یاصاحب‌الزمان به ظهورت شتاب کن
عالم ز دست رفت، تو پا در رکاب کن

باز آ که فتح با دم تیغت خدا کند
باز آ که شیعه در قدمت جان فدا کند
باز آی تا مسیح به تو اقتدا کند
تا کی تو را امام شهیدان صدا کند؟

بازآ که سینـۀ شهـدا بی‌‌قرار توست
بازآ که چشم فاطمه در انتظار توست

تو غایب استی و دل عالم اسیر توست
بالله قسم سلالۀ آدم اسیر توست
بیش از هزار سال محرّم اسیر توست
یک عمر طبع خستۀ «میثم» اسیر توست



موضوعات مرتبط: آغاز امامت امام زمان(عج)
[ 20 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

سرود آغاز امامت امام زمان (عج) بهمراه سبک اجرا

آغاز ولایت امام زمان )عج(

سرود

 

مبارکه امامتِ حضرتِ مهدی

به کامِ جانِ ، همه رسیده شَهدی

مبارکه امامتِ حضرتِ مهدی

جان به فدای طلعتت ، ای گل سرخ و یاسمن ، مولا مولا

بیا بیا ای حجت ، ثانی عشر یابن الحسن ، مولا مولا

یابن الزهرا ، بیا یابن الزهرا

******

خوانم دمادم ، به عشق و شور و آوا

اللهم عجّل ولیک الفرج را

پر از سیاهی ، شده تمام دنیا

بیا بیا ای ثمر عترت طاها

روزیِ چشم ما شود ، نظاره بر سوره‌ی نور ، ان شاالله

باید شویم چون شهدا ، زمینه ساز این ظهور ، ان شاالله

یابن الزهرا ، بیا یابن الزهرا

******

غرق تنفّر ، بُوَد دلم زِ اصنام

لعنتِ خلق و حق به دشمنان اسلام

می‌گیم دمادم ، با شهیدای گمنام

لعنتِ خلق و حق به دشمنان اسلام

می‌گیم همونی که امام خمینی یاد داده به ما ، با شهدا

با وحدت و با همدلی شعارِ مرگ بر آمریکا ، با شهدا

یابن الزهرا ، بیا یابن الزهرا

 

دریافت سبک




***********************************


آغاز ولایت امام زمان )عج(

سرود

 

پر میدم دلم رو تو هوای عشقت

داره میره عمرم پا به پای عشقت

عاقبت به خیری یعنی اینکه نوکر

بشه آخر آقا جونفدای عشقت

یه روزی منم ، میشم آقاجون ، فداییه راهت

میدونی که من ، می میرم آقا ، برانیم نگاهت

مگه چی میشه؟ درد من دوا بشه

مگه چی میشه؟ حاجتم روا بشه

مگه چی میشه؟ پای من به خیمه ی تو وا بشه

آقا یابن فاطمه برگرد امید همه

******

شب عیده و دل ترانه میخونه

حال امشبه من رو تب جنونه

شب تاجگذاری شب نورو شوره

ذکر کل ذرات صاحب الزمونه

سجده میکنه ، خونه ی خدا ، به خال سیاهت

دل بیقرار ، عمریه آقا ، مونده چش براهت

مگه چی میشه ؟باشیم از تو باخبر

مگه چی میشه؟ زود بیایی ازسفر

مگه چی میشه؟ که شب تیره ما بشه سحر

آقا یابن فاطمه برگرد امید همه

*****

همای خوشبختی رو سرم زد سایه

عشق حیدر واسم همه ی سرمایه

کوریه چشمای دشمنای کور دل

خدا مدح حیدر گفته آیه آیه

ضربان دل ، داره میخونه ، یاعلی یاحیدر

سرود لبه ، منه دیونه ، یاعلی یاحیدر

مگه چی میشه؟ بگیرم بازم بها

مگه چی میشه؟ با دم یامرتضا

مگه چی میشه؟ بیام آقاجون من ایوون طلا

میگم بی حد و عدد مولا یاعلی مدد

 

دریافت سبک




*********************************


آغاز ولایت امام زمان )عج(

زمزمه

 

امشب ، شب عشق و شب شور و صفاس

امشب ، شب شادی کل شیعه هاس

یابن الحسن آقا دلم امشب فقط پیش شماس

جشن ولایت تو ، توی آسمونه

زده محبت تو ، از دلم جوونه

یامهدی ، به تو می بالم

یامهدی ، چقد خوشحالم

به‌ به به‌ ، به این اقبالم

یامهدی مدد یامولا

******

مهدی ، کبوترِ به روی بامتم

مهدی ، بیا خودم آقا غلامتم

ای یوسف زهرا اسیرم من اسیر دامتم

بیابیا که زهرا ، آقا چشم براته

تموم هستی من ، بخدا فداته

العجل ، کجایی آقا

العجل ، عزیز زهرا

العجل ، امیدِ دلها

یامهدی مدد یامولا

******

آقا ، بیا بگیر تقاص شیعه رو

آقا ، تقاص خون پاک مادر و

پایان بده رنج و عذاب این دلای مضطر و

اگه بیایی آقا ، شیعه سر فرازه

هوای زندگیمون ، با تو میشه تازه

وللهِ ، به تو مدیونم

تا آخر ، به پات می مونم

زیر لب ، دعا میخونم

یامهدی مدد یامولا

 

دریافت سبک




********************************


آغاز ولایت امام زمان )عج(

سرود

 

شیعه ی علوی ، دم بگیر تو با من

اگه بی قراری ، شربت وشیرینی

میدن عاشقا تو ، شب تاجگذاری

عشق علوی ، توی سینمه ، ذکر علی علی می‌گیرم امشب هر لحظه

دنیا ، اگه بی آقا بمونه ، به خدا قده یه  سرسوزن نمی ارزه

از شوق امشب بارونیه چشام

توی جشن امامت آقام

عشق مهدیه تو دلها علی الدوام

یابن الحیدر یوسف فاطمه

******

به هوای نجف ، میتپه دل من

یاعلی مددی ، ایوون حرمت

شده قاتل من ، یاعلی مددی

با مژه خاک پای زائراتو جارو میکنم و دلم میشه عاشق تر

زیر ایوونه حرم تو دم میگرم بانوای مدد یا علی حیدر

بارونیه دیده های ترم

با ذکرتو مست وقلندرم

کم نشه سایت الهی از روسرم

یا مرتضی علی علی مدد

******

اگه حیدریم ، آخه خورده گره

زندگیم باعلی ، بی بی فاطمه هم

ما رو کرده دعا ، تا میگیم یاعلی

دار و ندار منی تو مه شب تار منی هوای گدا تو داری

مونس دل منی تو دم روی لب منی بی نظیری وسالاری

تیره عشقت روی دلم هدف

آوارتم ای شه لوکشف

هواییم هواییه ایون نجف

 

یا مرتضی علی علی مدد

 

دریافت سبك




**********************************

 

آغاز ولایت امام زمان (عج)

سرود

(به سبك حال و روز دلامون)

 

همه ی آسمونا پر نوره

دلای زمینیا مسروره

برای امامت مولامون

دل دنیا پر شوق و پر شوره

شادی کنید موسم ، ولایتعهدی اومد

تاج شرف رو سرِ ، آقامون مهدی اومد

آقام آقام ای آقام یابن الحسن مدد

******

تو همه کاره ی قلب مایی

چقدر بهت میاد آقایی

حق داری امیر عالم باشی

آخه تو سلاله ی زهرایی

تا وقتی که زنده ام ، بلا گردونت می شم

اگه بیای سر رات ، آقا قربونت می شم

آقام آقام ای آقام یابن الحسن مدد

******

نفسم به نفست محتاجه

تو نباشی همه چیم تاراجه

هرکسی برات نکرده کاری

از تو لیست نوکرات اخراجه

وقتی بیای می دونم ، که به دنیا غالبی

تو محور وحدت ، همه ی مذاهبی

آقام آقام ای آقام یابن الحسن مدد

 

دریافت سبك



*******************************


آغاز ولایت امام زمان (عج(

سرود

 

اومد خبر از آسمونا وقت جنونه

آغاز امامت آقام صاحب زمونه

عالم و خبر کنید دوباره عید غدیره

حجت بن الحسن العسکری بر ما امیره

یا مهدی ، یا مهدی

******

زهرا بنگر مهدی به عالم شده رهبر

بسته به روی پیشونی سربند یا حیدر

همه ی خلق جهان محو جمال ماه او

همه انگشت تحیر به لب از نگاه او

یا مهدی ، یا مهدی

******

اسمت که رو لب گل میکنه میرم تا ابرا

بر هیبت زهرایی تو هزار ماشالله

ایشالله یه روز میای رو دلا مرحم میزاری

گل عشق و عاشقی تو دل عالم می کاری

یا مهدی ، یا مهدی

 

دریافت سبك




**************************************


آغاز ولایت امام زمان (عج)

سرود

 

گشته تابنده به عالم ، نور خورشید امامت

ای محبین ای محبین آمده عید ِ امامت

نُه ِ ماه ربیع ، به شوری بی بدل

بگو از جان و دل ، یا مهدی اَلعَجَل

یا مهدی اَلعَجَل

******

ما همه هستیم به شور و شوق و عشق و دیده ی تر

منتظر های ظُهور ِ مهدی ِ آل پیمبر

وَ شهد ِ ذکر او ، بُود اَحلا عسل

بگو از جان و دل ، یا مهدی اَلعَجَل

یا مهدی اَلعَجَل

******

اُمّت اسلام و عزّت ، کفر و نابودی و بُطلان

با ظهورش میشود هر شوره زاری چون گلستان

به خوبی و کرم ، ندارد او مَثل

بگو از جان و دل ، یا مهدی اَلعَجَل

یا مهدی اَلعَجَل

******

تا به آخر ای فدای ، نهضت و آن انقلابت

با امام و رهبر و خود هستم آقا در رکابت

سلاح ِ ما به دست ، اِراده منجلی

به سر یا فاطمه ، به لبها یا علی

علی مولا علی

 

دریافت سبك




*********************************


آغاز ولایت امام زمان (عج)

سرود

 

دوباره آمده فصل ِ، بهار ِ ناب ِ خوش عهدی

ربیعُ الاوّل و عالَم ، همه به ذکر یا مهدی

شور و شعف ، از عطای حضرت حق بر همه دلها مبارک

شکفتن ِ ، لاله های فخر و عزّت در دل ِ صحرا مبارک

امامت ِ مهدی ِ آل پیمبر یوسف زهرا مبارک

دارم ای آقا ، به سر هوای تو

حضرت مهدی ، جانم فدای تو

حضرت مهدی ، جانم فدای تو

******

شبیه ِ پاکی ِ زمزم ، زُلال ِ نم نم ِ بارون

به عشق یوسف ِ زهرا ، سامراییه دلامون

کاش که میشد ، سامرا باشیم و این جشن امامت رو بگیریم

ای خدا ما ، همگی بر بند عشق یوسف زهرا اسیریم

قسم به عشق،ما بی عشق و بی ولای ِ آل پیغمبر میمیریم

در دل عالم ، شور ِ ولای تو

حضرت مهدی ، جانم فدای تو

حضرت مهدی ، جانم فدای تو

******

میریم به آسمون عشق ، به سوی قُرب ِ الی الله

یکی با بال ِ تولا ، یکی با بال ِ تبری

لعنت ِ ما ، به تمام ِ دشمنای مکتب اسلام و قرآن

از اوّلی ، تا هم اکنون همنوا با رهبر و پیر جماران

آمریکا و صهیونیست و انگلیس و داعش و یاران ِ آنان

لاله ی سُرخم به کربلای تو

حضرت مهدی جانم فدای تو

حضرت مهدی ، جانم فدای تو


دریافت سبك




**********************************


آغاز ولایت امام زمان (عج)

سرود

 

ربیعه و وقت سرور و هم عهدی

رسیده ایام امامت مهدی

عشق تو تار و پود ما همه ، ذکر تو رو لبا به زمزمه

هر کاری برا تو کنیم به خدا کمه

سیدی ای عزیز فاطمه

******

برا حسینی ها عشق تو ایمانه

نه ربیع مثل نیمه ی شعبانه

میخونم مدیحه برای تو ، با دم همه نوکرای تو

سیدی جون ما فدای تو سیدی

سیدی ای عزیز فاطمه

******

به عالمی منجی به عالمی موعود

میشه با تیغ تو وهابیت نابود

یاور بشریتی آقا ، دشمن وهابیتی آقا

روح صلح و بهار امنیتی آقا

سیدی ای عزیز فاطمه

******

نهان به دل لعنت میگیم و می‌شماریم

اینه تبرایی که روی لب داریم

لعنت ِ ابدی به دشمنا ، فرقه ی صهیونیست و آمریکا

از سوی همه ی حسینی ها نوکرا

سیدی ای عزیز فاطمه

 

دریافت سبك




*********************************


آغاز ولایت امام زمان (عج)

زمزمه

 

نهم ربیع عید ولایت ، تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

******

لبخند خورشید ، بر ارض و سما

شور و شعف شد ، در دل هویدا

نور امامت ، شد جلوه گر در

شمس جمال ِ ، مهدی زهرا

شاهنشهی و عالم هستی گدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت ، تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

******

سید العالم ، جان جهانی

جان جهانی ، آرام جانی

نورُ الکواکب ، امام غائب

حجت اللهی ، صاحب زمانی

کبوتر دل می زند پر در هوایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت ، تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

******

به خوشحالی ِ ، ام ابیها

به ذریه ی ، پاک مصطفی

دعا کن شود ، رزق جمع ما

هم سامرا و ، هم کرببلا

ای قربان نافله و ذکر و دعایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت ، تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

******

غرق گناهم ، بده پناهم

در سوز و آهم ، ای تکیه گاهم

از همه جا من ، درمانده گشتم

اما تو دادی ، دوباره راهم

نفسم را کن ذبیح صحرای منایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت ، تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

دریافت سبك




**********************************


آغاز ولایت امام زمان (عج)

سرود

 

همه ز جا برخیزید ، به پای او گل ریزید

مهدی آل طاها ، گشته امام دنیا

******

جهان گل افشان گشته ، ستاره باران گشته

نور دو چشم زهرا ، گشته امام دنیا


******

جلوه ی نور مطلق ، تَبَلور جاءالحق

به اذن حی یکتا ، گشته امام دنیا


******

مصحف نور داور ، سوره ی قدر و کوثر

آن به دو عالم مولا ، گشته امام دنیا


******

عقیق سرخ عصمت ، درّ شکوه و شوکت

گوهر بحر دلها ، گشته امام دنیا

 

دریافت سبک




**************************************


آغاز ولایت امام زمان (عج)

سرود


نهم ماه ربیع الاول

خدا در کام دل ریزد عسل

روز مدیحه و سلام ماست

عید امامت امام ماست

بر لب تبارک است ، آقا مبارک است

یا مولا یا مولا یا مهدی

******

خندان است لاله در دشت و صحرا

میگیریم صله از دست زهرا

امامت حق الیقین گشته

  که دومین بعثت دین گشته

شد سَرور همه ، مهدی فاطمه

یا مولا یا مولا یا مهدی

******

یا مهدی ای دل و دلبر ما

امّید ملت و رهبر ما

ببین که ظلم و کینه پا بر جاست

شیعه غریب و بی کس و تنهاست

این است دعای ما ، یابن الحسن بیا

یا مولا یا مولا یا مهدی

******

این مردم این دو ماهه عزا را

نمودند گریه بر سبط طاها

به عاشقان مزد عزا آقا

عنایتی کن کربلا آقا

ای منجی جهان ، یا صاحب الزمان

 

دریافت سبک



موضوعات مرتبط: آغاز امامت امام زمان(عج)
[ 20 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

متن روضه امام حسن عسکری علیه السلام

سید مهدی میرداماد

بسم الله الرحمن الرحیم

یا رب الحسین بحق الحسین اِشف صدر الحسین بظهور الحجة

یا رب الحجة بحق الحجة اِشف صدر الحجة بظهور الحجة

*آجرك الله یا بقیة الله،امشب صاحب عزا خود ِ امام زمان ِ،اگه همه ی روضه های سالت بانی ِ عزا امام زمان ِ، امشب دیگه دم در می ایسته و شال عزا به گردن می اندازه، اعتقاد ما بر اینه تا اونها نخواهند كسی وارد مجلسشون نمیشه، امشب بگیم:آقا ممنونم ما رو صدا زدی برا بابات گریه كنیم،همین كه مارو قابل دونستی تو عزای پدرت صدا زدی، این صدا زدن معناش اینه آقا این دو ماه صفر و محرم عزاداری ِ مارو قبول كرده، میگه:شماها خب گریه كن هایی هستید بیایید.*

چون مهر به نور خود پیدایی و پنهانی

با آن که ز من دوری نزدیک تر از جانی

در حسن تو مبهوتم از صوت تو حیرانم

تو حضرت داوودی یا یوسف کنعانی 

*می خوای سر سلامتی بدی،بسم الله،مولا یا اباصالح، مولا یا اباصالح*

من زخم و تویی مرهم، من درد و تویی درمان

من خشکی و تو دریا، من تشنه تو بارانی

من با تو و تو با من، انصاف کجا رفته؟

من کمترم از مور و تو فوق سلیمانی

*حالا دست خالیت رو نشونش بده، مولا یا اباصالح، مولا یا اباصالح،آقا جان میدونم امشب شب ِ سختی است براتون، لذا هیچ حاجتی ندارم،اصلاً اومدم مجلس پدر بزرگوارت،هرچی حاجت داشتم رو پشت در گذاشتم،گفتم:بذار امشب برم براش گریه كنم،آقا جان امشب اومدم یه ذره آرومت كنم،اومدم با گریه هات گریه كنم،دیدید آدم بعضی وقت ها میره جایی عزای كسی به اون باز مونده چی میگه:اول حرفی كه می زنی میگی،غم ِ آخرت باشه.آقا جان خیالت راحت دیگه این غم ِآخر شماست،آقا مارو هم توی غمت شریك كن، آقاجان ماروهم صدا زدی برای پدرت گریه كنیم،آی سامرا رفته ها،اگه دیدی گوشه چشمت خیس شد بدون دارند راهت میدن توی حرم،اونایی كه دلتون داره پر میزنه:*

السلام علیك یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ .

کیستم من؟ گوهر ِده بحر ِ نور ِ کبریایم

آفتاب ِ سامره، روشنگر ِ مُلک ِ خدایم

آسمان معرفت را در زمین شمس‌الضحایم

کعبه‌ام، رکنم، مقامم، مروه‌ام، سعیم، صفایم

منظـر ِ حسـن خـدا مصباح انوارُالهدایم

من اباالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

من همان دریای نور استم که نور از آن دمیده

دین و دانش را خدا در موج موجم پروریده

در درونم گوهر نابی چو مهدی آفریده

انتهایم را به جز چشم خدا چشمی ندیده

بشنوید ای آسمانی‌هـا، زمینی‌ها صدایم

من اباالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

من علی بن جواد بن رضا را نور عینم

پیشتر از عالم خلقت هدایت بوده دِینم

گر چه در سنّ شبابم پیر خلق عالمینم

هم محمّد، هم علی، هم مجتبایم، هم حسینم

هم بوَد زهد و کمال و عصمت ِ خیرالنسایم

من اباالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

 من به شهر سامره خود کعبۀ اهل یقینم

پر زند همچون کبوتر در حرم روح‌الامینم

حاجت کونین می‌بارد چو باران زآستینم

حضرت مهدی پذیرایی کند از زائرینم

مهر و مه گیرند نور از گنبد و گلدسته‌هایم

من اباالمهدی امام عسکری ابن‌الرضایم

*خیلی ها تا امشب هنوز پیرهن مشكی شون رو در نیآوردن،خیلی ها می خوان این دوماهه ی عزا رو با شما جمع كنند، یا امام عسكری آقا جان، اجازه می دهید از زبان شما روضه بخوانم،دلت آماده ی روضه است،شك نكن امام زمانت هم با گریه ی تو گریه میكنه*

دوستان بر من و سوز ِ جگرم گریه کنید

به شرار دل و اشک ِ بصرم گریه کنید

حسنم، پاره جگر مثل عمویم حسنم

بر من و بر عموی ِ خون جگرم گریه کنید

من شهیدم ولی از خصم نخوردم سیلی

همه بر مادر ِ نیکو سیرتم گریه کنید

بعد من مهدی من بی کس و تنها ست

به غریبی ِ یگانه پسرم گریه کنید

*یا امام حسن عسكری حق داشتی دم مرگ یاد ِ فرزندت باشی،آخه كودك توی اون سن ِ كم نیاز ِ به بابا داره، چی می خوام بگم؟دلت رو ببرم كربلا،می خوام بگم:یا امام عسكری،شما دم آخر نگران بچه ات بودی،هر پدری نگران ِ بچه اش ِ، زود اهل روضه، روضه رو میگیرن،رو هوا روضه رو بزن، آقا جان خدا رو شكر بعد ازشهادت ِ شما،پسر ِشما، مهدی ِ شما، از نظرها غائب شد،كسی مهدیت رو اذیت نكرد، مأمورین اومدند اما امام زمان رو پیدا نكردن،خدا رو شكر هنوز آقای ما هست، هنوز آقای ما سالم ِ، كسی نتونست بچه ات رو اذیت كنه، اما كربلا حسین روی زمین افتاده،همچین كه بچه هاش اومدن دور ِ بدن،امام زمان شما یه پسر ِ چند ساله بودید،از نظر غائب شدی كسی صدمه نزد،اما كربلا دختر ِ حسین، خانم سكینه میگه:افتادم روی بدن،كی اومد دورش؟ می دونی چه كردن؟ نوازش نكردن، چه كردن؟ فجروها عن جسد ابیها (یعنی گرفتن كشیدنش)،یا صاحب الزمان شما پسر بودید،پسرها كمتر از دخترها عاطفی هستند،بازم داغ دیدی اما باباتو زخم دار ندیدی،باباتو مجروح ندیدی،آقا جان خدارو شكر یه زخم به صورت و بدن بابات ندیدی،اما قربون اون دختر ِ سه ساله ای برم كه وقتی كه سر ِ بریده رو بغل كرد:*

بابا دخترت از دنیا بریده

بدون ِ تو خوشی ندیده

ببین همه موهام سفیده

بابا

خوشی به قلبم دست رد زد

یه بی حیا بهم لگد زد

من بد نكردم ولی بد زد

*یه مرتبه دیدن لب هاشو گذاشت رو لبهای پاره پاره، ای حسین.....*

 

************************************************

 

 *مگه میشه مجلس، مجلس بابا باشه،پسر نیاد دم در بایسته؟ غریب آقا،غریب آقا*

می رود جسم من بر سر شانه ها

خون شود از داغم قلب ِ پروانه ها

مهدیم دیده تر زند زغصه بر سر

زیر لب می گوید مرو مرو ای پدر

وقت مرگم یاد ِ كربلا افتادم

یاد ِ آن امام ِ سر جدا افتادم

*شما مرغ بسمل میدونید چیه؟یه مرغ تو خون خودش بال بال بزنه، به این میگن مرغ بسمل*

پیش ِ چشم خواهر، غرق خون برادر

هم چو مرغ بسمل به موج خون زد پرپر

حسین.....

 

***********************************************

حاج محمد طاهری

     

جان به لب دارم و از درد كشم پا به زمین

ای قرار دل من دلبر من ای پسرم

عقید خادم امام حسن عسكریه، میگه دیدم آقا یه نگاه به من كرد، آخه وقتی جیگر پاره پاره میشه، دیگه سخن گفتن سخت میشه، بعضی وقت ها با اشاره باید صحبت كنه، هر طوری بود امام عسكری به من فهموند: عقید مقداری از این آب جوشانده برا من بیار. جیگرم داره از تشنگی میسوزه، عقید میگه آب آوردم. داخل یه ظرفی ریختم، دادم دست امام عسكری، آنقدر ضعف به پیكر امام حسن هست، آی جوونها، این امام هم در جوانی به شهادت رساندند. اختلافی كه از سن امام عسكری گفتند: بعضی ها 29 سال گفتند، بعضی ها 28 سال گفتند. اما میگه دیدم اینقدر ضعف بر پیكر امام عسكری هست، كه این ظرف آب و دستش دادم، هی میلرزید، اومد آب بخوره، اینقدر این ظرف به دندانهای آقا خورد نتونست آب و نوش جان كنه، آب از دستش رو زمین افتاد، فرمود: عقید برو در این اتاق كه در كنار من هست، یه آقازاده ای رو میبینی سر به سجده گذاشته، اون پسرم مهدی است، برو صدا كن مهدی بیاد اون به من آب بده،میگه اومدم در حجره ی بغل نگاه كردم، دیدم یه مهپاره ای سر به سجده گذاشته، انگشت سبابه اش را رو به آسمان گرفته، داره با خدا مناجات میكنه، ایستادم آقا نمازش رو سلام داد، عرضه داشتم آقاجان، پدرتون شمارو احضار كردن،با عجله آقا اومد، تا نگاه امام حسن، به جمال مهدیش افتاد، دیدم این بابا داره اشك میریزه، صدا زد یا سَیِّدَ اَهْل ِ بَیْتِهِ، مهدی جان إسْقِنِی الْمَاءَ بیا به من آب بده فَاِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی، من دیگه آماده ی سفرم، دارم میرم بابا، دیدم امام زمان آمد كنار بابا نشست، ظرف آب رو حجة بن الحسن تا كنار لبان مبارك امام حسن آورد، آقا لحظه های آخر، آب رو نوش جان كرد،یه نگاه تو صورت مهدیش كرد،صدا زد بابا، همه ی غصه ی من،غربت و تنهایی توست، بابا بعد من آواره ی بیابونها میشی مهدی جانم، بعد من بیابون گرد میشی پسرم.

همه ی غصه ی من غربت تنهایی توست

این چنین گریه نكن در بر من ای پسرم

با قد خم شده خویش مرا می خواند

از جنان مادر غم پرور من ای پسرم

آری این امام با جیگر پاره پاره، با لب تشنه، اما لب تشنه از دنیا نرفت،آب رو به لبان مباركش رسوندند، اما خود امام عسكری هم اون لحظه ی آخر، هی گریه برا جد غریبش، حسین می كرد، آی حسین........

 

           **********************************************

حاج حسن خلج

 

ز چشم پُر گوهر من خدا خبر دارد

خیلی امام حسن عسكری غریبه

ز چشم پُر گوهر من خدا خبر دارد

دیگه چی آقاجون؟ بگو ماهم خبر دار بشیم

زجان پُر شرر من خدا خبر دارد

فارسیش این میشه: سوختم،جیگرم آتیش گرفت.

كه بود معتصم و ظلم او چگونه شكست

زكینه بال و پر من خدا خبر دارد

امام حسن قربونت برم،آقاجان. غریب بودی می دونم، تنها بودی می دونم، در حصار بودی می دونم، جیگرت می سوخت می دونم، اول اثری كه زهر می ذاره، انسان رو تشنه میكنه، اینم می دونم. اما كنارت یه خانومی مثل مادر مهدی بوده، آقاجانم، امشب می خوام دل این دوستانت رو بسوزونم، با یادآوری غم یه حسن دیگه، اما من یه حسن سراغ دارم گوشه ی مدینه، محرمش،همسرش، زهرش داد، هی گفت: جعده جیگرم میسوزه، قطره ی آبی داد، نه والله، سوخت جیگر امام مجتبی علیه السلام

چون آتیش خشم جُعده افروخته شد

از زهر جفا جیگرش سوخته شد

 

آقا خدا صبرت بده،این جمعیت امشب جمع شدن بگن آقا،خدا بهت صبر بده،آخه ایام شهادت بابای غریبت امام حسن عسكری است،امشب از همین جا قافله ی دلهامون رو ببریم سامرا،هركی دوست داره با امام زمان هم ناله شه،بسم الله،آقام،آقام،آقام،فردا شب شب یتیمی امام زمان(عج)است،امام زمان میگه بابا،بابا،بابا،بمیرم،بمیرم،بابا،بابا،چهار پنج سال بیشتر نداشت،كنار بستر بابا نشته بود،بابا از شرار زهر به خودش میپیچید،هی ناله میزد،امشب برای این امام غریب یه جور دیگه ناله بزن،آری سر بابارو به دامن گرفت،بابا تو دامن پسر جون داد،اما بدن امام عسكری رو محترمانه تشییع كردند،همه ی شیعیان جمع شدند،حضرت با اینكه چهار پنج سال بیشتر نداره،خودش بر بدن بابا نماز خوند،یعنی بر بدن امام،امام باید نماز بخونه حالا من یه گریز بزنم،یه جمله بگم،بگم آقاجان،داغ پدر دیدی،اما این مردم اومدن بدن باباتو تشییع كردن،قاری های قرآن اومدن همه پشت سر این بدن بلند بلند قرآن خوندن،دلا بسوزه برا اون سه ساله ای كه هر وقت گفت:بابا،با سیلی تو صور

 

                            **************************************

سید مهدی میرداماد

 

                                         

ای قبله حرم،حرم سامرای تو

اگه همه مجالس، اعتقاد قلبیمونه،صاحب عزا امام زمانه،اگه با همه وجودتون حس میكنید،آقاتون دم در هر روضه و هر مجلسی می ایسته،دیگه امشب شب یتیمی امام زمانه،امشب خودش صاحب عزااست،قربونت برم،مردم اینجا برا بابات روضه گرفتند،نمی خوام به این زودی برم تو روضه،ولی می خوام یه كم دلتو نرم كنم،آروم آروم بریم اون حرمی كه نمی دونم،امشب كسی هست تو حرمش گریه كنه یانه،اما معمولاً می گن می ری عزا،می ری ختم، می گن خودتونو نشون صاحب عزا بدید،مگه نمی گن صاحب عزا دم در ایستاده،خودتو نشون بده،دست و رو سینه بذاری عرض تسلیت بگی،یه خورده دل صاحبان عزا خنك بشه،داغشون یه خورده التیام پیدا كنه،می خوام یه جمله بگم آقا كجایی مردم بیان بهت تسلیت بگن،اینها اُمدند امشب صاحب عزا رو ببینند،قربون شال عزایه به گردنت،امشب تنهایی نرو سامرا،مارم با خودت ببر.

ای قبله حرم ،حرم سامرای تو              بیت ولای دل حرم با صفای تو

قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو            روح ملك كبوتر صحن و سرای تو

آیینه جمال خداوند سرمدی              فرزند پاك چهار علی و  سه محمدی

رضوان بدان  جلال و شرف سائل درت    خورشید سجده برده به صحن مطهرت

روح رضااست در نفس روح پرورت         نامت حسن نه بلكه حسن پای تا سرت

میراث نور و هدایت زهادی ات                     علم  امام هشتم و جود جوادیت

یا اباالحجة   آقا یه نگاه بینداز، مارم گدای سامرا حساب كن ،خطاب كن.

انوار ده امام درخشد زروی تو            یادآور رسول خدا خلق و خوی تو

زیباترین دعای ملك گفتگوی تو          مسجود جن و انس بود خاك كوی تو

به به سر سفره كی اُمدی،شهادت كیه،می خوای براش گریه كنی .

بحری كه در صدف دُر جان پرود تویی   در دامنش امام زمان پرورد تویی

كی می تون ادعا كنه دلش امروز حرم سامرا نرفته، قربون قبری برم كه هنوز چند ساله ویرانه،

ویرانه مزار تو مسجود آسمان          قبر تو كعبه دل و  صحنت مطاف جان

زوّار هر شب تو بود صاحب­الزمان   کوری چشم دشمنت ای قبله جهان

بذار همه بدونن، اگه هزار بارم دل مارو آتش بزنن،قبر شما رو ویران كنن، اینها همونایی اند كه بقیع و ویران كردند،اینها از همون نسلند،اما اگه هزار بارم قبرتو ویران كنند،(وقبره فی قلوب من والاه)دل ما رو نمی تونن ویران كنند،مزار شما تو دل مااست،حرم شما تو دل مااست،دل ما رو نمی تونن از ما بگیرند.

تنها نه سامره، همه عالم دیار توست
هر جا رویم در بغل ما مزار توست

ای نُه سپهر فرش رفیع عبادتت
ای لطف و جود و مرحمت و بذل، عادتت

اقرار کرده دشمن تو بر سیادتت
یاد آمدم به فصل جوانی شهادتت

 

می خوام این بیت و از زبون همه شما بخونم ، ببینم چه جوری حقشو ادا می كنی،

ای زخم دل هماره فزون از ستاره ­ات                از ما سلام بر جگر پاره پاره ­ات

امشب اگه می خوای دل آقات یه خورده آروم بشه،هر كی بلده ناله بزنه، هی زیر لب بگو بقیة الله آجرك الله آقا سرت سلامت،،آقا شنیدم تو سنین خردسالی سر باباتو بغل گرفتی،جانم به این اشك های قشنگ ، مگه نفرمود،احدی در مصائب ما گریه نمی كنه،مگه اینكه ما گریه كنیم،اون به گریه ما گریه كنه،معلومه امام زمانم امروز داره گریه می كنه،قربون اشك چشمت برم،آقای من،حالا كه اینطوری گریه می كنی منم برات روضه می خونم،

یازده بار جهان در دل زندان كم نیست        كنج زندان بلا گریه باران كم نیست

سامرایی شده ام راه گدایی بلدم         لقمه نانی بده، از دست شما نان كم نیست،

امشب اُمدم پسرت یه روزی به من بده،یه سالمو با این روزی سر كنم، آخه ما دو ماه برا حسین گریه كردیم، بعضی ها ، هنوز پیراهن مشكیاشونو در نیاوردن،می خوان امروز از عزا بیرون بیان،اما عزای ما اون موقعی تموم میشه، كه  تو دست به دیوار كعبه بذاری،آقا جانم،مولا جانم

سامرایی شده ام راه گدایی بلدم         لقمه نانی بده، از دست شما نان كم نیست،

خبر داری كه امام عسكری نتونست،در طول عمرش یه بار سفره حج بره،حالا این بیت، اهل نكته

قسمت كعبه نشد تا كه طوافت بكند  بر دل كعبه همین داغ فراوان كم نیست

سادات منو ببخشند،علما منو ببخشند،امام زمان اگه شهادت باباتون نبود نمی گفتم،

پیش چشمان تو دشنام به مولا دادند        تا بگویند،در این شهر مسلمان كم نیست

ای وای.. اونایی كه آماده ناله زدنند،اونایی كه هنوز صدا دارند،نفس دارند،

زخم دندان تو  و جام پر از خونابه       ماجرای ایست كه در ایل تو چندان كم نیست

وقتی مثل فردا،از پسرش تقاضای اون ظرف شربت رو كرد، اینقدر این بدن ضعیف شده ،اینقدر این بدن نحیف شده،امام زمان با دستش این ظرف و نزدیك دهان بابا آورد،الله اكبر،روایت می گه همچین كه ظرف اُمد جلوی دهان از شدت ضعف،هی به دندونای حضرت خورد،نمی دونم اون لحظه امام عسكری یاد چه لحظه ای افتاد،نالشو می زنی یا نه،امام زمان برا این روضه خون گریه می كنه،شاید یاد اون لحظه ای افتاد،كه عمه جانش دید دارن با چوب خیزران می زنند،این ناله حسینت می بردت كربلا،دید دارن با چوب خیزران،ای حسین.....

بوسه جام به دندان تو یعنی این بار    خیزران نیست ولی روضه دندان كم نیست

از همان دم پسر كوچكتان باران شد    تا همین لحظه كه خون گریه باران كم نیست

یا امام عسكری كفنت كردند،از رو زمین بلندت كردند،تشییع جنازه شدی،با احترام،اگه قبرتو ویران كردند،اگه به گنبد و بارگاهت جسارت كردند،دیگه به خودت جسارت نكردند،به بدنت جسارت نكردند،نذاشتند بدنت رو زمین بمونه،زود بدنت رو  خاك كردند،دفن كردند،امامن یه آقایی رو می شناسم،بدنش سه روز  رو زمین كربلا،آخ،پسرت اُمد بر بدنت نماز خوند بدنت رو دفن كرد،اما یه روزی كربلا امام سجاد،یه نگاه كرد،عمه جانش دید بدن داره می لرزه،داره جون از بدن مفارقت میكنه،صدا زد چی شده عزیز دلم،چرا بدنت داره می لرزه،صدا زد عمه،اینها ظاهراً مارو مسلمون نمی دونند،چرا؟آخه بدنای خودشونو دارن دفن می كنن،انگار بدن بابام رو زمینه.

حسین...این ناله برسه كربلا،حسین...كاشكی فقط بدنو دفن نمی كردند،روضم تمام،كاش فقط بدنو می گذاشتن رو زمین بمونه،به بدن دست نمی زدند،می دونی چه كردند،خواهرش اُمد تو گودال قتلگاه،یه نگاه به اون بدن انداخت،این بدن كیه؟ چیكار كردند؟یا صاحب الزمان ببخشید آقا،شهادت پدر بزرگوارتونه،شما ناله بزنید،چكار كردند؟اسباشونو نعل تازه زدند،بدن حسین زهرارو زیر اسب ها،به نیت فرج امام زمان، سه مرتبه یا حسین یا حسین یا حسین

                                                    

 

آسمان ماتم گرفته از جفا یابن الحسن

سر کشیده ساقی آن جام بلا یابن الحسن

بر دل یاران غمی ناگفتنی بنشسته است

غرق ماتم گشته شهر سامرا یا بن الحسن

دانم از داغ پدر گریان و سوزانی چو شمع

در کنار قبر او داری نوا یابن الحسن

ای امید آخرین ای روشنی بخش دلم

ای که باشی کنون صاحب عزا یابن الحسن

در عزای باب خود صاحب عزای مجلسی

بر عزاداران خوش آمد گو بیا یابن الحسن

روز شهادت مولا و آقامون امام حسن عسگری است ، امروز شیعه عزادار است کاش امروز سامرا بودیم در حرم مطهر آن بزرگوار عرض ادب می کردیم یابن الحسن سرت سلامت .

امروز عاشقان اینجا مجلس عزا برای بابای مظلومت منعقد کردند . آقا رسم است صاحب عزا می آید دم در می ایستد هر کسی وارد مجلس می شود خوش آمد می گوید : آقا نظر کن .

از دیده سرشک غم ببارد مهدی

بر قبر پدر جبین گذارد مهدی

هر جا که عزای عسکری منعقد است

در بزم عزا حضور دارد مهدی

امروز سامرا چه خبر بود؟ امام زمان در سن کودکی بر بدن نازنین بابا نماز خواندند شیعیان و دوستان بودند ، بدن آن امام را با عزت و احترام تشییع نمودند سامرا ، کنار قبر پدر بزرگوارشان امام هادی آن بدن دفن شد .  دلهاتان آماده است یک جمله بگویم : بفدای آن بدنی که خواهرش زینب نشناخت ، دیدند زینب خیره خیره به آن بدن نگاه می کند  یک وقت هم صدا زد : آیا تو حسین منی و ... همه صدا بزنید حسین ...

 



موضوعات مرتبط: امام عسگری(ع)
[ 17 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

متن روضه امام حسن عسکری علیه السلام

سیدمجید بنی فاطمه

عزا گرفته یوسف زهرا

یتیم شده سُلاله ی طاها

بمیره نوکرت شدی تنها

سرت سلامت آقا..

یه ابر خسته داره میباره

روزا دیگه مثه شبا تاره

از این عزا خدا عزا داره

سرت سلامت،آقا..

فدای شال ماتمت آقا

فدای اشک نم نمت آقا

بذار بمیرم از غمت آقا

سرت سلامت،آقا..

***

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

***

هوای آسمون شده بارون

از این مصیبت ِ چشا گریون

غریب بودن امام حسن هامون

آخه آقام غریب ِ،آقام غریب ِ

برای غربتش دلم خونه

غریبی شو کسی نمیدونه

حتی مزارش هم تو زندونه

آخه آقام غریب ِ،آقام غریب

* یا صاحب الزمان!سن و سالی نداشتی،یتیم شدی، بی بابا شدی میدونم،آزارت دادن،رها کردی سر به بیابان ها گذاشتی،میدونم، من بمیرم برا اون دختری که سن و سالی نداشت، هر جا می گفت:بابا! تا عاقبت می گفت: نزن دیگه بابامو صدا نمی زنم*

با زهر کینه از همه سیر شد

فداش بشم چه زود زمین گیر شد

جوون بود آقامون یهو پیر شد

براش بمیرم..

پیرن سیاه خدا نگهدارت

شال عزا خدا نگه دارت

امام رضا خدا نگه دارت

دلم گرفته..

اگه که گریه کردم این شبها

اجازه داده مادرت زهرا

حالا شبا کجا برم آقا

دلم گرفته...

*من تازه عادت کرده بودم،از فردا دلم میگیره*

غریبیِ تو ما رو عاشق کرد

برا تو مادرت هق هق کرد

سه ساله تو خراب ها دق کرد

برات بمیرم...

* قربون اون آقایی برم،امشب سر رو قبر بابا میذاره*

 

*****************************************

سیدمجید بنی فاطمه


 

 

زهر افتاده به جان جگرم، مهدی جان

*وقتی از بدن خون میره،اول اثری که میذاره روی دست ِ، قوت دست و پا رو میگیره*

زهر افتاده به جان جگرم، مهدی جان

 لرزه افکنده ز پا تا به سرم مهدی جان

 به لب خشک پدر جرعه ی آبی برسان

*جیگرم داره میسوزه بابا*

 که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان

 قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد

 کشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

 لحظه ای نیست عزیزم که تداعی نشود

 وقعه ی کرب و بلا در نظرم مهدی جان

 قدح آب روان تا به لبم شد نزدیک

 عطش اهل حرم زد شررم مهدی جان

 بشکند دستی که با بغض علی سیلی زد

 به رخ عمه ی نیکو سیرم مهدی جان

*دستش داره میلرزه،غلامش رو صدا زد،فرمود:برو تو حجره به عزیز دلم بگو بیاد، میگه وارد حجره شدم دیدم آقازاده ای صورت به سجده گذاشته،انگشت سبابه رو بالا آورده داره دعا میکنه برا بابا،گفتم:آقازاده باباتون صداتون میکنه،همچین که صورت برداشت،صورت مثل قرص ماه، مؤدب اومد. امام عسکری فرمود:مهدی جان! پسرم میخوام تو به من آب بدی،آب رو گرفت جلوی لبای تشنه و خونی بابا،بابای مظلومم،بابای غریبم."همین جا سؤالی میکنیم" یا صاحب الزمان! سن و سالی نداشتی میدونم،بابات جوون بود میدونم،اما تلاش کردی گفتی بابام تشنه از دنیا نره. من بمیرم برا اون آقایی که تشنه افتاد توی گودال*

همه از خیمه ها بیرون دویدن

ولی سالار زینب را ندیدن

*یکی میگه ذوالجناح آقام رو چه کردی؟یکی میگه:ذوالجناح! مولام رو چه کردی؟ یکی میگه: ذوالجناح داداشم رو چه کردی؟ یه وقت دیدن یه دختر همه زنهارو کنار زد،همچین که اومد کنار ذوالجناح،گفتن سکینه میخواد چه کنه؟ دستش رو بالا آورد،انداخت گردن ذوالجناح،اسب بابام!،میدونم بابام رو کشتن،اما ازت یه سئوال دارم،وقتی بابام میرفت میدون،لباش تشنه بود،بگو ببینم آیا به بابام آب دادن یا نه؟."بگم جیگرت بسوزه،من از زبون ذوالجناح میگم:"*

هر چه می گفت که من تشنه لبم سنگ زدن

ناله اش در دل کوفی اثر داشت نداشت

 

**********************************

سید مهدی میرداماد

 


ای گِرد کاروان تو را حُسن مشتری 

بر خسروان گدای تو را نیز برتری

کنیه: «ابامحمّد» نام خوشت: «حسن»

«ابن‌الرضا»، ولیِّ خدا، شهره: «عسکری»

*از امام جواد به بعد همه رو میگن:ابن الرضا، هم امام هادی رو میگن:ابن الرضا و هم به امام عسکری*

خاک حریم قدس تو را فیض عیسوی 

عبد دَر ِ تو را روشِ بنده‌پروری

یک آسمان ستاره زمین‌بوس آستان

صدها هزار مشتری‌ات گشته مشتری 

*چشم دل میخواد ببینی ملائکه آسمان دارن دور ضریحش می گردن،آسمانی ها،ماه و ستاره و خورشید زائر حرمشن*

پایت در آسمان، حرمت «سرّ من را» 

از «سرّ من رآ»ت بر افلاک رهبری 

*کی هستی آفا!؟*

نام‌آوران برند به تجلیل از تو نام 

پیغمبران کنند به مهرت پیمبری

با یک نسیم سامره‌ات می‌توان گرفت

فیض مسیح از دم بیمار بستری 

حاشا که هر حسن «حسن عسکری» شود

تو دیگر اَستی و دگرانند دیگری 

باید پدر تو باشی و مهدی بوَد پسر 

بر این گهر به جز تو کسی نیست گوهری

دردا که کشت معتمدِ سنگدل تو را

در هشتم ربیع نخست از ستمگری

*آقاجان!امشب شب یتیمی شماست،یا صاحب الزمان! این مردم هم اومدن برای شما گریه کنند،این مردم همونایی اند که دو ماه محرم و صفر قبل از هر روضه،قبل از هر گریه،اول گفتند:یا صاحب الزمان!. اول برای سلامتی شما دعا کردن،اول برای غصه های دل شما اشک ریختن،حالا به اعتقاد من اومدن این دو ماهه ی نوکریشون رو امشب شما مُهر بزنی،آقاجانم!مولا،مولا،اجازه بده بگم:آجرک الله یا بقیة الله

خیلی سخت گذشت امشب و فردا به امام زمان، یه جوری میخوام ناله بزنی،اگه الان سامرا  بودی،کنار حرمش. ان شاءالله نابود بشن دشمنانش،این ضریح جدید برده بشه نصب بشه،ما بریم ببینیم یه ضریح شش گوشه دیگه هم هست، از این غربت بیرون بیاد این حرم*

 

*******************************

سید مهدی میرداماد

 


 

*روضه بخونم،معطلت نکنم،میگم:یا صاحب الزمان! شما لحظه های آخر سر بابات رو بغل کردی*

جا دارد ار برای تو گِریند روز و شب

جنّ و ملک، زمین و زمان، حوری و پری

*چرا گریه کنند؟ گریه داره فرزند خردسال جون دادن باباشو ببینه؛گریه داره. بگم:یا صاحب الزمان! سر بابا رو بغل کردی؟آری، سر بابا رو به سینه چسباندی."ببرمت یه جایی،نشون بده اهل ناله ای" اما دیگه سر بابات زخم نبود آقا،دیگه سر بابات خونی و خاکی نبود آقا"چی میخوام بگم؟کجا مگه رفتم؟"دیگه سربابات محاسنش خضاب به خون نبود"اگه ناله زدی میگم،ناله ی شب شهادتی میخوام"یا صاحب الزمان! سربابات رو بغل کردی،اما دیگه رگ هاش بریده نبود. قربون اون دختری که نیمه شب سر رو بغل کرد"بریم سراغ روضه ی این دختر، من مطمئنم امام زمانم میخواد برا عمه اش گریه کنه"

بابا! مگه نگفتی بر می گردم؟

بیا میخوام دورت بگردم

عمه رو خیلی خسته کردم

*یا صاحب الزمان!شما سر باباتون رو برداشتید،رو پا گذاشتید،اما سری که به بدن وصل بود،خود بابا کمک کرد لحظه ی آخر تو دامن شما،اما قربون دستای زخمی ِ این دختر برم، اون باباهایی که دختر دارن برن یه شب امتحان کنند، خودت رو کنار دخترت بزن به خواب، ببین بچه ات خودش میخواد سرت رو برداره،"اهل کنایه حرف من رو بگیرن" سر سنگین ِ، دختر سه ساله دستاش کوچیکه، نمیتونه تنهایی سر رو برداره، نمیدونم چه بلایی سر این سر آورده بودن، تنهایی سر رو بغل کرد،به سینه اش چسبوند،"فَوَضَعَت فمِها علی فمِه الشریف" لباش رو روی لبای باباش گذاشت،حسین.....ای تشنه لب،حسین....*

دو نگاهی که داشتم  همه عُمر،تا قیامت نرفته از یادم

نگه اولی که دل بردی، نگه آخری که جان دادم

 

*******************************

میثم مطیعی

 


*سنی نداره امام حسن عسكری،28 سال داره، اینقدر آزار و اذیت دیده،اینقدر تحت نظارت و كنترل بوده،تاریخ هم خیلی كم به ما رسونده از این امام مظلوم،اینقدر جو  اختناق و تقیه بوده،چیز ِ زیادی از زندگی ِ آقا به ما نرسیده،امشب به امام زمان تسلیت بگیم.*

باز هم می شود حسینیه

وسعت قلب درد پرورتان

سامرایی شدیم و می گوییم

تسلیت، تسلیت امام زمان

*شیعه ها مثل امشب وارد حرم میشن صدا می زنند،آجرك الله،یا صاحب الزمان.آقا جان ما در روایت داریم كه فرزند باید احترام دوست پدرش رو نگه بداره، وقتی یه بابایی از دنیا میره،دوستان اون آقا باید مورد احترام فرزندش باشند،آقاجان ما پدرشما رو دوست داریم،ما وقتی سامرا می ریم دلمون میشكنه*

تسلیت ای به درد ها مأنوس

تسلیت ای بَقیَّتُ الزَّهرا

بیت الاحزان سینه ات این بار

پُر شده از مصیبت بابا

این حسن ها چقدر مظلومند

این غریبی ز قبرشان حاکیست

این حسن ها عجیب مادری اند

از همین رو قبورشان خاکی است

دشمنان ِ خبیث این دو حسن

قلب شان را به زهر آغشتند

آتش افکنده اند در دلشان

هر دو را آه، خون جگر کشتند

یابن زهرا ببین ز سوزش زهر

پدرت مثل بید می لرزد

دم آخر درون کاسه ی آب

جان مولا! چه دید می لرزد

*آخه شیخ طوسی در كتاب ِ الغیبه نقل كرده، امام عسكری كاسه ی آب رو به دست گرفت،اینقدر زهر به بدن مباركش اثر كرده بود،وقتی كاسه رو بالا آورد،این كاسه به دندان های مباركش خورد،اگه اجازه بدید یه گریزی به كربلا بزنم،امام زمان آمد كاسه رو بدست گرفت به بابا با احترام آب داد لحظه های آخر، اما دلها بسوزه برای اون آقایی كه ، اون نامرد چوب خیزران برداشت،اینقدر بر لب و دندان ِ ....*

دم آخر درون کاسه ی آب

جان مولا! چه دید می لرزد

دید دور از حضور یک سقّا

در حرم حرف قحطی آب است

دید در قتلگاه، بین دو نهر

لب جدش حسین بی تاب است

پدرت، لحظه های آخر عمر

آب از دست پاکتان نوشید

دم آخر پسر نداشت حسین

تشنگی از گلوش می جوشید

*سر بابا رو به دامن گرفتی،دلها بسوزه برا زین العابدین،پرده ها رو كنار زد.*

روی جسمش نشست آن ناپاک

خنجرش را به گردنش که نشاند...

با یکی نه، دوازده ضربه

ناله ی مادری به گوش رسید

خواهری از فراز تل نالان

سمت گودی ِ قتلگاه دوید

*ای حسین......*

شاعر :امیر عظیمی

***********************************

میثم مطیعی

 

 

پَر ِشکسته به بالا نمیرسد هرگز

تلاش میکند امّا نمیرسد هرگز

کبوتری که هوایی نشد در این وادی

به آسمان تمنا نمیرسد هرگز

اگر اجازه نیاید که تا ابد مجنون

به سوی خانه لیلا نمیرسد هرگز

چنان مقام به عشاق میدهد الله

به فکر مردم دنیا نمیرسد هرگز

مقام سلطنت و پادشاهی ِ عالم

به پای رعیتی ما نمیرسد هرگز

و بی ولای تو و خانواده ات آقا

کسی به عالم معنا نمیرسد هرگز

بدون گوشه ی چشم تو شیعه در محشر

به خاکبوسی ِ زهرا نمیرسد هرگز

مسیح ِ آل محمد ، مسیح ِ زهرایی

به گَرد پای تو عیسی نمیرسد هرگز

پرم به شوق هوای تو وا شده آقا

کبوتر تو به سویت رها شده آقا

زمان مستی ما انتها ندارد که

مریض عشق تو بودن دوا ندارد که

بهشت من تویی آقا بهشت را چه کنم ؟

بهشت بی گل رویت صفا ندارد که

فدای بنده نوازی و مهربانی تو

سرای لطف تو شاه و گدا ندارد که

کجاست حاتم طاعی ببیند اینجا را

کسی شبیه تو دست عطا ندارد که

سرای توست پذیرای آرزومندان

کسی به قدر تو حاجت روا ندارد که

تویی که آینه ی حی ذوالمنن خواندند

عزیز قلب رضایی تُرا حسن خواندند

 امام عسکری ، آقا ، امیر ، مولانا

دو دست خالی مارا بگیر مولانا

گدای نیمه شب ِ بین این گُذر هستم

بیا و بگیر دست از فقیر مولانا

نگاه روشن خود را ز ما دریغ مکن

منم به دام نگاهت اسیر مولانا

به نفس سرکش و طغیانگرم نگاهی کن

دعا نما که شوم سر به زیر مولانا

بگو به ما : وسط برکة السباع چه شد

که بوسه زد به قدوم تو شیر مولانا

*مرحوم كلینی در كافی روایت كرده:وقتی آقا رو خیلی اذیت می كردند،به امام خیلی سخت می گرفتند،مولای مارو بین درنده ها انداختن كه تحقیرش كنند،نمایشی بشه كیف كنند،درنده ها اومدند دورش رو گرفتند،شاید اونایی كه تماشا می كردند گفتند:دیگه كارش تمومه،دیدن درنده ها همه پوزه به خاك می مالند،شروع كرد امام حسن عسكری با امنیت خاطر نماز خواندن.*

بصیرتی بده آقا که راه کج نرویم

تویی تو آینه ی یا بصیر مولانا

به کوری ِ همه دشمنان ، خدای کریم

نوشته نام تو را از غدیر مولانا

تویی که چشمه ناب معارفی آقا

کمال سیر و سلوک ِ هر عارفی آقا

هر آنچه ناز فروشی تو مشتری هستم 

میان صحن تو دنبال نوکری هستم

هزار مرتبه مدیون ربنای توام

اگر که شیعه ی مجنون ِ حیدری هستم

چه منتی به سر ِ من نهاده دست شما

كه سر سپرده ی فرمان رهبری هستم

به روز حشر کِشم نعره های مستانه

که من غلام غلامان عسکری هستم

مجیر آل رسولی مدد اباالمهدی

فروغ چشم بتولی مدد اباالمهدی

بیا دوباره کَرَم کن به این گدای خودت

پَرَم بده گُل زهرا تو در هوای خودت

خدا کند که شبی هم مِس وجود مرا

طلا کنی تو به اعجاز کیمیای ِ خودت

نشسته ام بنویسی مرا مسلمانت

که آشنا کنی ام باز با خدای خودت

خدا کند بگذاری تو دستهای مرا

به دستهای گُل ِ غایب از سرای خودت

چه میشود که زمان ظهور فرزندت

فدایی كنی تو مرا پای بچه های خودت

تمام حاجتم این است یوسف هادی

مرا خودت برسانی به سامرای خودت

گدای سامره هستم دو دست من خالی است

گدایی ِ سر کوی شما عجب حالی است

عطش میان حرم رود نیل می گردد

سِرشک دیده ی ما سلسبیل می گردد

کسی که زائر قبر غریبتان باشد

میان آتش غمها خلیل می گردد

*شیخ طوسی در تهذیب نقل كرده:ابوهاشم جعفری میگه:آقا به من فرمود: قَبْرى بسُرَّ مَنْ رَأى اَمانٌ لاَِهْلِ الْجانِبَیْنِ، قبر من ِ امام عسكری در سامرا برای دوست و دشمن مایه ی امان و امنیت ِ، سنی هایی همه كه اونجا زندگی می كنند،تحت پناه ِ و حفظ آقا هستند.*

به حلقه های ضریحی که نیست در حرمت

دل شکسته زائر دخیل می گردد

دوباره پای برهنه به جاده می آییم

به سوی صحن و سرایت پیاده می آییم

*******************************

مهدی میرداماد

 

 

از ما زمینیان به شما آسمان سلام

*امشب شب ِ شهادت ِ امام عسكری است، امشب یه جور دیگه ای باید ناله بزنی،اول از همه باید بگی آقا جان سرت سلامت، آقاجان آجرك الله، دو ماه برا جدت گریه كردیم و ناله زدیم و سینه زدیم و عرض ادب كردیم، اومدم بگم: آقای من قربون شال عزای به گردنت،آخه چقدر غم و غصه به دلت داری؟چقدر آقا جان اندوهگین و ناراحتی؟ نبینم آقامو توی غصه*

از ما زمینیان به شما آسمان سلام

مولای دلشکسته، امام زمان سلام

*خیالم راحت ِ هر عزایی رو گفتم آقام صاحب عزاست،با اعتقاد گفتم،اما مطمئنم امشب شما دم در ِ جلسه ایستادید*

 این روزها هزار برابر شکسته ای

حالا کجای ِ روضه ی بابا نشسته ای

 رخت سیاه  ِداغ پدر کرده ای تنت

قربان ریشه های نخ شال گردنت

 آماده می کنی کفن و تربت و لحد

مرد سیاهپوش، خدا صبرتان دهد

*خیلی از شهادت ِ امام حسن مجتبی 28 صفر نگذشته، اعتقاد من بر اینه هر دوی این امام  حسن ها مادری هستند،اصلاً اسم امام حسن بیاد باید اسم مادرش بیاد،از شهادت امام مجتبی تا شهادت امام عسكری چند روز میگذره؟27صفر تا 9 ربیع،از شما سئوال میكنم،همه ی شما بزرگ شده ی پای منبرید،با ناله جواب من وبدید، از اون شهادت تا این شهادت چه به سر ِ مادر ِ ما اومده؟ یكی بگه مادر من حالش چه طوره؟ یكی بگه خبر از مادر سادات داره یا نه؟ یه نفر پاشه بره میدنه سراغ بگیره*

  گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای

این روزها کنار دو بستر نشسته ای

 انگار غصه دار جراحات سینه ای

گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای

 یکبار فکر زهر و دل ِ پر شراره ای

یکبار فکر واقعه گوشواره ای

 با اینکه بر سر ِ پدر ِ دیده بسته ای

اما به یاد مادر پهلو شکسته ای

روضه شهادت امام حسن عسكری –سید مهدی میرداماد- قسمت پایانی:

اسم زهرا میاد باید دستت رو مشت كنی بزنی توی سینه ات، ترك ها می خوان مادرشون رو صدا بزنن میگن:آخ ننه،ننه،ننه، من یه جمله آذری تقدیم كنم به آقا امام زمان،میگن:یارالی ننه، معنی كنم،مادر ِ زخمی ِ من، مادر ِ پهلو شكسته ی مكن، آقا جان به شما معتمد زهر داد جگرتون رو پاره كرد،شما جوان بودید به شهادت رسیدید، باز 28 سال داشتید،اما مادر ِ ما 18 سال بیشتر نداشت، امام عسكری رو به زهر كشتند، تاریخ هم نوشته، اصلاً هر كی از دنیا بره باید دكتر علتش رو مشخص كنه امضا كنه تا جواز دفن بدن،دلیل شهادت امام عسكری معلومه،اما من از شما سئوال میكنم یه مادر ِ هجده ساله ی باردار؛ مادری كه بین در و دیوار افتاد رو زمین،دلیل  شهادتش چیه؟ امام باقر دلیل شهادت رو خودش عنوان میكنه، فرمود سبب ِ شهادت مادر ما:الهی بشكند دست مغیره ... اینقدر نانجیب با ضربه ی غلاف بازوی ِ زهرا رو هدف گرفت، بگو :یازهرا...،سبب امام عسكری زهر بود،سبب مادر ما ضربه های غلاف بود،اما سبب شهادت جد ِ غریبش حسین، وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ،ای حسین.....

 



موضوعات مرتبط: امام عسگری(ع)
[ 17 / 9 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه،زمزمه،شور..شهادت امام عسکری (ع) بهمراه سبک اجرا

ائمه ی مدفون در سامرا

شور

(به سبك سلام ما به حضرت عشق)

 

ای پسر حضرت زهرا ، هر موقع دلتنگ شماییم

با پای دل به عشقت آقا ، راهی شهر سامراییم

روی تو خورشید و مهتاب ، بیچاره هارو هم دریاب

آبرومون اینه آقا ، ما سائلیم و تو ارباب

یا سیدی یبن الزهرا

******

ایشالا یک روزی ببینیم ، شُهره میون عالمینیم

از حرم قشنگت آقا ، زائر مرقد حسینیم

بشنو ز رحمت یا مولا ، سوز و نوای ما ها رو

امضا کن آقا برات ِ ، کرببلای ما ها رو

یا سیدی یبن الزهرا

******

حسین حسین مرثیمونه ، اشک فرشته ها روونه

شبای جمعه مادرس تا ، سحر براش روضه میخونه

زان گوهر پر قیمت و ، نابت ندادن ای مادر

کشتن تو رو بین گودال ، آبت ندادن ای مادر

مولا حسین یبن الزهرا